به گزارش حیات، اسـفندماه سـال گذشـته بـود کـه تیتـر همـه خبرهـا، ویـروس کوویـد 19 بود؛ ویروسـی کـه تا به امـروز گریبانگیر زندگـی همـه شدهاسـت و خیلـی از مـردم، جـان خـود را بهوسـیله آن از دسـت دادهانـد. بیـش از همـه، کادر درمـان و پزشـکان پای کارشـان ایسـتادهاند و از جان مایه گذاشـتهاند.. یکـی از پزشـکانی کـه در ایـن راه جان خـود را از دسـت داد، دکتر کامران بیات اسـت. شـهید دکتر کامران بیات، تکنسین حرفـهای اتاق عمل بیمارسـتان فیروزآبادی بـود و از مدافعان سلامت. او در تاریـخ پنجم فروردین بهعلت بیمـاری کرونا در بیمارسـتان بسـتری شـد و پس از چهـار روز درگیـری با این بیماری در ۹ فروردینماه سـال جاری به درجه رفیع شـهادت رسـید. بـا آرزو نصیـری همسـر او به گفتوگو نشسـتهایم.
زندگی مشترک با دکتر بیات چگونه بود؟
25 سـال از زندگی مشـترک من و کامران میگذشـت. زندگـی کـه سراسـر مهربانـی و عشـق بـود و بعد از گذشـت چنـد مـاه از فـوت ایشـان، همچنـان باور نکـردم کـه کامران شـهید شـده، واقعا سـخت اسـت. در پنجـم فروردیـن وقتی حال ایشـان بد شـد او را به بیمارستان رسـاندیم و آقای بیات در بیمارسـتان بسـتری بودند و نهم فروردین بخش آیسییو بیمارسـتان فیروزگر، خبر فوت ایشـان را به ما دادند. ما اجازه ملاقـات نداشـتیم و من پیش ایشـان نبودم.
چگونه از بیماری ایشان مطلع شدید؟
در آن زمان به دلیل شـیوع بیماری، مرتب در رسـانهها و خبرهـا اطلاعاتی اعلام میشـد و علائم ایشـان نشـان میداد مبتلا بـه کرونا هسـتند. ولی چون ایشـان بیمـاری زمینهای داشـتند، ایـن تـرس را داشـتیم کـه با رفتـن به بیمارسـتان بـه ایـن بیمـاری مبتلا شـوند، درحالیکـه مبتلا شـده بودند و مطلـع نبودنـد. ایشـان در منـزل بسـتری بودنـد تـا اینکه علائمشـان حـاد و شـدید شـد و ما مجبـور شـدیم در پنجم فروردینماه ایشـان را به بیمارسـتان ببریم و اسکن انجام شود و ایشـان را به آیسـییو بردند و بسـتری کردند و به ما گفتند حـق نداریـد به بیمارسـتان بیایید و در خانـه منتظر تماس و اطلاع مـا باشـید و در نهم فروردیـن این قضیه پیـش آمد.
آیا آقای دکتر از طریق تماس با بیماران مبتلا شده بودند؟
بله، چون خود ایشـان تکنیسـین اتاق عمل بیمارسـتان فیروزآبـادی بودنـد، مبتلا شـدند، البتـه تـرس از آلوده بودن بیمارسـتان موجب شـد در خانه بمانند، اما کار از کار گذشته بـود. مـا بعـد از اطلاع، قرنطینـه خانگـی داشـتیم و مـن و پسـرم هـم در خانـه ماندیـم و تصمیـم گرفتیـم با کسـی در ارتبـاط نباشـیم، ولـی مـا امید بـه بهبودی ایشـان داشـتیم. ایشـان همیشـه میگفتنـد انسـان بـا امیـد زندگـی میکند و مـا هرگـز فکـرش را هـم نمیکردیـم کـه حـال ایشـان اینقـدر رو بـه وخامـت بـرود و ایـن قضایـا پیـش بیایـد. مـا هـم بـه خودمـان میگفتیـم حال ایشـان خـوب میشـود و بـه خانـه برمیگردد، ولی اینطور نشـد و حالشـان بدتر شـد.
ایشان چه ویژگیهایی در محل کار داشتند؟
کارشـان را بسـیار دوسـت داشـتند و حتـی چند سـال پیـش زمانی که متوجه شـدیم ایشـان درگیر مشـکل خونی شدهاسـت، بارها به ایشـان توصیه کردم به خاطر شرایطشـان، کار را سـبک یـا محـدود کننـد، چون اسـترس محیـط کار و آلودگیهـای بیمارسـتان بـرای ایشـان خطرنـاک بـود، ولـی ایشان زیر بار نمیرفت، چون کار خود را بیش از اندازه دوست داشـت. مهارت ایشـان در کارش زبانزد بود و تمام همکارانش ایـن نکتـه را تأییـد میکنند. ایشـان میگفتند تا بازنشسـته بشـوم کار خواهم کرد. حتی بعد از کرونا، من اسـترس زیادی داشـتم و به ایشـان گفتم چـون بیماری زمینـهای دارید بهتر اسـت سـر کار نرویـد، ولی میگفت لازم اسـت و بایـد بروم و کارم را دوسـت دارم. فکـر میکنـم اصلا گمـان نمیکـرد به این سـرعت درگیر و حالش آنطور بد شـود. شـک ندارم اگر زنـده بودند در همین شـرایط هم به کار خـود ادامه میدادند.
برخوردشان با بیماران و همکاران چطور بود؟
ایشان بسـیار خوشاخلاق و بسیار خوشمشـرب و اهل بگـو و بخند و بسـیار شـوخ و خونگـرم بودند. هرکسـی که با ایشـان برخـورد میکـرد، بـا دیـدن صمیمیـت و خونگرمـی ایشـان، خاطـره خوبـی برایـش بـه جـای میمانـد. ایشـان با کوتاهتریـن مـراودهای بـا هرکسـی، به سـرعت در ذهـن آن فـرد ثبـت میشـد، چـون بسـیار خوشاخلاق و خوشرفتار و صمیمـی و خونگـرم بودنـد و در کار خود فداکاری داشـتند و بـرای بیمـار کـم نمیگذاشـتند. در زندگـی هم ایشـان کم نمیگذاشـتند و بـه زندگـی میرسـیدند. در ایـن سـالها، نه بـرای مـن و نـه بـرای پسـرم و نـه بـرای زندگی مشـترکمان کـم نگذاشـته بودند و همیشـه در تلاش بودند. ایشـان اخلاق و خصوصیـات خاصی داشـتند و من فقط افسـوس میخورم کـه حیف شـد چنیـن انسـانی را از دسـت دادیم.
روحیه دکتر بیات در شرایط کرونا چطور بود؟
بیماری در اسـفند شـیوع پیدا کرد و ایشـان هم در اوایل مطرح شـدن بیمـاری، درگیر شـدند و هنوز تقسـیمبندیها شـکل نگرفته بـود و از خانـواده دور نبودنـد و وضعیـت مثـل امـروز نبـود و اخبـار تازه داشـت پروتکلهـا را اعلام میکرد. ایشـان کلا روحیـه خوبـی داشـتند و مثبتاندیـش بودنـد.
چگونه خبر فوت ایشان را شنیدید؟
حـس خیلی عجیـب و مبهمی داشـتم. هنـوز که هنوز اسـت بعـد از هشـت مـاه، گویـی سـردرگمم و نتوانسـتهام واقعیت را بپذیرم. بعد از 25 سـال زندگی مشـترک و زندگی خـوب و همسـری فوقالعاده خـوب که ارتبـاط فوقالعادهای بـا مـن و فرزنـدش داشـت، امـروز جای خالی ایشـان بسـیار ناراحتکننده اسـت. خیلی سـخت اسـت و نمیشـود راجع بـه آن صحبـت کرد.
انتهای پیام/