کد خبر 150540
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۳

خاطره ای به نقل از مرحوم علامه محمدتقی جعفری

شهید مطهری عاشق این شعر بود

بنیاد شهید مطهری در جدیدترین پست خود در شبکه اجتماعی مطلبی را به نقل از مرحوم علامه محمدتقی جعفری پیرامون شعری که شهید مطهری را شیفته خود کرد، منتشر کرده است که در ادامه می‌خوانیم و می‌بینیم.

حیات- مرحوم استاد محمدتقی جعفری چنین روایت می‌کند: یک روز با مرحوم شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (ره) با جمعی نشسته بودیم. گفتیم که هریک از ما از کدام شعر خیلی خوشش آمده؟!

هریک از دوستان شعری خواند؛ ایشان گفت: من از این شعر سعدی خیلی خوشم آمده است:





آب حیات من است خاک سر کوی دوست

گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار

فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست

داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار

مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست

دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا

گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست

گر متفرق شود خاک من اندر جهان

باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست

گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل

روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست

هر غزلم نامه ایست صورت حالی در او

نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست

لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر

سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست

منبع: رسائل فقهی، استاد محمدتقی جعفری، ص ۳۲۵

برچسب‌ها