کد خبر 146457
۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۳

در گفت و گوی حیات با نویسنده هنر اهل بیت مطرح شد:

حُب اهل بیت است که شهادت را به آرمان تبدیل می کند

حُب اهل بیت است که شهادت را به آرمان تبدیل می کند

حجت الاسلام سید حسن منتظرین، نویسنده و محقق حوزه ادبیات پایداری، از جمله کسانی است که بیشتر عمر خود را صرف مطالعه و تحقیق در زمینه شناخت اهل بیت کرده است، اما به شهادت آثار او تعدادی نوشته نیز در زمینه ادبیات جنگ و پایداری داشته و با وجود اینکه خود را متخصص در این زمینه نمی داند معتقد است نوشتن این آثار بسیار ضروری بوده است. پایگاه خبری حیات پای گفت و گو با این نویسنده نشسته تا از او دلیل این موضوع را جویا شده و از وی در رابطه با این آثار و اهداف نگارش آنها بپرسد.

لطفا مختصری در رابطه با نوشته های خود  و نوع نگرش تان به موضوع دفاع مقدس و جنگ توضیح دهید:
شروع فعالیت های نوشتاری من با تالیف کتاب « فاطمه کوثر رسول» بود که محوریت آن در ارتباط با شخصیت حضرت زهرا (س) است، اثر بعدی که تالیف کردم، کتابی بود در رابطه با شرح زیارت عاشورا به نام « زمزمه قدسیان»، که تقریبا در سال 85  نگارش آن به پایان رسید. آن روز ها من شاهد مسائلی بودم که شاید در آن زمانه چندان پر رنگ و همه گیر نبودند اما امروز دیگر به شکل همه جانبه و سیل آسایی ما را در بر گرفته اند. تلاش برای تحریف فلسفه و معنای اصیل دفاع مقدس و جایگزینی گوهر اعتقادی و دینی آن با مفاهیم وطن پرستانه. این چیزی بود که من می توانم رد آن را از شروع جنگ تحمیلی تا به امروز دنبال کنم و همانطور که گفتم، امروز دیگر به عیان تبلیغ و ترویج می شود. مبلغین این اندیشه ادعا می کنند که رزمندگان ما فقط با توسل به باورهای میهن پرستانه به دفاع برخواستند و هدف آنها همان اهداف ناسیونالیستی بود که نمونه آن در گذشته و پیش از انقلاب نیز وجود داشت. در حالی که ما اگر یک بررسی اجمالی پیرامون فرمایشات امام (ره) در کتاب «صحیفه نور» بکنیم، می بینیم که امام، چقدر با این مساله مخالفت می کنند و این اندیشه ها را حتی نوعی ضدیت با اسلام می دانند. تعابیری که ایشان در رابطه با ارجعیت دادن به مقوله ملی گرایی مطرح می کنند بسیار قاطعانه و روشن است، و می دانیم که اکثریت غالب رزمندگان در دوران هشت سال دفاع مقدس متاثر از اندیشه های امام بوده اند.امروز در خیلی از رسانه هایی که نقش مهمی در جهت دهی فکری جامعه دارند این طرز فکر به نوعی تبلیغ می شود و جالب اینکه در مورد اتفاق اخیر، یعنی شهادت « حاج قاسم سلیمانی» نیز این کار شد و تلاش کردند او را زیر بیرق ملی گرایی قرار دهند و نام «سردار وطن پرستی» را بر او بگذارند. البته این حقیقتی کتمان ناپذیر است که ایشان پاسدار و پاسبان حُریَّت و تمامیت ارضی کشور بود، به قول معروف چون که صد آمد، نَوَد هم پیش ماست. کسی که برای دفاع از آرمان ها و باورهایش می جنگد در حقیقت در بطن اندیشه اش دفاع از سرزمین نیز نهفته است. چون به هر شکل برای عینی کردن و عملی کردن هر اعتقاد و باوری نیاز به یک سرزمین و اجتماع انسانی وجود دارد و این سرزمین باید در صلح و ثبات و امنیت باشد تا بتوان آن اندیشه را تثبیت کرد.

این اولین کتاب تان در رابطه بادفاع مقدس بود؟ کمی درباره آن بگویید:
من قصد ورود خیلی جدی به حوزه ادبیات دفاع مقدس را نداشتم، تنها زمانی که با این شرایط مواجه شدم و دیدم که ماهیت دفاع مقدس در حال تحریف شدن است، به نظرم رسید، مهمترین کاری که می توانم انجام دهم نوشتن یک کتاب در این باره است تا از طریق آن حقیقت موضوع را عیان کنم. 
کتاب « هنر اهل بیت» را من با همین نیتی که گفتم آغاز کردم. این کتاب مستند بر 3 محور اصلی است؛1.فرمایشات امام (ره) که به دقت با ذکر منبع آثار و سخن رانی های ایشان تقریر شده 2.وصیت نامه های شهدا که همگی مکتوب و طبقه بندی شده است 3.گفته های رزمندگان دوران دفاع مقدس. 
یکی از دلایلی که باعث شد این کتاب به عنوان کتاب برتر سال در حوزه دفاع مقدس شناخته شود، وجود 9 نمایه انتهایی کتاب بود. یکی از این 9 نمایه، « راویان» نام دارد که در آن من سعی کردم مصاحبه های مستندی با رزمندگان بازمانده از جنگ انجام دهم. و این خود نشانه ای مهم بر مستند بودن کتاب است. کتاب مشتمل بر 15 فصل می باشد که از مبانی معنوی شروع می شود؛ تا فصل آخر که من آن را با عنوان غفلت آورده ام، و در آن فصل، فرمایشاتی از حضرت امام(ره) داریم که به رزمندگان  توصیه می کند از خود غافل نشده و از مسیر حق خارج نشوند.
بعد از « هنر اهل بیت» تصمیم گرفتم که همین مسیر را ادامه داده و در مورد آزاده های بعد از جنگ نیز کتابی مستقل بنویسم. حاصل آن کتاب « نهال های برومند» شد که با همان رویکرد کتاب « هنر اهل بیت» نوشته شد. اما آینجا موضوع آزادگان و اسرای اردوگاه های دوران دفاع مقدس بود. 
بعد از نوشتن این دو کتاب تصمیم گرفتم که دیگر در این حوزه کار نکنم، چرا که رشته تالیفات من در زمینه اهل بیت و مطالعات مذهبی است،اما به نظرم رسید؛بخش هایی که در کتاب « نهال های برومند»وجود دارد که شاید چندان برای کلیت کتاب مفید نباشد اما بصورت جداگانه و با تکمیل شدن آن، می تواند در غالبی جدید، به اثری دیگر منتهی شود. کتاب « تلخ و شیرین اسارت» حاصل این نگاه بود که به عنوان سومین تالیف من در زمینه ادبیات دفاع مقدس، می توان به آن اشاره کرد. 
بعد از آن هم اثری دیگری تالیف کردم که در دست انتشار است و در آن اثر نیز تلاش کرده ام، این تحریف و تغییر مفهوم و فلسفه دفاع مقدس را پاسخ بدهم. بعد از شهادت « سردار سلیمانی» به نظرم رسید بخش هایی را به آن اضافه کنم و فصلی را نیز به ایشان اختصاص دهم.

عنوان اثر جدیدتان چیست؟ آیا در این کتاب نیز هدف شما انتقاد از اندیشه هایی است که به عقیده تان فلسفه دفاع مقدس را تحریف می کنند؟
در حال حاضر عنوانی که برای این کتاب انتخاب کرده ام« جایگاه ملی گرایی در دفاع مقدس» است. اتفاقا این کتاب بسیار نقش کلیدی در این زمینه دارد، چرا که کاملا جنبه استدلالی داشته و با دو اثر قبلی، که مبتنی بر خاطره نویسی و روایت بود، بسیار تفاوت دارد. البته این را هم بگویم که بعد از جنگ سوریه و مسئله مدافعان حرم، به نظرم رسید که کتاب دیگری نیاز است تا حلقه سوم این زنجیره کامل شود .« انگیزه ها و باور های شهدای مدافع حرم» عنوانی است که من برای آن برگزیده ام و تا به امروز، بیش 150 شهید مدافع حرم را شناسایی و بر روی زندگی نامه آنها کار کرده ام. البته تعداد دیگری نیز وجود دارد که در صورت لزوم به این 150 عنوان اضافه خواهد شد.

 
همانگونه که گفتید مجموعه باور ها و عقاید دینی محرک اصلی رزمندگان ما در جنگ  بوده است،ممکن است در این باره بیشتر توضیح دهید؟ 
من در اینجا باید چند نکته مهم را یادآور شوم؛ اولین نکته، اهمیت موضوع انگیزه ها و باور های رزمندگان است که به عقیده من بسیار روشن است و در این مورد مقام معظم رهبری، اخیرا سفارش هایی را داشته اند و بر آن بسیار تاکید کرده اند. برای مثال چند وقت پیش در دیداری که مسئولین برگزاری کنگره شهدای استان مرکزی با رهبری داشتند ایشان تاکید کردند که باید بر روی موضوع انگیزه ها و باور های شهدا کار شود.از پدر و مادر شهید پرسیده شود که به چه انگیزه ای فرزند خود را به جنگ فرستادید.از همسر شهدا درباره عقاید و باور ها شهدا پرسیده شود. اتفاقا من در کتاب « جایگاه ملی گرایی در دفاع مقدس» بسیاری از سفارشات رهبری در این مورد خاص را آورده ام. در واقع بخشی از کتاب اختصاص داده شده به تشریح دیدگاه 5 چهره اندیشمند و بزرگ که عبارتند از : مقام معظم رهبری، امام خمینی (ره)، شهید مطهری، علامه طباطبایی و آیت الله مصباح یزدی که همه آنها اندیشه ملی گرایی به این شکل را نفی می کنند.
نکته دوم اینکه ما باید واقعیت ها را مد نظر قرار دهیم، به عقیده من هیچ تحلیلی برتر از تحلیل واقعیت نیست. حال در اینجا واقعیت را باید از زبان خود رزمندگان و بازمانده های آنها شنید. باید با مراجعه به خاطرات، وصایا و بازماندگان شهدا ببینیم چه انگیزه ای آنها را به سمت جبهه و جنگ و مناطق عملیاتی می کشانده. یا مثلا همین شهدای مدافع حرم؛ ممکن است که کسی در تحلیل خود چند عامل را مطرح کند. مثلا می توان فرض کرد که پول و مال دنیاست که این افراد به دنبال آن هستند؟! چیزی که من می بینم البته به شکلی ناجوانمردانه،عده ای سعی می کنند به شهدای مدافع حرم نسبت بدهند. من از بعضی خانواده شهدای مدافع حرم شنیده ام که می گویند اندوه شهادت برای ما آنقدر عمیق نیست که این اتهامات به روحیه ما وارد می کند. ما اگر اندکی معقولانه به موضوع نگاه کنیم می بینیم که این باور چقدر باطل است. کدام انسان عاقلی برای مال دنیا جان خود را به خطر می اندازد؟ چه کسی باور می کند که یک نفر برای پول از زندگی خود بگذرد؟ یا اینکه می توان فرض کرد که اینها فقط بخاطر وطن و خاک به جنگ رفته و جان خود را به خطر می اندازند؟ اینجا هم واقعیت بیش از هر چیزی به کمک ما می آید، چند نفر را صادقانه می توان سراغ گرفت که بخاطر وطن به ماهو وطن،یعنی بخاطر یک جغرافیا یا ملیت چنین خطری را می پذیرند؟ یعنی وارد جنگی می شوند که ممکن از آن جان سالم بدر نبرند؟ به نظر من اینها فقط خوراک رسانه ای است و جایی در واقعیت ندارد. نمی توان چیزی جز باور، ایمان و اعتقاد را یافت که یک فرد بتواند بخاطر آن از عزیز ترین دارایی هایش بگذرد. اینجا هم رجوع به خود شهدا و رزمندگان از هر تحلیلی درست تر است. اتفاقا در مورد شهدای حرم دست ما نسبت به دوران دفاع مقدس بسیار باز تر است، چرا که با پیشرفت تکنولوژی مستندات بهتری داریم، حجم زیادی از این مستندات در غالب تصاویری که خود رزمندگان با  گوشی موبایل شان گرفته اند، قابل ارجاع است. پس ما باید به مستندات موجود و بازمانده های خود این افراد مراجعه کنیم.


این اعتقاد و باورها چه چیزی در خود دارد که تا این حد بر روی رزمندگان ما اثر گذار بوده اند؟
خوب؛ از ویژگی هایی که هر انسانی در وجود خود دارد کمال گرایی است. حتی انسان های مادی گرا نیز به دنبال کمال هستند، حالا این کمال را در ثروت، قدرت، علم یا هر چیز دیگری که دنبال کنند، این بدان معناست که انسان ذاتا نمی تواند در یک نقطه متوقف شود. حال انسان های معنوی را در نظر بگیرید که کمال معنوی برایشان غایت است. و کمال معنوی برای یک انسان معتقد، لقاء الله است که ما در فرهنگ دینی خود از آن به عنوان شهادت نیز یاد می کنیم. لذا می بینید که شهید سلیمانی و تمامی شهدای ما از دوران دفاع مقدس تا به امروز، زمانی که با کمال معنوی و معنای غایی شهادت آشنا شدند، تنها آرزویشان رسیدن به این درجه والا بوده است. هم نشینی با اندیشه اهل بیت هر انسانی را دگرگون می کند، به همین دلیل وقتی رزمندگانی چون حاج قاسم سلیمانی، با باور و اندیشه معنوی اهل بیت پیامبر (ص) آشنا شدند و آن را درک کردند، مقام شامخ شهادت را نیز در آغوش کشیدند. حال چه برسد به ترک کردن حُب دنیا و دارایی های مادی. 

برچسب‌ها