![]()
به گزارش «حیات»، سردار شهید «ولی الله چراغچی مسجدی»، قائم مقام فرمانده لشکر 5 نصر، فرمانده تیپ ۲۱ امام رضا (ع) متولد مهرماه 1337 در مشهد مقدس و دانشجوی مهندسی علوم در سال 1358 میباشد، وی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران درس و دانشگاه را رها کرد و به جبهههای نبرد شتافت و به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. شهید چراغچی از قدرت برنامهریزی و طراحی بینظیری برخوردار بود. در عملیات بستان، طرح او برای تصرف آنجا مورد توجه و تصویب تمامی فرماندهان قرار گرفت. سرانجام این فرمانده دلاور سپاه در عملیات «بدر» در 24 اسفند ماه سال 1363 در جاده خندق از ناحیه جمجه مجروح و پس از 22 روز بیهوشی در تاریخ 18 فروردین 1364 به شهادت رسید، پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت رضا(ع) در مشهد آرام گرفته است.
پایگاه خبری حیات به مناسب 18 فروردین سالروز شهادتش و با هدف بازشناسی سیره آن شهید، گفتگویی با فاطمه چراغچی؛ دختر گرامی شان انجام داده که مشروح آن منتشر می شود:
فاطمه چراغچی، متولد 1363 در مشهد، دانشجوی دکتری و مدرس دانشکده الزهرا مشهد است.
این عکس مربوط به بیست روزگی فرزند شهید می باشد که در آغوش پدر گرفته شده است.
این فرزند شهید در ابتدا گفت: با توجه به اینکه در زمان شهادت پدر تنها شش ماه داشتم خاطرهی پررنگی از ایشان در ذهن ندارم تنها چیزهایی را از پدر میدانم که دیگران برایم بازگو کردهاند. همین مسئله گاهی باعث ناراحتی من از پدر میشد که چرا ایشان را حتی در خواب نمیبینم.
وی افزود: آخرین باری که به همین دلیل حال بسیار بدی داشتم با مادرم صحبت کردم و از پدر شکایت کردم که او حتی به من فکر هم نمیکند. از این صحبت مدتی گذاشت تا شب نیمه شعبان که سالگرد قمری ازدواج پدر و مادرم است، مادر همان شب خواب پدرم را میبیند که مرا در آغوش گرفته و میبوسد و برای من ابراز نگرانی میکند، وقتی مادر خوابش را برایم تعریف کرد خیلی حالم بهتر شد البته دوستان نزدیک پدر هم گاهی خواب او را دیده بودند که برای من ابراز نگرانی میکرده است.
او بیان داشت: پدر بعد از تولد من تنها دوبار به مشهد آمده، مادرم میگفت همیشه وقتی خانه بود تو را روی زانوهایش میگذاشت و برایت شعر: «دختر قشنگ بابا، مست و ملنگ بابا، کی تو رو قشنگت کرده ...» را میخواند و تمام وقتش را با من میگذراند. این تنها خاطره از حضور فیزیکی پدر در کنار من است.
فرزند شهید چراغچی تصریح کرد: درست است که این چند سال حضور فیزیکی پدرم را کنارم حس نکردم ولی هر روز او را در کنار خودم دارم، روزهایی که شاد یا غمگینم، حتی یک روز نمیشود که با پدرم صحبت نکنم حتی شده یک کلمه. ما به عنوان یک زن یا دختر وقتی پدرمان کنارمان باشد احساس امنیت میکنیم، اما وقتی او را از دست میدهیم این احساس امنیت از دست میرود، این موضوع را فقط کسانی درک میکنند که تجربهاش کرده باشند.
این عکس مربوط به فرزند شهید در مراسم تشییع پدر می باشد
فاطمه چراغچی درباره تجلیل از خانواده شهدا گفت: حقیقتا خانواده شهدا به تجلیل و حضور مسئولین در خانهی شان نیازی ندارند، چیزی که همهی خانواده شهدا خواستار آن هستند عمل و حرکت در مسیری است که شهدا در آن مسیر حرکت کردند، همهی شهدا اهدافی را داشتند که به خاطر آن از خانواده و عزیزترین افراد زندگیشان گذشتند ما هم از مسئولین همین را میخواهیم دنبالهرو همین اهداف باشند. مهمترین هدف توجه و عمل به سخن ولایت فقیه زمان است، اگر در سیرهی شهدا نگاهی بیندازید متوجه میشوید که همهی آنها ذوبِ در ولایت بودند. مادرم همیشه میگفت پدرت حتی وقتی تصویر امام راحل را میدید سلام نظامی میداد. این آن چیزی است که خانواده شهدا میخواهند.
انتهای پیام/