به گفته ی مجتبی بهداد، برادر جانباز شهید هوشنگ بهداد، که از او کوچک تر و اکنون 55 ساله است،«من به پیروی از 2 برادر بزرگترم، هوشنگ و مصطفی که فعالیت های انقلابی داشتند، در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کردم، به یاد دارم آن زمان در اصفهان مردم جلوی منزل آیت الله خادمی، تجمع داشتند و ما هم در آن تجمع بودیم و در جریان انقلاب حضور داشتیم.»
فعالیت های انقلابی شهید بهداد قبل از انقلاب
وی در ادامه افزود: «هوشنگ، زمان انقلاب در عجب شیر یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان شرقی سرباز بود. در زمان درگیری ها، آنها را به پادگان منظریه قم اعزام کرده بودند تا هنگام درگیری ها مهمات را به شهرها ببرند، هوشنگ و 15 نفر دیگر از این کار سر باززدند و این باعث زندانی شدن آنها شد، اما با کمک یک فرد در پادگان شبانه از سیم خاردار ها عبور کردند و به روستایی در اطراف قم رفتند و در حالیکه پوشش خود را تغییر دادند به تهران آمدند و در درگیری های 22 بهمن در تهران حضور داشتند.
پس از آن هوشنگ، برای مقطعی در بهداری توپخانه اصفهان راننده بود. پس از اتمام سربازی در اواخر سال 57، عضو سپاه اصفهان شد و جزو نخستین نیروهایی بود که به عنوان گشت های مرزی برای مبارزه با قاچاقچی ها به خاش اعزام شد. . من هم اوایل سال 59، عضو سپاه شدم و در حالی که برای اعزام به جبهه کردستان دوره مقدماتی را گذرانده بودم به مدت یک سال در سپاه خاش در سیستان و بلوچستان فعالیت کردم و جزو نیروهای عملیاتی بودم. برادر بزرگترم مصطفی هم به عنوان مهندس در جهاد سازندگی خاش فعالیت میکرد.»
هوشنگ به شجاعت زبانرد بود
وی با اشاره به حضور برادرش درجبهه افزود: « با شروع جنگ هوشنگ، پس از تشکیل تیپ ثارالله برای آزاد سازی مهران به جبهه رفت و در آزادسازی حصر آبادان شرکت داشت و من هم در اواخر سال 59 از طریق بسیج اصفهان به جبهه رفتم و در عملیات بیت المقدس در سال 61 دچار مجروحیت و در عملیات بستان دچار موج گرفتگی و در عملیات پدافندی در منطقه ی شلمچه بر اثر اصابت ترکش دست چپم از کار افتاد.»
مجتبی بهداد در ادامه گفت:« هوشنگ به شجاعت زبانزد بود. به طوریکه برای گشتهای نوار مرزی و تعقیب و گریز ماموریتها را به او محول می کردند. از دوستانش شنیدم در مقطعی هم در محاصره بودند و قبل از اینکه اسیر شوند با کمک خداوند، توانسته بودند، محاصره را بشکنند.»
این برادر شهید با اشاره به لزوم اطاعت از ولایت فقیه افزود: مردم برای این انقلاب و نظام جانفشانیهای بسیاری کرده اند و این حمایت را در تشییع سردارسلیمانی و دیگر شهدا به وضوح دیدیم. خواص جامعه هم باید گوش به سخنان رهبری داشته و پیرو ولایت فقیه باشند. وی هم چنین دربارهی حضور در راهپیمایی 22 بهمن، گفت: من هرسال در راهپیمایی قدس و 22 بهمن شرکت میکنم و تا پایان سخنرانیها در این مراسم حضور دارم.
انگیزهی او از حضور در جبهه فقط رضای خدا بود
در ادامه مهری بهداد، خواهر شهید در این گفت وگو که به مناسبت سالگرد شهادت برادر شهیدش انجام شده به خبرنگار حیات گفت: «انگیزهی او از حضور در جبهه فقط رضای خدا بود. 3 برادرانم مجتبی، مصطفی و هوشنگ از ابتدای جنگ به جبهه رفتند.»
وی به سابقهی مجروحیت هوشنگ بهداد قبل از شهادت اشاره کرد و گفت: «برادرم سابقهی مجروحیت هم داشت و خمپاره ای که به شکمش اصابت کرده بود، باعث شد در بیمارستانی در تهران بستری شود و پس از 20 روز استراحت در اصفهان وقتی حالش بهتر شد دوباره به جبهه بازگشت.»
در ادامه خواهر شهید افزود: «هوشنگ در جبهه حضور فعالی داشت و کم به مرخصی می آمد، وقتی هم که میآمد. احوال همهی فامیل را جویا می شد و بیشتر از 8 روز نمی ماند.»
در خط مقدم جبهه پیشتاز بود
وی به اخلاص شهید هوشنگ بهداد اشاره کرد و در ادامه گفت: «هوشنگ دوست نداشت کسی متوجه کارهای خیری که انجام میداد شود. ما بعدها متوجه شدیم در جبهه چه کارهایی انجام میداده است، مثلا در خط مقدم جبهه پیشتاز بوده است و اجازه نمیداده که جان دیگران به خطر بیفتند. هوشنگ به برادرانم سفارش
میکرد، اگر من رفتم، اسلحه من را بردارید و آن را زمین نگذارید».
بانو بهداد دربارهی صبوری مادر از حضور فرزندانش در جبهه و شهادت یکی از آنها گفت: «پدرم بیشتر از مادرم بیتابی میکرد، اما مادرم می گوید، سراغ چیزی که در راه خدا داده ام را نمیگیرم. همه از شهادت هوشنگ رضایت داشتند.»
وی در ادامه به ویژگیهای اخلاقی برادرش اشاره کرد و افزود: «در خانه و خانواده رفتارش بی نظیر بود، خیلی به مادرم توجه داشت، اهل معاشرت با فامیل بود و احوال همه را جویا میشد.»
وصیت شهید هوشنگ بهداد
خواهر شهید در ادامه گفت: «خانواده ای بود که مادرم خیلی به آنها رسیدگی میکرد و برادرم وقتی میخواست به جبهه برود به مادرم گفت: اگر میخواهی من خوشحال باشم به این خانواده رسیدگی کن. پس از گذشت سالها از شهادت هوشنگ، پدر و مادرم و برادرانم هر ماه احوال آنها که خانواده شهید هم هستند را جویا میشوند و هرکاری که از دستشان بر بیاید انجام میدهند، مادرم با اینکه کسالت دارد میگوید: چون بچه ام سفارش کرده من این رسیدگی را باید انجام دهم.»
وی آخرین دیدار با برادرش را اینطور بیان کرد: «من برای خداحافظی با هوشنگ آمدم ، آن زمان مادرم مکه نرفته بود ولی به یاد دارم هوشنگ در آخرین دیدار به مادرم میگفت: من دوست دارم به شما بگویم حاج خانم و بعد از شهادت او مادرم به مکه مشرف شد».
بانو بهداد از نحوه شهادت شهید بهداد به نقل از دوستانش گفت: «هنگام شهادت پای برادرم قط شده بود و دوستانش می گفتند که با این وجود ما نمی توانستیم اورا برگردانیم.»
رسیدگی به خانوادههای شهدا در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت موثر است
در پایان خواهر شهید ضمن تاکید بر ادامه دادن راه شهدا گفت: مسئولین برای پیروی از شهدا باید به مردم رسیدگی کنند، بعضی از خانوادههای شهدا واقعا نیازمند هستند برای ما سخت است که بعضی از خانوادههای شهدا در وضعیت خوبی نیستند، ارتباط و رسیدگی به خانوادههای شهدا خیلی می تواند در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت موثر باشد.