به مناسبت سالروز شهادت روحانی شهید عباس ردانی پور
فرمانده موفق در ۲ جبهه جهاد اکبر و جهاد اصغر
حیات:شهید ردانیپور نقش موثری در حماسه دارخوئین، عملیات شکسته شدن حصر آبادن (ثامنالائمه) و عملیات طریقالقدس که منجر به آزادسازی بستان و قسمت شمالی آن شد، داشت.وی همچنین یکی از پایهگذاران لشکر امام حسین (ع) محسوب میشود. او همچنین در تربیت رزمندگان نیز نقش اساسی داشت.
به گزارش پایگاه خبری حیات، روحانی شهید عباس ردانی پور، در سال 1337 ه ـ ش در یکی از خانههای قدیمی منطقهی مستضعفنشین (پشت مسجد امام) شهر اصفهان متولد شد. پدرش از راه کارگری و مادرش از طریق قالیبافی مخارج زندگی خود را تأمین و آبرومندانه زندگی میکردند و از عشق و محبت سرشاری نسبت به ائمهی اطهار (ع) و حضرت زهرا (ع) برخوردار بودند، تا آنجا که با همان درآمد ناچیز جلسات روضهخوانی ماهانه در منزلشان برگزار میشد.
سختکوشی و تلاش، با زندگی مصطفی عجین شده بود، به طوری که در شش سالگی (قبل از آنکه به مدرسه راه یابد) به مغازهی کفاشی میرفت و در ایام تحصیل نیز نیمی از روز را به کار مشغول بود.
او که از بیت صالحی برخاسته بود و به لحاظ مذهبی، خانوادهای مقید ومتدین داشت، تحصیل در هنرستان را به دلیل جو طاغوتی و فاسد آن زمان تحمل نکرد و از محیط آن کناره گرفت و با مشورت یکی از علما به تحصیل علوم دینی پرداخت.
شهید ردانیپور سال اول طلبگی را در حوزهی علمیهی اصفهان سپری کرد. پس از آن برای ادامهی تحصیل و بهرهمندی از محضر فضلا و بزرگان راهی شهر قم شد و در مدرسهی حقانی به درس خود ادامه داد. مدرسهی حقانی در آن زمان بنا به فرمودهی شهید بهشتی (ره) پذیرای طلابی بود که از جهت اخلاقی، ایمانی و تلاش علمی نمونه بودند. او نیز که از تدین، اخلاق حسنه، بینش و همت والایی برخوردار بود، به عنوان محصل در این حوزه پذیرفته شد.
او که با سختکوشی و تحمل مشقتها آشنایی دیرینهای داشت، حتی در ایام تعطیل از کار و کوشش غافل نبود.
ایشان حدود شش سال مشغول کسب علوم دینی بود. با نضج گرفتن انقلاب اسلامی با تمام وجود در جهت ارشاد و هدایت مردم وارد عمل شد و با استفاده از فرصتها برای تبلیغ به مناطق محروم کهکیلویه و بویراحمد و یاسوج سفر کرد و در سازماندهی و هدایت حرکت خروشان مردم مسلمان آن خطه، تلاش فراوانی را از خود نشان داد.
خاطرات سرلشکر صفوی از شهید ردانیپور
سردار سرلشکر سید یحیی (رحیم) صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا سال گذشته در گفت وگو با دفاع پرس، به ذکر خاطراتی از این شهید پرداخته، که در ادامه میخوانید:
حجتالاسلام مصطفی ردانیپور جزء آن شهدای عالیمقام روحانی بود که در شهرهای مختلف فعالیت داشت. او در ابتدای پیروزی انقلاب مدتها در شورای فرماندهی سپاه یاسوج، (منطقه بویراحمد) شروع به فعالیت کرد، و بعد با آغاز حرکتهای ضد انقلاب در کردستان جزو اولین گروههایی بود که به منطقه کردستان رفت. مدتها در کردستان به عنوان یک طلبه، هم کار تبلیغ و ارشاد و ترویج احکام اسلامی را انجام داد و هم به عنوان مجاهد فیسبیلالله در جنگ با ضد انقلاب شرکت کرد.
ردانی پور سهم به سزایی در نگهداشتن رزمندگان در منطقه کردستان و در تبلیغ اسلامی و کلاسهایی که برای مردم آنجا گذاشته میشد، داشت. با شروع جنگ وی بدون اینکه یک لحظه فرصت را از دست بدهد به منطقه جنوب رفت. زمانی که او یک مقدار نسبت به مسائل کردستان حساس شده بود به اتفاق آیتالله طاهری اصفهانی خدمت امام راحل مشرف شد و از امام کسب تکلیف کرد. حضرت امام (ره) به وی فرمودند که شما باید بروید به کردستان و کار انجام بدهید.
با حکم امام (ره) عازم کردستان شد
او با حکم امام (ره) در کردستان فعالیتش را آغاز کرد. با شروع جنگ تحمیلی همراه با عدهای از برادران که از کردستان به جنوب رفتند، او هم به این منطقه رفت. آن روزها سپاه منطقه ۲ در منطقهای به اسم دارخوئین در نزدیکی آبادان مستقر شده بود. او هم در همان منطقه شروع به فعالیت کرد و مدتها با نیروهای رزمنده در خطی که به «خط شیر» (اولین خط منظمی بود که رزمندگان درست کرده بودند)، در مقابل لشکر سوم عراق به مبارزه پرداخت.
رزمندگان که مدت بیش از شش ماه در این خط مستقر بودند فقط با نوحهها و دعاهای او روحیه میگرفتند.
شهید ردانیپور در ۲ جبهه جهاد اکبر و جهاد اصغر موفق بود. او جهاد اکبر را در خودش پیاده کرده بود و در طول جنگ تحمیلی و عملیاتهای مختلفی که انجام شد در میان رزمندگان اسلام حضور داشت و آنها را به اخلاص و به احکام الله دعوت میکرد و از طرف دیگر یک مبارز مجاهد به تمام معنی و نمونه یک فرمانده لشکر اسلام به معنی واقعی بود.
شهید ردانیپور نقش موثری در حماسه دارخوئین، عملیات شکسته شدن حصر آبادن (ثامنالائمه) و عملیات طریقالقدس که منجر به آزادسازی بستان و قسمت شمالی آن شد، داشت.
وی یکی از پایهگذاران لشکر امام حسین (ع) محسوب میشود. او همچنین در تربیت رزمندگان نیز نقش اساسی داشت.
روحیه گرفتن فرماندهان از شهید ردانیپور
در عملیات طریقالقدس در منطقه جنوبی رودخانه کرخه ما با مشکلاتی مواجه شده بودیم و جلسهای با حضور عدهای از برادران ارتش و سپاه تشکیل شد. در مرحله دوم عملیات چزابه ما میخواستیم عملیات فتحالمبین را شروع کنیم، ولی عراقیها پاتک شدیدی به ما زدند. در آن جلسه فرماندهان سپاه هم حضور داشتند. برادران ارتشی که از مصیبت پیش آمده بسیار نگران و ناراحت بودند شروع به گفتن ناراحتیهایشان کردند. شهید ردانی پور با استفاده از آیههای قرآن، روایات و احادیث اسلامی چندین نمونه را ذکر کرد و گفت که خداوند ما را آزمایش میکند و در این بلاها و مصائب میسنجد. پس از سخنرانی شهید ردانی پور در جمع فرماندهان، روحیه عجیبی در میان حاضران ایجاد شد. این شهید بزرگوار در پایان این جلسه، مراسم عزاداری و دعاخوانی برپا کرد.
شهادت
او در طی دوران دفاع مقدس چندین مرتبه زخمی شد و تا سرحد شهادت پیش رفت. وی در حقیقت شهید زندهای بود که همواره به دنبال شهادت میدوید.
شهید ردانیپور همچون سپر محکمی تا آخرین قطره خونش در مقابل دشمن ایستاد و سرانجام در حالی که دو هفته از مراسم ازدواجش گذشته بود، در منطقه عملیاتی حاج عمران به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
متن وصیت نامه سردار حجت الاسلام مصطفی ردانی پور
متن وصیتنامه سردار شهید حجه الاسلام مصطفی ردانی پور که در تاریخ 10/5/1362 قبل از مرحله دوم عملیات والفجر دو به رشته تحریر در آمده است :
بسم الله الرحمن الرحیم
اَشهَدُ اَن لااِلع اِلاالله وَاَشهَد اَنَ مُحَمَداً رَسول الله وَ اَنَ علیاً ولیُ الله وَاولادِه اَلمَعصومین حجَجَ الله صَلَواتُ الله عَلیهِمُ اَجمَعین.
برداشتم از زندگی :
آنچه خوانده ام و لمس کرده ام خلاصه اش این است که تنها راه سعادت رسیدن به کمال , بندگی خداست و بندگی او در اطاعت از اوامرش و ترک مواهبش می باشد . همه دستورات اسلام در این دو جمله خلاصه می گردد :
فرمان برداری از خدا و نافرمانی از شیطان برای انسان شدن این برنامه اسلام است با غیر اسلام کاری ندارم که انسان را با انسان کار است نه با حیوان که هرآنکه مسمان و تسلیم خدا بود انساناست و بقیه فقط ازانسانیت حیوانیتش را دارند .
سفارشم :
مردم به یاد خدا و روز جزا باشید , پیرو ائمه اطهار باشید که والازم لکم لاحق و المارق عنکم زاهق (مردم امام زمان «عج» را فراموش نکنید, مردم دنباله رو روحانیت باشید که چراغ راه هدایتند از امام اطاعت کنید که عصاره اسلام است او راتنها نگذارید که نماینده حجه ابن الحسن «عج» است , از وجودش بهره گیرید ) که عصاره اسلام است .
آرزویم :
پیاده شدن احکام اسلام و بیداری مسلمین و گسترش حکومت اسلامی و سرنگونی مستکبرین , فرج حضرت مهدی «عج» زیارت آن حضرت و شهادت در رکابش .
امیدم :
عفو و بخشش خدای متعال و شفاعت پیامبر «ص» و ائمه هدی علیهم لاسلام و شهدای راه حق و همنشینی با بندگان مخلص خدا و رضوان الله .
وصیتم :
مادرم حلالم کن , شما خیلی در زندگی زجر کشیده اید رنجها و سختیها متحمل گشته اید برای ما هم پدر بوده اید و هم مادر, انشاءَالله خدا شما را از کنیزان حضرت زهرا «س» قرار دهد .
از خدا بخواهید دومین قربانی در راه خودش را از شماقبول فرماید و در این راه صبرکنید اِنَ الله مَعَ صابِرین برادران و خواهرانم به یاد خدا باشیدو زندگی خودتان را با اسلام وفق دهید از اسلام پیروی کنید و فرزندانتان را برای خدمت به جامعه اسلامی و سربازی امام عصر «عج» تربیت کنید.
برادرم علی جان با علی «ع» باشید و هادی خانواده و اقوام و دوستان , راهت را که همان نوکری امام حسین «ع» است را ادامه بده و مرا از دعا و طلب مغفرت فراموش مکن .
دوستان مرا حلال کنید و هر وقت به یادم افتادید برایم طلب مغفرت نمایید , هر گاه سر قبرم آمدید تلاوت قرآن و دعا و زیرت و روضه را فراموش نکنید که نیازم زیاد است ودستم کوتاه .
همسرم :
می دانم برایت سخت و ناگوا راست اما به حضرت زینب «س» بنگر و مصیبتهایی که بر آن ؟ وارد شده , پیام خونم را برسان که هیهات منا الذله, اگر فرزندی از من ماند چنانچه دختر بود اسمش را فاطمه و اگر پسر بود نامش را محسن , و هر وقت برزگ شد از او بخواه طلبه بشود که بسیار دوست دارم .
دست کوچکش را بگیر و بالای سر قبر من بیا و دعا کن تا آمین بگوید .
مرا حلال کن و نمونه و الگوی صبر و استقامت باشید اگر جنازه ام به دستتان رسید ما بین درب ورودی گلستان شهدا ؟ برادرم رسول دفن کنید
حتما به این وصیت عمل نمایید دو سال برایم نماز و روزه بگیرید , دیدار ما انشاءَالله در قیامت .
رَبَنا فَاغفِرلَنا ذونوبَنا وَکفُرعنا سَیِئاتنا وَ تَوَفَنا مَعَ اَلاَبرار.
بنده گنه کار و ذلیل خدای منان
مصطفی ردانی پور
10/5/1362