کد خبر 146021
۲۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۴

گفت و گوی حیات با مادر شهید مفقود الاثر، محمد کاظم بخشی مقدم، به مناسبت سالگرد شهادت

مزار 2 هم رزم گمنام شهید آراممان می کند

مزار 2 هم رزم گمنام شهید آراممان می کند

شهید محمد کاظم بخشی مقدم در 11 آبان ماه سال 1341، در منطقه جوادیه تهران در خانواده ای متوسط و 9 نفره به دنیا آمد. پدرش حسن دارای شغل آزاد است و مادرش نرگس فاطمیان نام دارد. وی که فرزند پنجم خانواده بود، 3 برادر و 3 خواهرداشت. محمدکاظم، تحصیلاتش را در هنرستان در رشته مکانیک ادامه داد و بلافاصله پس از گرفتن دیپلم راهی جبهه شد، وی درحالی که 3 ماه از حضورش در جبهه می گذشت در درگیری شبانه با عراقی ها بین آبادان و خرمشهر به شهادت رسید.

نرگس فاطمیان مادر شهید بخشی که 80 سال سن دارد به مناسبت سالگرد شهید بخشی، درگفت وگو با خبرنگارحیات گفت: محمدکاظم در زمان انقلاب هم فعالیت هایی داشت، بعد از انقلاب عضو بسیج شد و در پایگاه های سپاه هم خدمت می کرد وگروهی را برای آموزش نظامی به کوه می برد.
بانو فاطمیان به ارتباط خوب شهید با خواهران و برادرانش اشاره کرد وگفت: کاظم پسر آرام و مهربانی بود،  به من در منزل خیلی  کمک می کرد و کارهای شخصی اش را هم خوش انجام می داد.
مادر شهید از محبوبیت شهید بین فامیل و آشنایان این طور گفت: همه از نجابت و مهربان بودن اوتعریف می کردند،او بیشتر وقتش را با خانواده سپری می کرد و کمتر با دوستانش وقت می گذراند و اهل مسجد و هیئت و زیارت بود.
این مادر شهید در این گفت وگو از احساسش هنگامی که محمد کاظم می خواست به جبهه برود گفت: من بیشتر دوست داشتم در تهران باشد و خدمت کند. آن زمان پدرش، کشمش و پسته و بادام بسته بندی می کرد و به جبهه ها می فرستاد. او برای این که من را راضی کند تا به جبهه برود می گفت: خرمشهر و آبادان را گرفته اند و اگر ما به جبهه نرویم به تهران هم می رسند،  مارا می کشند و شما را اسیر می کنند، ما باید برویم و کمک باشیم، اگر نرویم ضررش برای امام بیشتر است.
نرگس فاطمیان از آخرین دیدارش با شهیدگفت: محمدکاظم چند روزی برای مرخصی به تهران آمد، کتونی های سفیدش ساییده شده بود، وقتی به اوگفتم کفش جدیدی بخر گفت: ما در جبهه پوتین می پوشیم و کفشی هم نخرید. در آخرین تماس تلفنی هم از من قول گرفت که اگر تماسمان قطع شد ناراحت نباشم. منظورش این بود که اگر شهید شدم ناراحت نباشی. بعد از به شهادت رسیدن کاظم برادر بزرگترش مهدی هم به جبهه رفت.  

وی  در پایان این گفت وگو، با اشاره مفقود الاثر بودن پسرش گفت: پس از  شهادت محمدکاظم و همرزمانش، عراقی ها آن منطقه را به آب بستند، مانند باتلاق، تا پیکر ها شناسایی نشوند، ما خیلی پیگیری کردیم ولی پیکرش پیدا نشد، 2 شهید از آن عملیات شناخته شده نبودند که هر دو در قطعه 24 بهشت زهرا دفن شده اند. ما  یکی از آنها را انتخاب کردیم وسر مزار او می رویم.

 
شهید محمد کاظم بخشی مقدم در آخرین نامه اش اینطور نوشته است:
چون ارتباط مستقیم شهر قطع است، هر چند هفته یک بار نوبت می رسد که تلفن بزنیم و اگر خدا خواست در روز 19 آذرنوبت من است که تلفن بکنم، پستخانه هم تعطیل است و من این نامه را به یک نفر می دهم که به تهران ببرد و یا به در خانه آورد و یا پست کند. دیگر عرضی ندارم و از شما خداحافظی می کنم.
دوستدار شما محمد کاظم 16/9/1359
 




برچسب‌ها