کد خبر 146526
۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۱

همسر شهید داود خلیلی؛

همسرم به فرمان امام، داوطلبانه به جبهه شتافت / همیشه مرتب و معطر به نماز می‌‌ایستاد

همسرم به فرمان امام، داوطلبانه به جبهه شتافت / همیشه  مرتب و معطر به نماز می‌‌ایستاد

شهید داود خلیلی، در 6 مهر سال 1336، در شهرستان ساوه در استان مرکزی متولد شد. وی که فرزند چهارم خانواده بود، 5خواهر و 4 برادر داشت. پدرش محمد و مادرش مرضیه نام داشت. شهید داود خلیلی در روزهای ابتدایی جنگ در حالیکه 6 ماه از زندگی مشترکش می‌‌گذشت به صورت داوطلب به دستور امام (ره) عازم جبهه شد و در تاریخ 8 بهمن سال 1359 به شهادت رسید. مزار این شهید والا مقام در قطعه 24 بهشت زهرا واقع است.

فاطمه ادهمی اقدس، همسر شهید داود خلیلی که حالا 52 ساله و خانه دار است به مناسبت سالروز شهادت شهید داود خلیلی، در گفت وگو با خبرنگار حیات گفت: شهید خلیلی، قبل از انقلاب گروهبان دوم ارتش بود، بعد از انقلاب، از ارتش استعفا داد و شغل آزاد را انتخاب کرد.
هنوز جنگ به آن صورت شروع نشده بوده که داود به دستور امام (ره) که فرموده بود به جبهه‌ها بروید به صورت داوطلب و به عنوان بسیجی به ایلام غرب اعزام شد. وی سه بار به جبهه رفت و هربار که می‌‌ رفت 25 روز در جبهه می‌ماند.
وی در رابطه با ازدواجش با شهید خلیلی، گفت: من 13 ساله بودم که به همراه خانواده، در نماز جمعه دانشگاه تهران شرکت می‌کردم. ایشان نیز به همراه خانواده در نماز جمعه شرکت می‌‌کرد که خواهر شهید من را دید و به ایشان معرفی کرد. شهید خلیلی، هم گفت: من انتخاب خواهر و مادرم را قبول دارم و این شد که در سال 59 ازدواج کردیم.
بانو ادهمی اقدس، در مورد ویژگی‌های شهید خلیلی گفت: او بیشتر مواقع درحال نماز خواندن بود و همیشه  مرتب و معطر به نماز می‌‌ایستاد. شهید خلیلی روحیه شاد و شوخی داشت. ورزشکار و بسیار فعال بود. اهل دوست و رفیق نبود و فکر و ذکرش خانواده بود. ما وضع مالی خوبی داشتیم، 6 ماهی که با هم زندگی کردیم خیلی از اوقات مان به تفریح و مسافرت گذشت. یکی از تفریحات مان رفتن به نماز جمعه بود.
وی با اشاره به روزهایی که شهید خلیلی، به جبهه می‌‌رفت، اظهار کرد: بار اولی که شهید خلیلی به جبهه رفت، من خیلی نمی‌‌دانستم چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. برای سومین بار که می‌‌خواست به جبهه برود دلم لرزید، خیلی گریه کردم، از طرفی دیدم خودش خیلی تمایل دارد به جبهه برود و وقتی دیدم برای دفاع از مملکت می‌‌رود، راضی شدم.
وی به آخرین دیدارش با شهید خلیلی اشاره کرد و گفت: 2 برادر دیگر داود، عباس و محمود هم خیلی به جبهه می‌رفتند، به طوریکه وقتی محمود می‌‌رفت عباس می‌‌آمد و وقتی عباس می‌‌آمد، محمود می‌‌رفت. ولی داود مداوم در جبهه بود. به یاد دارم آخرین باری که می‌‌خواست به جبهه برود، خیلی دلشوره داشتم و او برای اینکه من آرام شوم، من را پیش مادرش فرستاد. مادرش هم من را دلداری می‌‌داد و می‌‌گفت ناراحت نباش.
بانو ادهمی اقدس شب قبل از مطلع شدن از خبر شهادت همسرش را این چنین توصیف کرد: آن شب مادر و خواهر داود خانه ما بودند و می‌‌دانستند او شهید شده است، ولی به من چیزی نگفتند. من آن شب خواب دیدم داود به من می‌‌گوید: حجابت را رعایت کن دوستانم به خانه مان می‌‌آیند.  وقتی از خواب بیدار شدم و خوابم را برای مادرش تعریف کردم گفت: داود زخمی‌‌شده است. فردای آن روز برادرش محمود را دیدم که کمرش خمیده و حالش بد است، او به من گفت که داود شهید شده است. بعد از شهادت داود، من سال‌ها افسرده بودم و تا الان هم اثرات این افسردگی وجود دارد.

وصیتنامه شهید
بنابه این گزارش، عباس برادر داود، پس از 4 ماه در فتح خرمشهر به شهادت رسید و فرزندش ابراهیم خلیلی نیز در سال 96 در دفاع از حرم به شهادت رسید.
شهید خلیلی در بخشی از وصیت نامه تاکید کرده است: خواهران و برادرانم درسشان را بخوانند، اسلام را مواظبت کنند، اگر من شهید شدم گریه نکنید و همسرم هم به پای من ننشیند و ازدواج کند. به امید پیروزی اسلام.

یاد سردار سلیمانی
وی درباره شهادت سردار سلیمانی گفت: با شهادت سردار سلیمانی دوباره احساس کردم، پدرم را از دست داده ام. شهید سلیمانی بسیار فعال و دلسوز بود. از دست دادن فرد دلسوزی مثل ایشان بسیار سخت است.
بانو ادهمی اقدس در پایان این گفت و گو ضمن تاکید بر قدردانی و ادامه راه شهدا اظهار کرد: شهیدان برای حفظ ناموس و وطن به جبهه رفتند و دفاع کردند. ما سختیها ی زیادی را تحمل کردیم تا به اینجا رسیدیم. حجاب نامناسبی که در سطح جامعه به چشم می‌‌خورد خانواده شهدا را آزرده می‌‌کند.

برچسب‌ها