پایگاه خبری حیات به مناسبت 20 فروردین روز ملی فناوری هستهای، گفتگویی با حامد فخریزاده؛ پسر گرامی دانشمند شهید محسن فخریزاده انجام داده که مشروح آن تقدیم مخاطبان می شود. حامد فخریزاده، فرزند دوم شهید محسن فخریزاده، دانشجوی فوق دکتری رشته مدیریت اجرایی است.
حیات: مهمترین ویژگی اخلاقی شهید فخریزاده از نظر شما چه بود؟
یکی از مهمترین ویژگیهای پدر تواضع ایشان بود اگر کسی پدر را نمیشناخت و او را در کنار تیم حفاظت ایشان میدید، شاید نمیتوانست به مقام و سمت شان پی ببرد. رفتارشان با مردم نیز به همین شکل بود، با وجود اینکه به جهت شرایط امنیتی خاصی که داشتند کمتر از خانه بیرون میرفتند، اما شبهای قدر و مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی وقتی به مسجد میرفتند اگر جوانی او را میدید آنقدر گرم و صمیمی برخورد میکرد که کسی جایگاه ایشان را تشخیص نمیداد.
صبح بعد از شهادت پدر، در خانه ایشان بودیم وقتی قصد خروج از منزل را داشتم یکی از پاکبانان محل نزدیک من آمد و سراغ پدر را گرفت، قبل از شهادت به جهت مسائل خاص امنیتی ده روزی خانه نیامده بودند، وقتی به پاکبان خبر شهادت پدر را دادم به شدت متأثر شد به گونهای که او را به حیاط خانه آوردم تا کمی بنشیند و آرام شود، کمی که آرام شد گفت صبحی نبود که من شهید را ببینم و با او درد و دل نکنم و ایشان کاری برای حل مشکل من نکنند.
در واقع یکی از مسائلی که برای پدر اهمیت داشت خدمت به مردم در هر پست و مقامی بود. هر کاری از دست ایشان برمیآمد برای خدمت به مردم انجام میداد. یادم است یک بار در دفتر ایشان بودم یک نفر از پدر درخواستی کرد، پدرم به او گفتند پیگیر کارش میشوند، بعد از رفتن آن فرد، شخص دیگری که همراه ما در اتاق بود به پدر گفتند:«حاج آقا ممکنه این کار آبروی شما را خدشهدار کند»، پدر هم در جواب گفتند:«ما این آبرو را جمع کردهایم که خرج حل مشکل مردم کنیم». در تمام چهل سال خدمت پدر هر کاری از دستشان برمیآمد برای حل مشکلات مردم انجام میداد و میگفت وظیفهی ما درست تلاش کردن است.
یکی دیگر از ویژگیهای پدر نوع نگاه ایشان به علم بود؛ علم را به شکل مجرد و تک جنبهای نمیدانستند. علم، فلسفه و عرفان را در هم تنیده میدانستند و از حاصل این سه در تمامی مراحل زندگی شان استفاده میکردند. معتقد بودند فلسفه و عرفان باید در بطن جامعه وارد شود و به واسطهی آن مشکلات مردم را حل کند.
پدر کار کردن را عبادت میدانست و محل کار را عبادتگاه، معتقد بود به جهت همین باور باید با وضو وارد محل کار شد و سلوک عبادت را بهجا آورد. مهمترین ویژگی پدر فراجناحی عمل کردن و ولایتمدار بودن ایشان بود.
حیات: بیستم فروردین ماه روز ملی فناوری هستهای است. از آنجایی که غرب خواستار محروم بودن ایران از این فناوری بود، نوع نگاه و باور شهید فخریزاده چگونه بود؟
دانش و فعالیت تخصصی پدر در حوزهی فیزیک هستهای و مهندسی هستهای بود، هم در گرایش ارشد هم گرایش دکتری ایشان در حوزه پرتوها، حتی در حوزههای کهکشانی فعالیت میکردند.
یکبار در دیدار خصوصی که با حضرت آقا داشتیم، پدر را با دو ویژگی خاص توصیف کردند و گفتند: ایشان «قدیمیترین» و «برجستهترین» دانشمند هستهای کشور بود. همهی ما میدانیم که کلام حضرت آقا حکمتی است که از قلب ایشان بر زبانشان جاری میشود، در واقع کلمات بدون دلیل انتخاب نمیشود.
خب پدر بهواسطه فعالیتی که از سالهای خیلی دور در حوزهی فیزیک هستهای انجام میداد، بسیار معتقد به موضوع جریانات هستهای کشور در همان حوزه مورد تایید حضرت آقا یعنی «فعالیتهای صلحآمیز هستهای» بودند. فعالیتهایی از قبیل پزشکی، فناوری، صنعتی و دیگر فعالیتها که پدر در زمان حیاتشان پروژههای بسیار بزرگی را که برخی از آنها در دنیا منحصر به فرد بودند، انجام داد.
نوع نگاه پدر به جریان هستهای ایران همیشه به نحوی بود که ایران باید پرقدرت و پرتوان در حوزههای هستهای فعالیت کند. یکی از اقداماتی که انجام دادند «پایش معاهدات» بود، که وظیفهی اصلی آن پایش معاهدات به لحاظ قانونی، حقوقی، بررسی شرایط داخلی و خارجی بود که طبق این نتیجه وضعیت ایران را در معاهدات مشخص میکند. یکی از این پایشها جریان برجام بود، شاید بگوییم اگر برجام تنها یک دستاورد داشت و آن خروج ایران بهطور رسمی و بینالمللی از pmd ، منع و گسترش سلاحهای هستهای، بود. این خروج نتیجهی پایشی بود که توسط این مرکز انجام پذیرفت، که توانستند به صورت علمی و منطقی به جامعهی جهانی ثابت کنند که ایران در حوزهی سلاحهای هستهای فعالیت نمیکند.
باید اضافه کنم که ما از قول پدر بارها اعلام کردیم که ایشان صراحتاً با برجام مخالف بودند، چرا که آن را علت اصلی تعطیل شدن بسیاری از نیروگاهها میدانست.
حیات: در ارتباط با واکسن فخرا و میزان موفقیتی که در این دو دور تزریق آزمایشی پیدا کرده است توضیح بفرمایید؟
پدر تقریباً همان زمانی که کرونا در چین شکل گرفت و قبل از جهانی شدن آن تیمی تشکیل داد که در حوزه واکسن و کیت کرونا اقداماتی را انجام دهند. از آنجایی که پدر فرمانده تیم پدافندی سپند بود علت ورودش به بحث کرونا جریان پدافند زیستی و میکروبی بود. ایشان آزمایشگاهها، تجهیزات و افراد بزرگی را در این حوزه جمع کرد تا به طور جدی در آن ورود پیدا کنند، همانطور که حضرت آقا گفتند باید به مسئله کرونا نگاه پدافندی شود نه صرفاً یک بیماری خاص به همین دلیل از ابتدای تشکیل این تیم اقدام به ساخت کیت تشخیص کرونا کردند و اواخر سال 98 کیت کرونا را با دقت و قدرت بسیار بالاتر نسبت به کیت تشخیص کرونا چینی و کرهای تولید و عرضه کردند، که نقش بزرگی در کنترل بیماری داشت.
در همان اواخر سال 98 تیم اقدام به ساخت واکسن کرونا کرد و این جریان تا خرداد 99 ادامه داشت تا اینکه واکسن کرونا به طور کامل آماده عرضه برای آزمایش انسانی بود، چراکه تستهای آزمایشگاهی و حیوانی را پشت سر گذاشته بود. در نهایت به جهت قوانین و شرایطی که بود این واکسن در اسفند 99 رونمایی و اولین تزریق آزمایشی آن انجام شد، اولین فردی هم که این واکسن را تزریق کرد برادر ارشدم آقا مهدی فخریزاده بود.
این واکسن تنها واکسن صددرصد ایرانی است که دانش ساخت و تولید آن از برترین دانشهای تولید در دنیاست. یکی از مهمترین ویژگیهای این واکسن مقاومت آن در مقابل جهشهای مختلف ویروس است، خود ویروس نیز در بدن همراه با تغییر در ساختار خود مواجه میشود و به مقابله با ویروس میپردازد. طبق استانداردهای سازمان بهداشت جهانی هر واکسنی که همه تستهایش موفقیت آمیز باشد و به عنوان یک واکسن کامل شناخته شود باید سه مرحله کلینیکال را طی کند تا به استفاده عموم برسد، تزریق صدها، هزارها و میلیونها، که این واکسن تزریق صدهایش شروع شده است حالا طبق صحبتی که سازمان بهداشت جهانی داشته به جهت جهش و گسترش این ویروس تزریق هزارها و میلیون ها میتواند تلفیق شوند و با سرعت بیشتری به بازار عرضه شوند، طبق برنامهریزی در خرداد و مرداد ماه امسال فاز کلینیکال تمام و وارد تزریق عموم میشود.
حیات:آقای فخریزاده در پایان اگر نکتهای را لازم به ذکر میدانید بفرمایید؟
من فکر میکنم شخصیت پدر در 38 سالگی شخصیت عجیبی است که باعث می شود 20 سال در رأس لیست ترور استکبار جهانی قرار گیرد و در این 20 سال استکبار تمام توان مالی و غیرمالی خود را میگذارد که ایشان را ترور کند. اولین ترور پدر سال 1378 اتفاق و پس از آن هر لحظه امکان ترور پدرم بود، خب این خودش جای بحث دارد.
اینکه پدر چرا علی رغم همهی این تهدیدها هیچ وقت اهداف والایی را که داشت کنار نگذاشت، حتی با وجود اینکه گاهی به خاطر شرایط امنیتی که داشتند از او درخواست میشد دیگر کار نکنند و پدر همیشه میگفت هدف اصلی استکبار جهانی دقیقاً این است که من و امثال من کار نکنند چه با در خانه نشستن چه با شهادت، من هیچ موقع به خاطر ترس از جان دست از اهدافی که دارم نمیکشم، عمر دست خداست هروقت اراده کند ما را نزد خودش میبرد.
فعالیت پدر فقط منوط به این چند سال نبود، در دوران شکل گیری انقلاب در دوران دفاع مقدس و درگیری با کُمُدهها دست از نبرد نکشید، بیشتر دوست داشت در جنگ با بعثیها در جبهه غرب فعالیت کند و میگفت برادران سنی ما برای حفظ مرزها زحمت کشیدهاند و معتقد بود ما امروز در فضای جنگ نیاز به وحدت و حمایت برادران اهل سنت داریم. پس از جنگ هم به انجام پروژههای ملی و فراملی رو آوردند که هر کدام از آنها جزو شاخصترین اقدامات جهانی است.
پدر حتی در لحظه شهادتشان فکر به مردم را رها نکردند وقتی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند به سرتیم حفاظتشان میگفتند به بچهها بگو از ماشین پیاده نشوند اینها فقط با من کار دارند. حتی به بیتالمال نگاه ویژهای داشتند مثلا برای کارهای شخصی از خودکار اداره استفاده نمیکردند و یا کمتر پیش میآمد منزل ما تشریف بیاورند میگفتند من برای آمدن خانهی شما باید این تیم حفاظت و چند ماشین را با خودم بیاورم اینها همه هزینه بردار است.
انتهای پیام/