کد خبر 146116
۱۵ دی ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۴

گفت وگو حیات با برادر شهید لازار

«روبرت» انتخابش را کرده بود/ خاطره آخرین دیدار در مهران

«روبرت» انتخابش را کرده بود/ خاطره آخرین دیدار در مهران

شهید روبرت لازار در فروردین سال 1345، در منطقه 11 تهران در خانواده ای 6 نفره متولد شد، پدرش یولیوز، مکانیک لودر و گریدر و مادرش بلندیا خمونیان، نام دارد. وی که آخرین فرزند خانواده بود2 برادر و یک خواهر داشت.

آلفرد لازار برادر روبرت لازار در گفت وگو با خبرنگار حیات گفت: برادرم داوطلبانه به جبهه رفت و خدمت سربازی اش را در ارتش سپری کرد. من تازه از جبهه برگشته بودم اصرار کردم نرود، خانواده هم موافق رفتنش نبودند، ولی روبرت می گفت: این وظیفه ای است که همه باید آن را انجام بدهند».

آن زمان روبرت می توانست مثل خیلی ها به جبهه نرود، ولی او انتخاب خودش را کرده بود. وی ابتدا به منطقه آموزشی لشکر 84 خرم آباد رفت و پس از یکماه به همراه پسر خاله ام  در سال 64 به منطقه مهران اعزام شد و پس از 28 ماه خدمت سربازی، در حالی که چند بار مجروح شده بود،همچنان به حضورش در جبهه ادامه داد. 


آلفرد لازار به خاطره ای در زمانیکه روبرت به مدرسه می رفت اشاره کرد و گفت: روبرت بچه ی بازیگوشی بود، به یاد دارم، وقتی که اوکلاس دوم بود، یک روز به مدرسه نرفت ودر حالی که او خودش را از من پنهان می کرد من او را در کوچه دیدم ، وقتی مادرم موضوع را فهمید او را دعوا کرد.
برادر شهید لازار با ذکر این مطلب به ارتباط خوب شهید با دیگران اشاره کرد و گفت: روبرت بسیار مهربان بود و هیچ گاه با کسی به تندی صحبت نمی کرد، حتی وقتی کسی ناراحتش می کرد با خنده و چهره ی گشاده او مواجه می شد. 


وی خوش صحبت وخوش مشرب بودن را از ویژگی های بارز این شهید والامقام برشمرد و در ادامه گفت:  روبرت اهل معاشرت و تفریح بود، با دوستانش رابطه ی خوب و نزدیکی داشت و هیچکس از او ناراضی نبود. همیشه به فکر همه بود جز  خودش، به دوستش سفارش کرده بود برای مراسم ازدواج من ماشین پدرکه بنز سفیدی بود را در اختیارم بگذارد و همان هم شد.
آلفرد لازار آخرین مرخصی برادر شهیدش را این چنین بیان کرد: روبرت آخرین بار 6 ماه قبل از شهادتش به مرخصی آمد و هرچه  لباس و وسایل داشت همه را به دوستانش بخشید، به طوریکه الان ما از روبرت جز یک پیراهن یادگار دیگری نداریم، از دوستانش خواسته بود او را حلال کنند و به آنها گفته بود که دیگر باز نمی‌‌گردد.


این برادر شهید از آخرین دیدار با شهید لازار  گفت: سه ماه قبل از شهادتش در منطقه مهران به دیدن او رفتم، آن شب خانواده های زیادی برای دیدار فرزندانشان آمده بودند، او را که روی تپه بود صدا کردند از تپه که پایین آمد، وقتی مرا دید به سمتم دوید و مرا به آغوش کشید، آن شب به مسافرخانه ای در ایلام رفتیم و با هم شام خوردیم، شب خوبی بود. هرچه به او اصرار کردم که برگردد قبول نکرد و تاکید او همواره به این موضوع بود که باید حامی مملکت باشیم.


از شهادت شهید لازار، پرسیدیم وبرادرش این چنین گفت: روبرت تیربار چی بود و در یال 28 تپه شهدا در منطقه مهران خدمت می کرد، پس از اجرای قطعنامه 598 در آخرین تک عراق در حالی که با ایستادگی و رشادت خود مانع از پیشروی دشمن شد، به شهادت رسید. هم رزمانش به ما گفتند روبرت اسیر شده است و ما چشم انتظار او بودیم، اسرا بازگشتند ولی روبرت در بین آنها نبود، تا اینکه در سال 1375 همراه هزاران شهید دیگر پیکرش از عراق به ایران بازگشت. مزار شهید در جاده ساوه، اسلامشهر در گلزار شهدای مسیحی است

برچسب‌ها