به گزارش «حیات»، «دکتر مجید عادلی» -از پزشکان فداکار مرکز بهداشت شهرستان ارومیه- در پاییز امسال بر اثر ابتلا به کرونا به شهادت رسید. برای بررسی شیوۀ زندگی و فضای شغلی ایشان با همسرشان «ناهید گرامییار » گفتوگو کردیم. این همسر شهید مدافع سلامت دربارۀ ویژگیهای دکتر مجید عادلی توضیح داد و گفت: همسرم علاقۀ بسیاری داشت که در مناطق محروم باشد. گاهی با ماشینِ درمانگاه به روستاهای دورافتاده میرفت تا اهالی روستا و کودکان را معاینه کند؛ البته در این رفتنها بود که موارد زیادی از نیازهای پزشکی افراد را تشخیص میداد و معالجۀ آنها تا بهبودی را دنبال میکرد.
از خصوصیات شخصیتی و خلقیات همسرتان بگویید.
در 15 اردیبهشت سال 1350 در خانوادهای مذهبی در محلۀ «دره چایی» ارومیه به دنیا آمد. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه ورهرام -نام آن زمان مدرسه- گذارند. دورۀ دبیرستان را در دبیرستان امام خمینی(ره) سپری کرد و از همان کودکی با دوستان و اعضای خانواده خود مهربان و اهل گذشت بود. دکتر عادلی شخصیتی به دور از کینه و خصومت داشت و همواره همراه پدر خود به کار و فعالیت میپرداخت و برای رسیدن به خواستههای خود سختکوش و پر تلاش هم بود.
![]()
چه اتفاقی افتاد که دکتر عادلی رشتۀ پزشکی را انتخاب کردند؟
همسرم اهل کمک به دیگران و دستگیری از افراد نیازمند بود و به خاطر همین خصلت ایشان بود که رشتۀ پزشکی را دوست داشت؛ چون پزشکی را بهترین راه خدمت کردن به دیگران بهویژه افراد ضعیف و مستمند میدانست. او میخواست با خیال راحت به دنبال تحصیل در دانشگاه و رشتۀ مورد علاقهاش بپردازد. در سال ۶٨ به خدمت مقدس سربازی رفت و در آنجا هم در بخشهای بهداشت و داروخانه فعالیت میکرد و در کنار فعالیتهایش در سربازی سعی داشت خود را برای کنکور نیز آماده کند؛ البته در اوقات فراغت هم خطاطی را تمرین میکرد. به این علت خوشخطترین پزشک بود و نسخههای زیبایی مینوشت. در سال ٧١ بلافاصله بعد از پایان سربازی در دانشگاه آزاد اردبیل در رشتۀ پزشکی قبول شد. در همان سال در دی ماه ازدواج کردیم. با اینکه خانواده، او را از نظر مالی حمایت میکردند اما سعی میکرد تا استقلال مالی خودش را حفظ کند؛ بنابراین در همانجا مشغول فعالیت شد و کتابخانهای کوچک برای خود تهیه کرد. در سال ٧۶ به ارومیه برگشت و طرح بیمارستانی و دو ترم را در ارومیه گذراند. بعد از مدتی هم در درمانگاههای بخشداریها یا دهستانهای اطراف ارومیه شروع به خدمت کرد. در کنار فعالیتهای خود به پدرشان هم در کارهای آپارتمانی کمک میکرد.
پس باید گفت نوعدوستی از ویژگیهای اخلاقی آقای دکتر عادلی بود.
همسرم علاقه بسیاری داشت تا در مناطق محروم باشد. گاهی با ماشین درمانگاه به روستاهای دورافتاده میرفت تا اهالی روستا و کودکان را معاینه کند؛ البته در این رفتنها بود که موارد زیادی از نیازهای پزشکی افراد را تشخیص میداد و معالجۀ آنها تا بهبودی را دنبال میکرد. بارها شده بود که هزینۀ درمان بیماران و داروهای آنها را خودش پرداخت میکرد. آنقدر با حوصله به صحبتهای بیماران گوش میداد که همین رفتار او سبب شده بود تا نزد اهالی بخشداری و دهستان محبوب شود. از سال ٩۵ در درمانگاههای شهر هم مشغول به کار شد و اغلب در شیفت شب درمانگاهها میماند. از طرف دیگر، خدمت در مناطق محروم را به خدمت در مناطق مرفه، ترجیح میداد. در سال ٩٨ هم مطب خودشان در حوزۀ پوست و مو را دایر کرد و درآمد خوبی هم داشتند. یک بار پسرم به پدرش گفت وقتی در مطب درآمد خوبی دارید چرا به درمانگاهها مخصوصاً در شیفت شب میروید و آنجا وقت میدهید؟ دکتر هم پاسخ دادند که کار در مطب پوست و مو جنبۀ مادی برای من دارد اما لذتبخش نیست؛ ولی کار در درمانگاهها و خدمت به بیماران برای من لذتبخش است و اجر و پاداش آن برای من اهمیت دارد و خشنودی خداوند هم در کمکرسانی به مردم است.
چه زمانی به کرونا مبتلا شدند؟
آقای دکتر در مهرماه به کرونا مبتلا شدند و در آبانماه این بیماری، ایشان را از پای درآورد. بعد از شیوع کرونا زمانی که مقام معظم رهبری فرمودند در صورت فوت کادر درمان به علت کرونا، آنها شهید محسوب میشوند. بارها گفته بودند دعا کنید من با کرونا از دنیا بروم چون به فرمودۀ رهبر «شهید» محسوب میشوم؛ بنابراین آنقدر در درمانگاه بیماران کرونایی خدمت کرد تا به آرزوی خودش رسید.
انتهای پیام/