راهپیمایی عبادی - سیاسی اربعین حسینی(ع) با مشارکت انسانهای مشتاق در یک دهه اخیر تبدیل به ویژگی تشیع در جهان امروز شده است. رویدادی عظیم که نمیتوان آن را نادیده گرفت و با سیری تصاعدی رو به رو بوده و هر سال به رکوردهای جدیدی دست مییابد.
این در شرایطی است که محل برگزاری این مراسم آیینی از جهت امنیتی و بهداشتی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست و از پس حاکمیتی مستبد و سرکوبگر که سه دهه با هر گونه مظاهر شیعی به مقابله پرداخته، رخ مینماید.
این رخداد شگفتی آفرین با میزبانی جامعه شیعه عراق و مجاورت جغرافیای شیعه منطقه، به هویت جهان تشیع در سالهای اخیر بدل شده است.
جمعیت شرکتکننده در این مراسم گاهی از 20 میلیون نفر فراتر رفته و امسال نیز پیشبینی میشود آمار شرکتکنندگان به 25 تا 30 میلیون زائر بالغ شود.
چنین پدیدهای درجهان بشری بیسابقه بوده وتروریسم وحشتآفرین و بیرحمی همچون داعش نیز نتوانست از ابعاد و عظمت آن بکاهد.
جوهره این پدیده شگفتی ساز که همانا برخاسته از فلسفه حماسه عاشورا است نگاه صاحبان فکر و اندیشه را متوجه ظرفیتهای مکتب تشیع کرده و ذهنها را درگیر این سؤال کلیدی نموده است که چگونه واقعهای خاص پس از 1400 سال قادر است تا این حد تأثیر پسا رویدادی داشته و بعد از هر سرکوب باز سربرآورد و پویاتر از قبل به حیات خود ادامه دهد؟ عامل این پدیده و دلیل پویایی آن چیست؟
حرکت عظیم اربعین همانطور که دشمنان مکتب تشیع و فرهنگ عاشورا را به تأمل و مأموریتهای تازه وا میدارد، بایستی ما را نیز متوجه مسئولیتهای خطیرخودساخته و افقهای تازهای فرارویمان بگشاید.
اجتماع بزرگ اربعین حسینی(ع) با همه جلوههای تحسین برانگیزش فراتر از توصیفهای هیجانی، نیازمند اندیشه و تفکر و دستیابی به راهبردهای کاربردی در حوزه عمل است.
یکی از چشم اندازهای پیش رو در چارچوب مسئولیتهای محوله از سوی ظرفیتهای شگفتی آفرین فرهنگ عاشورا که در راهپیمایی اربعین ظهور و بروز دارد، ایجاد پیوند میان فرهنگ عاشورا و فرهنگ مهدویت است.
دو موتور محرکهای که میتواند «جهان وطنی» و «عدالت محوری» مکتب تشیع را به جهانیان شناسانده و ایده «آیندهای روشن برای ساکنان کره ارض» را توضیح دهد.
مناسک اربعین قادراست به مثابه حلقه واسط میان رخداد «عاشورا» بهعنوان جوهره شریعت اسلام و «مهدویت» با رویکرد ترسیم جهانی مبتنی بر صلح و دوستی، در افق زندگی بشر نقش آفرین باشد.
اربعین و افق های تازه
حیات: اسماعیل علوی