کد خبر 146705
۳۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۴

به مناسبت سالگرد شهادت شهید محمد قنبری

آمده بودم درس عبرت بگیرم عبرت از راه حسین و از خون حسین

آمده بودم درس عبرت بگیرم عبرت از راه حسین و از خون حسین

شهید محمد قنبری، فرزند غلام در 2 بهمن سال 1341، در شهرستان قروه در استان کردستان متولد شد. شهید قنبری تا پایان دوره ی راهنمایی درس خواند و با عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. وی در حالی که 21 ساله بود، در 30 بهمن 1362، در روستای چنگوله از توابع بخش مرکزی شهرستان مهران در استان ایلام بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش است.

به گزارش پایگاه خبری حیات، بخشی از وصیت نامه شهید محمد قنبری
«با درود و سلام فراوان به رهبر کبیر انقلاب، آن قلب تپبنده مستضعفین جهان و آن نور هدایت خمینی بت شکن که چون جد بزرگوارش علی(ع) بر علیه ظلم خروشید و تمام دیوصفتان و یاغیان را به زانو درآورد و به ما نیز درس بهتر زیستن آموخت. و تو ای نونهال حسین زمان بودی که به ما درس مبارزه بر علیه ظلم و جور و ستم دادی و برای نابودی طاغوتیان زمان ما را هدایت نمودی. ای نور ذات الهی ای روشنای سپیده دم صبح و ای سلاله پاک محمدی خمینی روح الله ای روح خدا که در دل و قلب مومنین، ما را از جهل و نابودی به سوی نور هدایت کشیدی، ما نیز به ندای تو لبیک گفته و می گوییم نه تنها لبیک من نیست، بلکه لبیک یک میلیارد مسلمان است و مستضعفین غیر مسلمان نیز به این لبیک ندا سر می دهند و امید به شما دارند.
و ای ملت، ما مسلمانیم و تسلیم حقیم و اسلام نیز یک شجره طیبه است که باید آبیاری شود و آب این شجره خون است، خون من و شما ای عزیزان. مسلم از خود می گویم من نیامده بودم که زنده بمانم یا عیش و نوش داشته باشم من آمده بودم درس عبرت بگیرم عبرت از راه حسین و از خون حسین و من این راه را دریافتم و آن را از جان و دل پذیرفتم، راضی هستم در این راه هزار بار قطعه قطعه شوم و به خدا قسم راست می گویم و خوشحالم و این راهی است که حسین ها و علی ها و پیامبرانش چون پیامبر خاتم جان خود را در این راه فدا نموده اند. چه سعادت و عزت بزرگی بهتر از اینکه من نیز در این راه بروم.
من می توانم به دیدار خدا بروم، چون من تا زنده ام و از خدا طلب شهادت می کنم شهادتی که برایم شیرین تر از عسل و با لذت است.
مادران و پدران و ای عزیزان اگر دلتان به حال من سوخت برای امام حسین گریه کنید، چون او لب تشنه جان داد و اگر به بدن پاره پاره و خون آلود من نگاه کردید، برای فرق شکافته علی اکبر و گلوی خون فشان علی اصغر حسین گریه کنید.
ای برادر و خواهرم اگر در مجلس من شرکت کردید درست است که من از بین شما رفتم اما چشم امیدم به شماست شما را به خدا مبادا در اعمالتان کوتاهی باشد. مبادا بگذارید دست این جنایتکاران و منافقین به این نور هدایت و چراغ امید بخش که انقلاب و اماممان باشد تسلط پیدا کند، شما را به خدا مواظب امام باشید.»  

برچسب‌ها