به گزارش پایگاه خبری حیات ، مهدی لطفی در حال حاضر 60 سال دارد ، وی متولد سَرعین از توابع استان اردبیل می باشد،وی از همان ابتدای نوجوانی با قرآن مانوس بوده و علاقه زیادی به حفظ و یاد گیری قرآن داشته است. به گفته خودش ، پیش از انقلاب درس را بصورت متفرقه می خواند و بیش از هر چیزی در آن دوره علاقمند به حفظ قرآن می شود. در دوران نوجوانی، روزی یک جلد کلام الله مجید را پشت ویترین یک کتاب فروشی دیده و نظرش را به شدت جلب می کند. خودش می گوید که تا آن زمان به قرآن دست هم نزده بوده و سواد خواندن عربی هم نداشت. با این حال آن قرآن را تهیه می کند و در ابتدا تنها ترجمه فارسی آن را می خواند. بعد از آن بود که شیفته خط و کتابت شد و در مسیر یاد گیری کتابت ،توانست به 4 نوع خط قرآنی مسلط شود. بعد ها او یک جلد قرآن را کامل با دستخط خودش نوشت که در سال 1366 بابت نوشتن این نسخه قرآن به خط ثلث در مسابقات قرآنی اول شد.لطفی از آزادگانی است که 8 سال و 4 ماه تمام در اسارت به سر برده، خاطرات بسیاری از این دوران در سینه دارد که جالب ترین شان شاید ماجرای تلاش او برای آموزش خط عربی و بخصوص عزاداری های محرم و تلاش اش برای ترویج فرهنگ حسینی و قرآنی است.
سرباز فراری که شیفته امام شد
وی قبل از شروع جنگ به تهران مهاجرت کرده و در محله جوانمرد قصاب ساکن می شود، خودش می گوید که یک سال قبل شروع جنگ سرباز فراری بوده ،اما با شروع جنگ شیفته امام و سخنان ایشان شده است و داوطلبانه به جبهه رفته است. درباره اسارتش می گوید که در عملیات بیت المقدس بود که دو گردان به عنوان طعمه دشمن جلو رفتند که او هم در میان شان بوده، اما در صبح عملیات با پاتک شدید دشمن روبرو شدند و از تمام بچه های گردان فقط او سالم باقی مانده بود. این اتفاق اولین جرقه های یاد آوری کربلا و قیام امام حسین برای مهدی لطفی بود.
تلاش بیهوده استخبارات برای گرفتن اطلاعات از 100 اسیر
اتفاقی که باعث شد بر حقانیت کشورش در جنگ بیشتر واقف شود. از آن زمان تا به امروز روحیه قرآنی و روحیه حسینی روز به روز در ذهن و ضمیر وی پر رنگ تر می شود. بعد از اسارت و نقل و انتقالات زیاد وی را در نهایت به « استخبارات» عراق می برند برای این که از رزمندگان اسیر شده اخبار و اطلاعات یک پُل بسیار مهم را بگیرند به شدت آنها را تحت فشار و شکنجه قرار داده اند. بنا به گفته لطفی با وجود این که بچه ها حدود 100 نفر بودند اما هیچ کس گرایی نداد و پل، لو نرفت. در تمام مدتی که لطفی را در اردوگاه های مختلف جابجا می کردند او تنها به دو چیز فکر می کرده, اول یاد گیری بهتر و بهتر قرآن و خط عربی، دوم انتقال فلسفه و دلیل قیام عاشورا که به نظرش هم پوشانی زیادی با جنگ ما داشت.
هرکس عزاداری می کرد کتک می خورد
در زمان اسارت عزا داری جرم بود و هر کس را که در ایام محرم مشغول عزا داری می دیدند کتک مفصلی می زدند و از اردوگاه می بردند، او را جای دیگری می بردند که بر روی رزمنده های دیگر تاثیری نگذارد.
همین رفتار ها باعث شده بود که لطفی در دوران اسارتش بیش تر و بیشتر با فرهنگ حسینی مانوس شود و بیشتر درباره آن بخواند و بداند. به اعتقاد وی امام حسین برای دلایل زیادی بود که تصمیم به جنگ با لشگریان ابن زیاد گرفت اما شاید مهمترین آنها در آیات 38 و 39 سوره حج آمده باشد.«إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ. أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» .« قطعاً خداوند از کسانىکه ایمان آوردهاند دفاع میکند زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد، به کسانىکه جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت [جهاد] داده شده است چراکه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست».
به عقیده لطفی امام حسین تنها و تنها به دستور قرآن عمل کرده و جهاد کرد ، برایش مهم نبود چه اتفاقی برایش می افتد، مهم این بود که وظیفه خودش را که ایستادن در برابر ظلم و کفر بود انجام دهد، همانطور که رزمندگان ما برای مقابله با استکبار جهانی و ظلم برخواستند و در مقابل دشمن جهاد فی سبیل الله کردند. برای مهدی لطفی قرآن بزرگترین آموزاننده تمام دوران های زندگانی اش بوده به عقیده او حتی امروز هم چیز های زیادی هست که باید از قرآن آموخت. وی می گوید که قرآن برای همه دوران ها یک نسخه ای دارد که ما هم باید مثل امام حسین (ع) آن را سرلوحه تصمیماتمان قرار دهیم.
امام حسین تنها به دستور قرآن عمل کرده و جهاد کرد ، برایش مهم نبود چه اتفاقی برایش می افتد، مهم این بود که وظیفه خودش را که ایستادن در برابر ظلم و کفر بود انجام دهد