پایگاه خبری حیات در ادامه پرونده بانوان نخبه شاهد و ایثارگر با دکتر سکینه باغبهشتی؛ متخصص علوم آزمایشگاهی و پژوهشگر دوره پسا دکتری انستیتو پاستور ایران و فرزند شهید «قربان باغبهشتی» به گفتگوی مشروح پرداخته است و ماحصل آن مروری بر سرگذشت، تجارب زیسته و تلاشهای علمی ایشان منتشر میشود.
حیات: در ابتدا خود را معرفی کنید؟
سکینه باغ بهشتی 39ساله متولد خوزستان شهرستان باغملک، دانش آموخته رشته علوم آزمایشگاهی با تخصص بیوشیمی و سم شناسی ،همچنین پژوهشگر دوره پسا دکتری انستیتو پاستور، مدرس دانشگاه، عضو انجمن بیوشیمی ایران و پژوهشگر فعال حوزه سلامت شاغل در مدیریت درمان تامین اجتماعی استان تهران هستم. با افتخار فرزند بسیجی شهید قربان باغ بهشتی، نوه شهید و مادر سه فرزند پسر می باشم و همسرم نیز فرزند شهید امرالله دارابی هستند. برادرم عبداله در سال 1383 بر اثر بیماری ریوی درگذشتند، مادرم نیز چند سال بعد به دلیل کنسر مغز استخوان و مشکلات کلیوی به دیار باقی شتافتند.
حیات: به عنوان یک نخبه پژوهشگر در ارتباط با مقالات و پژوهشهای علمی خود توضیح دهید؟
دارای 7 مقاله ISI و علمی-پژوهشی داخلی و خارجی می باشم. از مهمترین دستاوردهای علمی اینجانب ساخت آنتی بیوتیک نو ترکیب در واحد زیست فناوری پزشکی انستیتو پاستور تهران و ثبت در ژورنال بین المللی پپتید می باشد. باتوجه به اینکه مقاومت آنتیبیوتیکی یکی از مهمترین معضلات بهداشتی جامعه امروز است و ایران یکی از کشورهایی است که با تجویز بیش از اندازه آنتی بیوتیک روبروست وبیماریهای عفونی، میکروبی دسته بزرگی از بیماریها را تشکیل میدهند موفق به طراحی و ساخت پپتید ضدمیکروبی در انستیتو پاستور شدم که دستاورد بسیار بزرگیست و در مرحله تجاری سازی و تولید قرارگرفته است که جایگزین آنتی بیوتیک های مقاوم به عفونت های بیمارستانی خواهد شد. همچنین رتبه برتر کنگره بین المللی سرطان سینه را با شناسایی موثرترین دارو در درمان بیماران مبتلا به این سرطان که از عوارض جانبی و سمیت کمتری برخوردار و جایگزین داروهای شیمی درمانی در پروسه درمانی شد کسب نمودم.
حیات: درارتباط با واکسن کرونا و واکنسی که انستیو در حال ساخت آن هست بگویید؟
جای بسی خوشحالیست که آزمایش بالینی(فاز دوم) واکسن انستیتو پاستور ایران و موسسه فینلای کوبا در پلی کلینیک 19 آوریل هاوانا نیز آغاز شده است که دراین فاز بیش از 100 نفر در محدوده سنی 19 تا 80 سال تاکنون واکسینه شدند که مجموع داوطلبان این مرحله کارآزمایی حدود 900 نفر می باشد که تاکنون هیچ عوارضی نداشته است لذا آینده ای روشن در پیش روی این واکسن وجود خواهد داشت و بنده خیلی خوشبین هستم. البته واکسنی هم که ستاد اجرایی فرمان امام دومین فازبالینی خود را پشت سرگذاشته است تاکنون عوارضی نداشته و باید به کار علمی دانشمندانمان اعتماد کنیم.
متاسفانه برخی یک جریان عدم اعتماد به واکسن ایرانی به راه انداختهاند؛ جریانی که به اصول علم پزشکی توجه چندانی ندارند و این سوال مطرح می باشد که وقتی آمریکاییها مدتهاست واردات دارو برای ایران را تحریم کردند، چطور امکانش هست که اجازه بدهند واکسن ساخت خودشان وارد ایران شود.
و اما مهمترین معظل پیش روی نخبگان ؛ فقدان شبکه ارتباطی بین محققین نخبه سلامت ، مدیران و سیاستگزاران وعدم حمایت مسئولین برای کاربردی کردن تحقیقات باعث دوباره کاری و اتلاف منابع تحقیقاتی شده و خیلی از همکاران و هم دوره ای های اینجانب به کشورهای مختلف مهاجرت نمودند البته بنده از شرکت های مختلف داروساز از جمله شرکت های روسی دعوت نامه داشتم اما به دلیل اعتقادات و پایبندی به اصول اخلاقی و علمی حاضر به تجاری سازی در خارج کشور نیستم ، در حال حاضر مافیای بزرگ دارویی اجازه تجاری سازی دستاوردها بخصوص آنتی بیوتیک های نوترکیب را نمی دهند و ما نیاز به حمایت مسئولین وشرکت های دانش بنیان داریم.
حیات: به عنوان یک فرزند شهید توصیههای خود را به فرزندان شهدا و ایثارگر که در شرایط مشابه شما بودند و هستند را بفرمایید؟
یک توصیه مهم دارم و آن این است که ناامید نشوند، چون من در یک دورهای بخاطر عدم حمایت ناامید شدم اما علیرغم تمام مشکلات و سختیهایی که داشتم، بیماری مادرم، مرگ برادرم، شاغل بودن و اینکه مادر بودم ، تنها و بدون خانواده ، کم نیاوردم و ادامه تحصیل دادم وجزو 5نفر پذیرش شده دوره دکتری تخصصی بیوشیمی در سال 94 بودم.
من باید به بچههای شاهد این را بگویم که جهاد به تنهایی شهادت پدرانمان نیست کار جهادی آنها امروز هم ادامه دارد، جهاد امروز ما جهاد علمی ست و فکر میکنم این جهاد کمتر از شهادت نیست.توصیه می کنم مانند پدرانمان قهرمان باشیم ؛قهرمان بودن، فقط برای این خاک و این مرز و بوم نیست، بلکه برای همهجای دنیاست. قهرمان کسی است که خودش را فدای ملت و میهن و ارزشهای جامعهاش کند و این مورداحترام همگان است ما فرزندان همان شهدایی هستیم که در زمان مدیریت جنگ از هوش بالایی برخوردار بوده اند که اگر آن ها اول بودند توانایی دهم شدن به فرزندان ارث نرسیده و اگر دهم بودند صدم شدن در توان فرزندش نیست. پس خسته و ناامید نشوند و به کارشان با امید ادامه دهند چرا که جهاد علمی آنها کمتر از جهاد پدرانشان نیست، دست ازتلاش برندارند.بدانند اینها «ژن خوب» هستند حتی اگر مسئولین هیچ حمایتی از آنها نکنند. ما باید در نبرد علمی پیروز شویم.
حیات: به عنوان یک فرزند شهید تجربهی خود را در این چند سال، نبودن پدرتان بگویید؟
ما در خوزستان در خانههای سازمانی زندگی میکردیم پدرم شاغل در شهرداری بود. منزل مسکونی ما در اثر اصابت موشک های بعثی با خاک یکسان شد به خاطر همین از دوران کودکی خود هیچ عکس و یادگاری ندارم. بعد از شهادت پدرم در بستان به شهرستان کوچکی مهاجرت کردیم که در آن یک خانهی قدیمی پدر برایمان مانده بود. آن موقع هنوز مادرم حقوقی دریافت نمیکرد و او به سختی ما را بزرگ کرد، من فکر میکنم به نسبت فرزندان شهدای دیگر که مثلا در تهران بودند و امکاناتی داشتند، ما خیلی سختی کشیدیم.
خاطرم هست وقتی مدرسه میرفتم یک جفت از این کفشهای قدیمی پلاستیکی داشتم که پاره شده بودند، مادرم با چاقوی داغ برایم وصله میکرد. بچههای مدرسه مسخرهام می کردند و میخندیدند. یک روز مدیر مدرسه برایم یک جفت کفش بنددار صورتی خرید، حتی یادم هست که یکبار معلم مدرسه از من پرسید که چرا سر و وضع و لباسهایت این شکلی ست؟ . دختری 7 ساله بودم و شرایط زندگی در دوران جنگ برای ما خیلی سخت بود.
نبود پدر مشکلات زیادی برایمان ایجاد کرده بود، فشار زندگی برروی شانه های مادرم بسیارسنگین بود، برادرم مرگی ناگهانی داشت و مادرم تاب از دست دادن برادرم را نیز نداشت و به کنسر مغز استخوان مبتلا شد و بعد کلیه هایش را از دست داد. به خاطر دارم همیشه پشت ماشینم یک قالیچه کوچک داشتم، جدا از شاغل بودن در بیمارستان با وجود بچه کوچکی که داشتم همیشه آوارهی بیمارستانها برای درمان مادرم بودم اما در همهی این مراحل کمک و حمایت های همسرم به من جان تازه می داد ،زندگیام سراسر سختی بود .بعضی وقتها با خودم میگویم اگر پدرم زنده بود شاید این اتفاقها پیش نمیآمد حتی اگر برادرم هم فوت میکرد باز مادرم با وجود پدر تحمل میکرد ومیماند.البته خیلی از فرزندان شهدا مشکلاتی مشابه من را تجربه کرده اند وبا ناملایمتی های زیادی روبرو بودند ، مرگ مادر برایم خیلی دردناک بود خیلی سخت و بد فوت کرد اما من همیشه به خودم گوشزد میکنم که من به عنوان فرزند آن پدر و مادرقهرمان باید ایستادگی کنم و دست از تلاش برندارم.
حیات: توصیههای خود را به عنوان فرزند شهید به مسئولین بنیاد بفرمایید؟
باتوجه به تجربه اینجانب در امور سلامت ایثارگران شهرداری تهران به عنوان رییس اداره خدمات درمانی و مشاور مدیرعامل شرکت شهرسالم، درحوزه سلامت اجتماعی ایثارگران بخصوص فرزندان معظم شاهد کم کاری شده است و بنیاد شهید به عنوان متولی این امرگام عملی و موثر کافی را برنداشته است؛ البته ارتقای سلامت اجتماعی و شناسایی و حذف عوامل مؤثر بر آسیب های اجتماعی حوزه سلامت این عزیزان با حمایت و تلاش مشترک کلیه دستگاههای ذیربط امکان پذیر است.پیشنهاد میکنم با شناخت چالش ها و رفع نیازهای ایثارگران به وسیله تشکیل کمیته تخصصی و راهبردی سلامت و مرکز تخصصی روانشناسی، جهت پیشگیری از آسیب های اجتماعی فرزندان شهدا از این عزیزان حمایت شود.
یکی دیگر از نگرانیهای یادگاران شهدا، عدم احترام و حفظ شأن آنان است، بسیاری از ارگانها از تخصصهای فرزندان شهدا استفاده نمیکنند چون فکر میکنند آنها دانش لازم را ندارند، بسیاری از فرزندان شهدا مغضوب مدیران هستند. کسانی که راه را گم کرده اند مسیر را اشتباه رفته اند و از نام شهدا برای رسیدن به قدرت، ثروت، ویژه خواری و امیال خود، سوء استفاده کرده اند و فرزندانشان ژن خوب شده اند، در صورتی که ما میراث دار خون پدرانمان هستیم، آنها خود را وارث نظام می دانند.
حیات: صحبت پایانی خود را بفرمایید؟
وقتی تصمیمات مسئولان، مجلس و دولت در راستای آرمانها و آرزوهای شهدا، امام خمینی(ره) و انقلاب باشد، ما فرزندان شهدا خوشحال و خشنود و روح پدرانمان نیز شاد میشود و اگر تصور کنیم که از مسیر اهداف شهدا و انقلاب غافل شدند، ناراحت می شویم و غصه می خوریم.
امیدست فرزندان شهدا به جایگاه واقعی خود برسند. عدم اعتماد به فرزندان شهدا باعث شده که آن ها سرخورده شوند، بسیارند مسئولینی که ازیادگاران شهدا صیانت نکردند و امانت دار خوبی نبودند ولی فرزندان شهدا همانطور که پدرانشان از این خاک دفاع کردند پای نظام ایستاده اند و عقب نشینی نخواهند کرد.
انتهای پیام/