به گزارش خبرنگار حیات، شهید سید مهدی کابلی فرد، در 23 مهرماه سال 1320 در یکی از محلات تهران دیده بهجهان گشود. در دوران تحصیل، دانشآموزی ساعی بود که همواره نمرات بالایی را کسب میکرد. در نهایت موفق به کسب دیپلم طبیعی شد و پس از کسب تجربه در امور دندانسازی وارد این حرفه شد.
در جریان مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیماییها همیشه شرکت فعالی داشت، در زمینه پخش و تکثیر اعلامیه های امام(ره) بسیار کوشا بود که به همین دلیل بارها مورد ضرب و شتم مأموران رژیم قرار گرفت.
شهید مهدی کابلیفرد، در روز 22 بهمن ماه 1357، هنگامیکه مشغول کمک رسانی به مجروحین در ساختمان رادیو، میدان ارک، بود مورد اصابت دو گلوله،یکی به جمجمه و دیگری به سر، قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل شد.مزار این شهید در قطعه 26 بهشت زهرا ردیف 52، شماره 36 قرار دارد.
در ادامه به گفتگو با همسر این شهید بزرگوار میپردازیم.
حیات: ابتدا خود را معرفی کنید؟
من شهربانو بهمنی ، همسر شهید سید مهدی کابلی فردهستم سال 1345با او ازدواج کردم و ثمره ازدواج بنده دو فرزند پسر و دختر میباشد.
حیات: در ارتباط با خصوصیات اخلاقی شهید توضیح دهید؟
شهید کابلیفرد از نظر اخلاقی، فرد مومن و شایسته بود. همیشه به محرومان ونیازمندان کمک میکرد. هیچگاه در ادای تکلیف اسلامی و شرعی کوتاهی نمیکرد، اوقات بیکاری را به مطالعه کتاب میپرداخت. در خانوادهی مذهبی و متدین به دنیا آمده بود و این در زندگی او بیتاثیر نبود.
حیات: در رابطه با چگونگی شهادت همسرتان بفرمایید؟
همسرم، وقتی در حال کمک رسانی به مجروحین بود در ساختمان رادیو میدان ارک به شهادت رسید.دوستانش که در زمان شهادت همسرم آنجا بودند تعریف میکردند، روزی که در حال گرفتن ساختمان رادیو بودند همسرم جزو گروههای امداد بود و مجروحین را به بیمارستان سوم شعبان که در خیابان ری برد منتقل میکردند. همسرم مجروحی راسوار موتور میکنند و به بیمارستان منتقل میکنند وقتی برای بردن مجروح دوم برمیگردند، هنگامی که در حال کشیدن مجروح به حیاط ساختمان رادیوست دو تیر به او اصابت میکند، یک تیر به جمجه و دیگری به ران پای او. ما از شهادت همسرم بیخبر بودیم برای همین شب 22 بهمن ماه تمام مدت در کوچه منتظر آمدنشان بودم ولی نیامد، روز بعد از ساعت 5 صبح شروع به گشتن کردم تا اینکه ساعت 9 صبح دوستانش خبر آوردن در پزشکی قانونی هستند و همسرم به شهادت رسیده است.
حیات: از فعالیتهای مبارزاتی شهید مطلبی به یاد دارید؟
او نمیتوانست ظلمی که به مستضعفین در جامعه میشود را تحمل کند، وقتی میدید فرزند یک خانواده مستضعف را زندانی و شکنجه میکنند بسیار ناراحت میشد.اعلامیههای امام هم بسیار روی او تاثیر میگذاشت همین اعلامیهها و سخنان بود که او را وارد میدان مبارزه با طاغوت کرد. با شروع فعالیتهای انقلابی وبعد از شهادت آیت الله مصطفی خمینی هم آگاهی و اراده او نسبت به مسیر انقلاب بیشتر شد هم عطش او برای مبارزه با طاغوت شدت گرفت. همسرم در فعالیتهای گروهی با دوستانش خصوصاً در پخش اعلامیه شرکت میکرد از آنجایی که خانه ما نزدیک بازار بود این اعلامیهها را در بین کسبه و خانهها پخش میکرد.
حیات: به عنوان همسر شهید نظر خود را در رابطه با فداکاری و ازخودگذشتی شهدا بفرمایید؟
اگر جوانی با تصمیم خود به میدان جهاد میآید و در این راه به شهادت میرسد، باید نسبت به او و کاری که انجام داده قدردان باشیم. من به عنوان یک همسر شهید منتی بر کسی نمیگذارم، اما دوست دارم مردم بدانند اگر خانوادهای پدرش و یا فرزندش را در این راه میدهد دچار مشکلات فراوانی میشود. من نمیخواهم کسی به ما لطفی بکند یا دیگران در خدمت ما باشند اما میخواهم دیگران بدانند که با بیسرپرست شدن یک خانواده چه روزهای سختی بر آنها میگذرد تا آنها هم با دیدن این از خودگذشتی در مسیر جهاد گام بردارند.
حیات: اگر از همسرتان خاطرهای به یاد دارید بفرمایید؟
فرزند یکی از همسایههای ما به اسم فتحعلی آرمان، خانوادهی بسیار مستضعفی هم بودند دستگیر و مورد شکنجهی بسیار ساواک قرار گرفت، نزدیک به یک ماه زیر شکنجه بود و بعد از یک ماه او را آزاد کردند، این اتفاق روی همسرم بسیار تأثیر گذاشت.
حیات: به عنوان کلام پایانی درخواست شما از مردم و مسؤولین در چهلودومین سالروز شهادت همسرتان چیست؟
از مردم میخواهم درک درستی از مسیری که همسران ما رفتند و شرایطی که ما بعد از آنها حس کردیم داشته باشند. از مسئولین میخواهم حرف و عملشان را باهم یکی کنند، اگر چیزی میگویند به آن عمل هم بکنند. اگر سمت و جایگاهی دارند حواسشان به زیردستانشان باشد و به آنها رسیدگی کنند.
انتهای پیام/