وی گفت: او به صورت داوطلبانه سال 58 به کردستان رفت و ماه ها از من که 17سال و خواهرم هنگامه که 18سال داشت، دور بود او فرماندهی تیپ لشکر 21 حمزه را بر عهده داشت و در روز عید قربان در 42 سالگی در محور سردشت- بانه به همراه چندین نفر از همرزمانشان توسط کوموله ها به شهادت رسیدند.
فرزند شهید اشراف ادامه داد: شنیده بودم که آن زمان ارتش نفوذی های بسیاری داشت که تفکرات مارکسیستی داشتند. همین افراد مسیر بازگشت ستون را لو داده و باعث غافلگیری آنها شده بودند.
اشراف درباره نحوه چگونگی اطلاع خانواده از شهادت پدر افزود: صبح جمعه بود و در کوچه با یکی از همسایه ها مشغول صحبت بودم که گفت ستون ارتش در غرب کشور مورد حمله قرار گرفته و بسیاری به شهادت رسیده اند.
وی گفت: در آن زمان تعداد نیروهای اعزامی به غرب کشور زیاد نبود به همین دلیل حس کردم ممکن است پدرم در آن ستون باشد. به مادرم خبر دادم و از یکی از اقواممان که در ارتش بود، موضوع را پیگیر شدیم. حوالی غروب بود که شهادت پدرم تایید شد.
فرزند شهید شریف اشراف ادامه داد: پدرم جزء نیروهای معتقد ارتش آن زمان بود. نمازش ترک نمی شد و برای قرآن و کلام خدا بسیار ارزش قائل بود، به همین دلیل در مدت 10 سال یعنی از سال 47 تا 57 بطور کامل قرآن را با خط خوش نگارش کرد که در حال حاضر در موزه شهدا نگهداری می شود.
در دوازدهمین کنگره ایثارگران، رئیس جمهوری و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران از مریم لطیفی مقدم تهرانی همسر شهید اشراف تقدیر کردند.