ساعت 11 آن روز «سرلشکر محمدولی قرنـی» در حیـاط منـزل شـخصی اش در خیابان ولیعصر مـورد هدف گلوله قـرار گرفـت. احتمـاالاً او را از بیـرون سـاختمان و از داخـل سـاختمان های روبـه رو مورد هدف قـرار دادند. صدای فریاد قرنی که می گفت: «سـوختم»، «سـوختم» همسـرش را از داخل ساختمان به حیاط کشاند و او با پیکر غرقه در خـون قرنـی که در حیاط افتاده بود، روبه رو شـد. ضارب شـهید سرلشـکر قرنـی، یکـی از اعضای گروهک فرقان به نام حمید نیکنام بود که دسـتگیر و اعدام شد؛ اما همیشه جای این شهید بزرگوار در ارتش خالی است.
از تولد تا ارتش
محمدولـی قرنی سـال 1292 خورشـیدی، بـه دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان گلبهار اصفهان و تحصیلات متوسطه اش را در دبیرستان دارالفنـون در تهـران آغاز کرد و در دبیرسـتان نظام ارتش به پایان رسـاند. در سـال 1309 وارد دانشـکدۀ افسـری شـد و در سـال 1313 با درجه سـتوان دومی، در رسـته توپخانه فارغ التحصیل شـد. در دوران خدمت خود مشاغل مهمـی همچـون کفیـل فرمانده گـردان 2 هنـگ 4 توپخانه، فرمانـده گردان 105، رییـس رکن دوم سـتاد مرکـز تعلیماتی آمادگاه، فرمانـده پارک توپخانه لشـکر 2، رییس رکن سـوم لشـکر 2 مرکز، رییس ستاد لشکر 2، معاون اداره دوم سررشـته داری ارتـش، فرمانـده تیپ مسـتقل رشـت، رییس رکـن دوم و معاون ستاد ارتش را برعهده گرفت.
تلاش برای انقلاب
آخریـن سـمت او پیـش از اخـراج از ارتـش، ریاسـت رکـن 2 و معاونـت سـتاد ً از همـۀ جوانـب هم ارتـش بـود. سرلشـکر قرنـی در فکـر کودتـا بـود و ظاهـرا شـرایط فراهم شـده بود؛ اما در شـگفتی تمام کودتا «لو» رفت و اغلب قریب به اتفاق عواملش، ازجمله سرلشـکر قرنی دسـتگیر شـدند. قرنی، همکاران و همفکرانش دسـتگیر و محاکمه شـدند. دادگاه، سرلشـکر قرنی را به اخراج از ارتـش و سـه سـال حبـس محکـوم کـرد. او در اسـفند 1339 از زنـدان آزاد ً تحـت مراقبـت امنیتی قرار شـد و از آن پـس شـدیدا داشـت. شـهید قرنی بـه دلیل همکاری بـا روحانیت در جریـان نهضت امـام خمینی (ره) مجدد به زندان رفـت و در دی مـاه سـال 45 آزاد شـد. در جریـان انقلاب بـه نیروهـای انقالبی پیوسـت و بـه عضویت شورای انقالب انتخاب شد. روز 23 بهمن، سرلشکر قرنـی، ضمن اعـاده به ارتش با درجۀ سرلشـکری به عنوان رییس سـتاد مشـترک ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی (ره) منصوب شد.
تلاش برای انقلاب
آخریـن سـمت او پیـش از اخـراج از ارتـش، ریاسـت رکـن 2 و معاونـت سـتاد ارتـش بـود. سرلشـکر قرنـی در فکـر کودتـا بـود و ظاهـراً از همه جوانـب هم شـرایط فراهم شـده بود؛ اما در شـگفتی تمام کودتا «لو» رفت و اغلب قریب به اتفاق عواملش، ازجمله سرلشـکر قرنی دسـتگیر شـدند. قرنی، همکاران و همفکرانش دسـتگیر و محاکمه شـدند. دادگاه، سرلشـکر قرنی را به اخراج از ارتـش و سـه سـال حبـس محکـوم کـرد. او در اسـفند 1339 از زنـدان آزاد شـد و از آن پـس شـدیداً تحـت مراقبـت امنیتی قرار داشـت. شـهید قرنی بـه دلیل همکاری بـا روحانیت در جریـان نهضت امـام خمینی (ره) مجدد به زندان رفـت و در دی مـاه سـال 45 آزاد شـد. در جریـان انقلاب بـه نیروهـای انقلابی پیوسـت و بـه عضویت شورای انقلاب انتخاب شد. روز 23 بهمن، سرلشکر قرنـی، ضمن اعـاده به ارتش با درجه سرلشـکری به عنوان رییس سـتاد مشـترک ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی (ره) منصوب شد.
کوشش برای پایداری انقلاب
ناآرامی های کردسـتان در زمان او آغاز شـد و او در این قضیه با تصمیم گیری بـه موقـع توانسـت جلـوی پیشـروی مخالفـان انقلاب را بگیـرد. در همیـن دوران، سـازمان منافقین و سازمان چریک های فدایی خلق در موضع جبهه دموکراتیـک ملـی ایران در راسـتای مواضع مشـترک درباره ارتـش اظهارنظر می کردنـد کـه بـا محـور بنیادهـا و نهادهـای ضدانقلابـی ارتـش و احتـراز از بازسـازی آن، محلی برای سپاه گیری حرفه ای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمی مانـد. پـس از ارائـه اظهارنظرات گوناگـون دیگر درباره ارتش، سرلشـکر قرنـی در مصاحبـه ای گفت که اگر ارتش ملی را به هر وسـیله تضعیف کنند، اسـتقلال ملی و تمامیت ارضی کشـور به خطر می افتد: «در ارتش شکلی به وجود می آورم که دشـمنان کشـور نتوانند کوچکترین لطمه ای به ایران وارد کننـد. ارتـش بـر مبنـای ایدئولوژی اسلامی و عدل، بایـد به تدریـج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سـابقه ۲۵ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگـون بـوده و به همین منظور پاکسـازی هایی صورت گرفته اسـت و این روند برای اصلاح و سالم ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت».
ماجرای یک ترور
سرلشـکر قرنی در سـوم اردیبهشـت۱۳۵۸ به دسـت گروه فرقان در خانه اش تـرور شـد. روایت محسـن شـجاعی، -راننده و محافظ سـپهبد قرنـی که تنها شـاهد ماجـرا بـوده- از نحـوه ترور او به ضـرب گلوله حمیـد نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگینامه شـهید قرنـی» اینگونه آمده اسـت: «یک روز متوجه شـدم یـک گـروه نقاش به خانه ایشـان آمده تـا جاهایی از منـزل را رنـگ کنـد. به نقاش گفتم: شـما کـه دارید اینجـا کار میکنیـد، مواظب باشـید کـه یک وقت در حیـاط را بـاز نکنیـد. کُلتـم کنـارم بـود و لـب حوض نشسـته بـودم. یکـی از نقاش هـا روی نردبـان بـود و دیگری هم داشـت نقاشی می کرد. یک پسربچه هم همراهشـان بود که سـطل ها را تمیز می کرد. تیمسـار یک سـینی چای آورد. گفتـم: این هـا که بالا نشسـته اند، مدام دارند ما را کنتـرل می کنند؛ منظورم کسانی بود که از بالکن یکی از اتاق های هتل واقع در روبه روی خانه مشرف بودند. تیمسار قرنی گفت: تو چقدر به این ها گیر می دهی... حدود 8:30 و ۹ صبح بود، همینطور که داشـتیم چای می خوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچه ای که کمک نقاش ها بود، بی اختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسـم، یکی از فرقانی ها، اسـلحه کالاشـینکف را زیر گلویم گذاشت. کُلتم را از من گرفت و با ضربه ای خشابش را بیرون پراند و خشـاب را گوشه باغچـه انداخت و کُلتم را پرتاب کـرد طرف دیگر حیاط... مهاجمین مرا هل دادند و به رویم رگبار بسـتند، من هم اشـهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام می گفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشـید، آدم خوب و خیرخواهی اسـت. گفتند: سـاکت شو، حرف نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شـلیک کردند و سـوار موتور شـدند و به سرعت از محـل رفتنـد... دو گلوله به سـینه و پای قرنـی اصابت کرده بـود. پیکر وی با وانتی به بخش جراحی بیمارسـتان مهر منتقل شـد اما سرلشـکر قرنی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت.»
مراسـم تشـییع و ترحیـم سـپهبد قرنـی بـا حضـور «مهنـدس بـازرگان» -نخسـت وزیر دولت موقت- و برخی از اعضای دولت مانند داریوش فروهر، آیـت الله العظمی مرعشـی نجفی، شـهاب الدین اشـراقی، مکارم شـیرازی، سـید احمـد خمینـی، شـیخ صـادق خلخالـی و بسـیاری از شـخصیت های سیاسـی برگزار شـد و پیکـر او در حرم حضرت معصومـه (س) در قم به خاک سپرده شد.
انتهای پیام/