در این نوشتار تلاش شده تا ضمن ارزیابی زمینه های پیدایش شعر جنگ و دفاع مقدس، رابطه محتوا، عاطفه و زبان این نوع شعر را با جنگ بررسی نماید. ضمناً چون یکی از مهمترین ویژگی های شعر مربوط به جنگ، بهره گیری از عنصر اغراق در ساخت تصاویر و توصیف جانفشانی قهرمانان جنگ است، اغراق در شعر چهار تن از شاعران مطرح دفاع مقدس ارزیابی و نقد شده است.
ایران در حال و هوای پیروزی دلنشین و در اندیشه روزها و سال های آرام، همراه با سعادت و پیشرفت سر به بالش آرامش نهاده است که غرّش «عقابهای آهنین» خواب را بر او آشفته کرد. عقربی جرّاره که در همسایگی او زندگی می کرد در خیالی کودکانه و از سرمستی و غرور نیش زهرآلود خود را آماده کرد تا تمام هستی این ملت مقاوم را نابود کند. چنان سریع و ناگهانی نیش خود را فرو می کند با این توهّم که تا ایران به خود آید زهر، کار او را بسازد اما...
همه تدبیرها آماده شده تا نهار روز سوم به میزبانی فرمانده جنگ- صدام حسین- صرف شود، امّا تقدیرها چیز دیگری می گفتند.
«باید رستم از زابل بیاید و گرنه کس را یارای مبارزه با این جوان تورانی نیست.» جانمایه کلام پهلوانان ایرانی شاهنامه است در هنگام هجوم سهراب به ایران.
اما این بار نه یک رستم که هزاران رستم از هر گوشه و کناری بر می خیزند و مقاومتی جانانه و مقدس شکل می گیرد. مقاومتی که برخلاف پیش بینی های اولیه اش هشت سال به طول می انجامد و یکی از درخشان ترین دوره ها در طول تاریخ کهن ایران به ثبت می رسد. هشت سالی که هیچگاه از ذهن ایران و ایرانی پاک نخواهد شد.
هشت سال ایمان، هشت سال حماسه، هشت سال عشق، هشت سال عرفان، هشت سال مردانگی، هشت سال شرف، هشت سال افتخار، هشت سال خون و باروت و گلوله و آتش، هشت سال شور و سرمستی، هشت سال دلدادگی و جانبازی، هشت سال پرواز باشکوه، هشت سال عروج دلنشین و هشت سال...
مادران «آب و آیینه و قرآن در دست»، با چشمانی که به چشمه هایی زلال بدل شده بودند، بوسه بر پیشانی فرزندان دلبند خویش نهادند و آنان را روانۀ کوی ایثار و جوانمردی کردند و پدران با وجود تکیدگی شانه، برای کامیابی نوباودگان خویش قرآن خواندند و دعا کردند. پدر و پسر پشت به پشت یکدیگر، برادر و برادر دوش به دوش هم، سنگرهای جهاد و شهادت را با خون پاک و معطر خویش عطرآگین ساختند و در حجلۀ خون معشوق را در آغوش کشیدند.
برای به تصویر کشیدن این حماسه عظیم و مقدس، یک فردوسی کافی نیست؛ هزاران رستم آمده اند و هزاران فردوسی باید بیایند. نه برای سرودن نامۀ شاهان، بل برای تصویر چهرۀ شیران. حماسه ای به پهنای ایران گسترش یافت و عرفان از گوشۀ خانقاه ها به سنگرهای جهاد و شهادت نقل مکان کرد.
با شروع جنگ تحمیلی، دفاع مقدس مردم شریف ایران نیز آغاز شد و جلوه هایی ناب از حماسه و عشق و عرفان تجلّی یافت. جانبازی ها، ایثارگری ها و شهادت فرزندان دوست داشتنی ایران، بهترین فرصت را فراهم آورد تا شاعران متعهّد با سلاح برندۀ شعر پا به پای رزمندگان و ایثارگران در این دفاع مقدّس شرکت نمایند. پشتوانۀ پربار فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی، عمق ایمان و ارادت قلبی شاعران به حماسۀ دفاع مقدّس، تنوّع حوادث و رویدادها، جذّابیّت و زیبایی تابلوهای خلق شدۀ ایثار و فداکاری به دست رزمندگان به شاعران توان و فرصت داد تا در بازنمایی تصویر این حماسه ها و رشادت ها نهایت ذوق و استعداد خود را به کاربرند و حاصل آن اشعاری شد که بیانی رسا، تصاویری بدیع، مضامینی عمیق و واقعی و زبانی استوار داشتند و سرشار از شور و طراوت و پویایی و تحرک بخشی بودند. حساب شعار از شعر جداست که هر یک در جای خود مفید بلکه لازمند.
ویژگی های کلّی شعر جنگ
از لحاظ زمانی شعر جنگ را باید به دو دوره کاملاً متمایز تقسیم کرد:
1- اشعاری که در زمان جنگ سروده شده اند (از شهریور 59 تا قبول قطعنامه 598 در سال 67).
2- اشعاری که پس از جنگ سروده شده اند (پس از قبول قطعنامه 598).
مرحوم سیدحسن حسینی اشعار دورۀ اول را شعر جنگ و اشعار دورۀ دوم را شعر دفاع مقدس می نامد و از هر یک تعریف جداگانه ای دارد، وی معتقد است جنگ ماهیّتی سیاسی دارد امّا تودۀ مردم به سرشت سیاسی جنگ قبل از شروع مذاکره توجّهی ندارند. پس از جنگ مردم به سرشت سیاسی جنگ توجه پیدا کردند و همین توجه باعث شکل گیری شعری شد که تفاوت های بارزی با شعر جنگ دارد. بر همین اساس «سروده هایی که از این زمان به بعد [قبول قطعنامۀ 598] با ویژگی تشویق و تکریم «دوست» و تحقیر و تهدید «دشمن» و همچنین انتقاد از خود و دیگران و انتقاد از برخی کارگردانان جنگ شکل گرفته و می گیرد به دورۀ سیاسی جنگ یعنی دورۀ دفاع مقدس تعلق دارد.»( حسینی، 1381، ص 15)
وقایع و اتفاقات هر دوره بر شعر کاملاً تأثیرگذار است. شاعران در زمان جنگ برای عقب نماندن از سیر سریع تحولات، انتقال لحظه های ناب حماسه فرزندان ایران به مردم در قالب شعر و تهییج بیشتر رزمندگان نه فرصتی برای پرداختن به فنون شعری دارند و نه انگیزه ای برای این کار.«حالت شاعر در سرودن اینگونه اشعار، حالت رزمنده ای است که تنها برای لحظه ای کوتاه سر از سنگر به در می آورد و تیرهایی را به سمت دشمن شلیک می کند و سپس به سرعت به سرجای خویش بر می گردد، یا چون جنگنده ای که می خواهد در زیر آتش باری مداوم دشمن برای خویش سنگری تهیه کند تا برای لحظه ای هم که شده در آن پناه گیرد، سنگری که می داند هر آن ممکن است آن را ترک گوید و در جایی دیگر سنگری بسازد، طبیعی است که او چندان به شکل و شمایل و نوع مهندسی و معماری سنگر خویش نیندیشد. از این رو، اگر شاعر این جریان در اوج شور و حرارت آن سالهای بحرانی چندان به شکل شعر خویش توجه نداشته باشد، چندان دور از انتظار نیست. او می بایست حرف هایش را سریع، بریده بریده، بی شکل و با حالتی خشن و پرخاش گونه بر زبان آورد.»( حسین پورچافی، علی. 1384. ص 347) با فروکش کردن آتش جنگ، حال و هوا نیز تغییر می یابد. شاعران، دیگر آن شتاب پیشین را ندارند و می توانند با فراغ بال شعر بسرایند و به اندیشه، ایماژها و صور خیال اشعارشان عمق و طراوت ببخشند. «هرچه زمان می گذرد و هیجان های جامعه فرو می نشیند، شعر نیز آرام تر می شود، بیشتر در خود فرو می رود و شکل هنری به خود می گیرد.»( حسن لی، کاووس. 1383. ص 65) این ویژگی منحصر به دفاع مقدس ایران نیست. در تمامی دوره هایی که شاعران با تحولاتی سریع و غیرقابل پیش بینی مواجه شوند، چنین حالتی برای شعر پدید می آید؛ یعنی اشعار بیشتر شعارگونه هستند تا شعر ناب.
زبان شاعران هر دوره
شاعران در دورۀ اول، برای یافتن واژه خود را به زحمت نمی اندازند. هدف آنان القای پیامی صریح و روشن است: جنگ، جنگ تا پیروزی. برای رسیدن به این هدف، شاعر از ساده ترین، آماده ترین و مؤثرترین امکانات در دسترس خود بهره می برد. واژه ها و اصطلاحات، غالباً ساده، همه کس فهم، دارای بار ارزشی فراوان، روان و در بسیاری از موارد تکراری است. شعر می خواهد در ذهن و زبان خواننده و شنونده رسوخ کند و او را برای ادامۀ راه بر انگیزاند. مخاطبین شعر نیز مردم عادی کوچه و بازار هستند، بنابراین با زبان آنان باید سخن گفت.
امّا در دورۀ دوم شاعران در انتخاب واژه ها وسواس بیشتری به خرج می دهند. باستان گرایی که در اشعار دورۀ اول دیده می شود و لازمۀ شعر حماسی است، در دورۀ دوم کمتر دیده می شود و در مجموع زبان شعر نرم تر و رام تر است.
زبان شعر جنگ در آغاز، زبانی تند و برانگیزاننده و در میانه، نرم و عمیق تر است. شعار گونگی و صراحت در بیان در سالهای بعد از 1364 به سمت نمادها، حرکتی محسوس دارد و به همین دلیل زبان شعر دفاع مقدس رو به پختگی و ساختگی بیشتر می گذارد... زبان موفق شاعران غزل سرا چون قیصر امین پور، سلمان هراتی، علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، زکریا اخلاقی و... از بارزترین و درخشان ترین تجربه های شعری این دوره به شمار می آیند.
از لحاظ استخدام واژه در این دوره باید گفت که به غیر از واژه های عمومی در حوزه ادبیات غنایی و عرفانی و فرهنگ اسلامی، اسامی ابزارها، ادوات و مناطق جنگی، عملیاتها، فرماندهان، شهدا و... از بسامد بالایی برخودارند.
از لحاظ زمینه های صور خیال، شاعران از انواع زمینه ها و ابزارهای بیانی (تشبیه، استعاره، کنایه، نماد و سمبل، اغراق، حسامیزی، تناقض و...) بهره می گیرند و تصاویر زیبایی در باره این حماسه خلق کرده اند.
عاطفه و محتوا
از لحاظ حضور عنصر عاطفه و احساس، اشعار دورۀ اول بار عاطفی زیادی دارند. البته عاطفۀ موجود در شعر این دوره مانع حماسی بودن اشعار نشده است. یکی از ویژگی های منحصر به فرد شعر این دوره تلفیق غنا و حماسه است.
میان معـرکــه لبخند مـی زنید بـه عشق
حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست (سهیل محمودی)
بدیهی است که شعر جنگ با توجه به حسّ و حال ویژه اش یکسری محتوای اختصاصی داشته باشد. از لحاظ محتوایی تفاوت هایی میان شعر شاعران زمان جنگ و پس از آن دیده می شود. شاعران در زمان جنگ تنها ایثارگری ها، فداکاری ها و حضور عاشقانه، عارفانه و حماسی اکثریت مردم را برای پیروزی در جنگ می بینند و در اشعار خویش آنها را منعکس می کنند (اشعار حماسی و عرفانی) و عمق اندوه خویش را از وقایع غمبار جنگ پنهان می کنند. این گروه برای تشویق رزمندگان و روحیه دادن به آنان و خانواده هایشان تنها به بیان رشادت ها و ارائه تصویری پیروزمندانه از صحنه های نبرد می پردازند. از سوی دیگر صحنه های ایثار و شهادت خلق شده به دست رزمندگان و عرفان خالص و معنویت محض شهدا و ایثارگران و درعین حال مظلومیت آنان فرصتی برای پرداختن به موضوعات دیگر به شاعران نمی داد.
قسمت اعظم دلم را برد آنکه آب از گلی آتش خورد
در حضور نگاه صد خورشید عشق آمد برادرم را برد
آن که داغ دلش شقایق وار صبح گاهان شکفته شد پژمرد
دست آن کس بریده باد که صبح دل آیینه را شکست آزرد
در غمت ای همیشه خون آلود بعد از این خنده روی لبها مرد(امیری، 1374، ص 10)
در دورۀ دوم در سایۀ شرایط اجتماعی و رفاهی به وجود آمده، به روی دیگر سکۀ جنگ یعنی شهادت ها، جراحت ها، اسارت ها، ویرانگری ها و به حاشیه کشاندن آفرینشگران حماسۀ دفاع مقدس نیز توجه کردند و حاصل این تغییرنگرش، تغییر در محتوا و عاطفۀ موجود در اشعار بود. در دورۀ دوم دیگر از آن روحیۀ حماسی با آن شدّت و حدّت خبری نیست. اشعار پس از جنگ بیشتر برای یادبود شهدا و تجلیل از ایثارگری ها سروده شده است. این اشعار عاطفی همراه با سوگ و اندوه از دست دادن عزیزان است.
بیشترین اعتراض و انتقاد از خود و دیگران- بخصوص مرفّهان بی درد و برخی از متولّیان امور فرهنگی- در شعر جنگ فراوان دیده می شود. در سال های جنگ که کمبود ارزاق عمومی در کشور بیداد می کرد، عده ای محتکر در پی آشامیدن خون مردم جنگ زده بودند. سلمان هراتی در شعری به نام «یک قلم ناسزا به محتکر، قربتاً الی الله» علیه این گروه فریاد می زند:
امسال سال موش است
سالی که هزار نقشه برای مردم کشیدی
و نیرنگ را
در محضر موش اعظم تلمذ کردی
دلت مثل پستو تاریک است می دانم
و واحدهای درس «نداریم» را تمام کرده ای
الهی اصلاً نداشته باشی
حسرت عمیق به خاطر دور ماندن از قافلۀ شهادت، همدردی با خانوادۀ شهدا و ایثارگران، پرداختن به درد و رنج کشندۀ جانبازان به ویژه جانبازان شیمیایی به خوبی در شعر این دوره انعکاس یافته است.
سنگین شد ای دل، دل من، بار گناه من و تو
صبح آمد اما نشد صبح، شام سیاه من و تو
فردا که گل زخمها را عشاق شاهد بگیرند
وا حسرتا نیست زخمی آنک گواه من و تو (ساعد باقری)
قزوه در تصاویری زیبا و تکان دهنده، مشکلات جانبازان شیمیایی را در معرض تماشای مخاطب قرار می دهد. بیان ارزش کار جانبازان به همراه انتقاد شدید مهمترین ویژگی شعر است:
ماهیای سرخ عاشق، توی حوضی از اسیدن
دلشون یه دریا درده، کی می دونه چی کشیدن؟!
هدهد سبا شدیم و هفت شهر عشقو گشتیم
ما نفس کم نیاوردیم، معلومه کیا بریدن!
سینه آتیش خلیله، اینجا عشقه که دلیله
ببین این دلای عاشق، چه بهشتی آفریدن!
بچه های خط دوم، سرشون به خاکه، اما
بچه های خط اول،آسمونو سر کشیدن
فکر اون گلای سرخم که سرارو خم نکردن
می میرن ولی نمی گن که گلوشونو بریدن
لاله ها کی گفته تنها، همونایی ان که رفتن؟
اینایی که سرشکسته ان، مگه کمتر از شهیدن؟
نتیجه
شعر جنگ و دفاع مقدس که تصویرگر فداکاری ایرانیان در برابر رژیم متجاوز عراق است، با جنگ زاده شد و پابه پای آن پیش رفت. در دوره جنگ شاعران در پی توصیف و تصویر لحظات ناب خلق شده هستند و چندان در فکر لفظی و معنوی و ایماژهای شعری خود نیستند ولی پس از جنگ در فرصت و مجال پیش آمده، شاعران با فراغ بال بیشتری به سرودن شعر می پردازند و شعرها از انسجام بیشتری برخوردار است.
منابع:
ایرنا،ایسنا، حضور، ش 73، ص 203.
«حیات» به مناسبت روز ملی شعربررسی می کند:
جنگ و دفاع مقدس، آغازی برای آفرینش تصاویر ناب
حیات:روز بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت شهریار، شاعر ایرانی، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، نامیده شده است. در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه می شود. کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر اُنس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سُراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن می سازد.پایگاه خبری حیات به مناسبت این روز ودر آستانه هفته دفاع مقدس به مقوله شعر جنگ می پردازد.