کد خبر 143517
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۳

سه فرمانده احترام برانگیز جبهه

سه فرمانده احترام برانگیز جبهه

حیات: ماه اردیبهشت برای نسل جبهه و جنگ حوادث و خاطرات بسیاری را در سینه خود نهفته دارد. خاطره روزها و شبهای بی تابی و پرالتهاب، اولین های روزهای جنگ را زنده می کند. روزهایی که همه مردم ایران بویژه رزمندگان مخلص آن فقط به یک هدف می اندیشیدند و آن نجات خاک پاک خوزستان از زیر چکمه های یک ارتش اشغالگر. در این بخش حیات طیبه دفتر جهادی 3 فرمانده برومند جنگ را تورق می کند.

چریک شکست ناپذیر انقلاب

در تاریخ دفاع مقدس و انقلاب اسلامی نام شهید مجتبی هاشمی همواره در کنار سردار نامدار دکتر مصطفی چمران دیده می شود. کسی که همچون شهید چمران تخصص و تجربه ارزشمند در جنگ های نامنظم کسب کرده بود و در طول عمر گرانمایه اش این تجربه را در مسیر آموزش و سازماندهی رزمندگان و نیروهای انقلاب بکار گرفت. سید مجتبی هاشمی همرزم شهید چمران از جبهه لبنان تا میادین نبرد با بعثی ها بوده است. او  متولد آبان ماه 1319 و نخستین فرمانده کمیته انقلاب مرکزی تهران به حساب می آید.

آن گونه که فرزندش توصیف می کند؛ شهید هاشمی پس از طی دوران تحصیلات متوسطه به ارتش می پیوندد. او در کنار حرفه نظامی به ورزش‌های باستانی و کُشتی همواره مبادرت داشته است و به دلیل برخورداری از توانایی رزمی و فیزیکی عضو نیروهای ویژه کلاه سبز می شود، اما پس از مدت کوتاهی ارتش شاهنشاهی را ترک می کند.

او توصیف می کند که فصل اول زندگی توأم با مبارزه شهید هاشمی قبل از انقلاب و آغاز دهه 40 رقم می خورد. در سال ١٣٤٢ به هیئت‌های مذهبی می پیوندد و بارها به دلیل مبارزاتش، توسط نیروهای ساواک تحت تعقیب قرار می گیرد. شهید هاشمی به طور مشخص اولین فعالیت انقلابی خود را از سال 1342 در همکاری با شهید اندرزگو شروع می کند. از خاطرات شیرین مبارزاتی اش در آن سال ها این بوده که سید مجتبی گروهی 40 نفر تشکیل داده بود که به عنوان بچه مسلمان های محل شبها به شعار نویسی روی دیوارها بر علیه رژیم منحوس مبادرت می کردند.

 سید مجتبی و گروه جوانان همفکرش در جریان قیام 15 خرداد 42 حضور پیدا می کنند و در اقدامی تأثیرگذار چند خودرو نظامیان شاه را به آتش می کشند. بعد از این حرکت او تحت تعقیب قرار می گیرد و به همین دلیل مدتی را به زندگی مخفی عمدتاً در نواحی جنگل‌‌های شمال می گذارند. اما در همه سالهای منتهی به انقلاب، او به تبلیغ و ارتباط گرفتن با جوانان مؤمن اقدام می کند. سید مجتبی به اتفاق شبکه دوستان همرزمش در این مقطع عکس‌ها، نوارها و اعلامیه‌های حضرت امام (ره) را در نقاط مختلف پخش می کنند ضمن آنکه جلسات مخفیانه شان برای سازماندهی بچه های انقلابی و پیشبرد مبارزه در نقاط مختلف رونق می گیرد.

در اولین روزهای انقلاب، سید مجتبی به عضویت کمیته استقبال امام در می آید. علاوه بر این در روزهای انقراض نظام سلطنتی و مبارزه با بازماندگان رژیم، به صورت همه جانبه ایفای نقش می کند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن، او به سرعت نیروهای انقلابی منطقه 9 را سازماندهی کرده و کمیته انقلاب اسلامی منطقه 9 را تشکیل می دهد. سید مجتبی با نفوذ و محبوبیتی که در محله شاپور داشته، با سرعت جوانان انقلابی را دور هم سازماندهی کرده و هسته های دفاع از انقلاب را شکل می دهد و به این ترتیب یکی از قویترین شعبه های کمیته های تهران شکل می گیرد.

 با شروع غائله کردستان، شهید هاشمی به همراه عده ای از افراد کمیته منطقه 9 در پی فرمان بسیج عمومی امام عازم غرب کشور می شود و در آزادی و پاکسازی این منطقه نقش بسزا ایفا می کند.

زمان چندانی از پایان غائله کردستان نمی گذرد که با آغاز تجاوز عراق به خاک کشورمان سید مجتبی، به همراه عده ای از دوستان و همرزمانش داوطلبانه عازم جنوب می شود. آنها در مدرسه فداییان اسلام، واقع در شهر آبادان مستقر می شوند و در اینجا است که اولین نیروی نا منظم برای مقابله با تهاجمان بعثیون در آبادان و خرمشهر را شکل می دهند. نام گروه تحت فرماندهی سید مجتبی عمدتاً بعد از شکستن حصر آبادان بر زبان ها جاری می شود.

ناجی کردستان

اول خردادماه سالروز شهادت یکی از فرزندان برومند مکتب خمینی، محمد بروجردی است فرمانده محبوبی که به درستی لقب مسیح کردستان گرفته است. اهالی خطه کردستان یاد و خاطره او را همواره زنده نگه می دارند.

محمد بروجردی ناجی غرب کشور از گرداب آشوب و ناامنی بود از همین رو ‌مردم شهر سنندج باشکوه ترین مراسم تشییع را برای او برگزار کردند. سردار شهید حاج ابراهیم همت، شش ماه پیش از شهادتش، درباره شهید محمد بروجردی گفته بود: «بروجردی شناخته نشد. نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده است. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا شناخته شود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما به وجود بیاورد».

نام شهید محمد بروجردی، در لیست پایه گذاران اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به چشم می خورد. با شروع غائله کردستان، گویی سرنوشت فرزند رشید خطه بروجرد، در عرصه ای دیگر رقم خورد؛ عرصه ای که در آن، از یک سو نبرد با چریک های فدایی و کوموله و حزب دموکرات و دیگر تجزیه طلبان بود و از سویی دیگر، خیانت عناصر خائن دولت بنی صدر و کارشکنی هایی که هر انسانی رااز ادامه کار مأیوس می کرد درچنین شرایط وخیمی، شهید بروجردی راهی کوه های سرد و سر به فلک کشیده کردستان شد و در جاده های پر پیچ و خم و در کمرکش کوه های آن، جریان مبارزه را فرماندهی کرد و سرانجام آرامش را به این خطه پرالتهاب بازگرداند

همسر گرامی در باره سیره و سبک زندگی این فرمانده می گویدبه نظر من محبوبیت ایشان بخاطر خصوصیات اخلاقی اش بود . آن گونه که در خاطرات فرماندهان و بچه های جنگ شنیده اید جاذبه و نفوذ معنوی بالایی میان بچه ها داشت تا جایی که واقعا رابطه برادری میان آنها شکل گرفته بود من بارها شنیده ام خیلی از رزمندگان بعد از پایان عملیات که خستگی جنگ بر تن شان می نشست از بازگشت به خانه صرفاً به دلیل این که شهید بروجردی را تنها نگذارند منصرف می شدند  

این نکته را هم بگویم که رابطه ایشان با فرماندهان دیگر نیز به همین صورت گرم بود. بروجردی و دیگر همقطارانش همه تصمیم ها و رفتار خود را با تفکرات امام تنظیم می کردند

چشمان بیدار در اتاق ارتباطات جنگ 

فرماندهان دوران جنگ و جهاد ایران اسلامی  قبل از آنکه در آزمون نبرد نظامی به نشان قهرمانی نایل شوند در میدان اخلاق و انسانیت سرآمد بودند.  وقتی کتاب قطور جنگ هشت ساله را ورق می زنی و در لابلای خاطرات نسل دفاع مقدس غور می کند همه جا سخن از روحیات و رفتار فرشته گون فرماندهان جنگ است. مناسبات آمیخته به عشق و احترام چنان بوده که اردوگاهها و ستادهای جنگ را به محیط دلپذیر و دوست داشتنی برای جوانان و نوجوانان رزمنده تبدیل کرده بود. 

شهید محمود شهبازی از زمره فرماندهان سپاه است که در هر دو عرصه اخلاق و تخصص سرآمد بوده است. کسی که یکی از حساس ترین بخش های تشکیلات سپاه را یعنی مخابرات را مدیریت می کرده است. حوزه مخابرات در چارت تشکیلاتی جنگ به عنوان بخش پشتیبان مطرح است اما نقش تعیین کننده در عملکرد یگان ها و لشگرها دارد

همسر شهید شهبازی با توصیف خصوصیات و ویژگیهای شهید می گوید: آقای شهبازی روحیات مذهبی اش را مرهون خانواده اش بود. البته همه شهدای ما چنین خاستگاهی داشتند. به قول معروف بزرگ شده مسجد و محافل مذهبی بودند و جنگ واقعاً برای آنها یک نبرد برای عقیده و ایمان بود به همین خاطر می دیدید که تا آخرین نفس مقابل دشمن بعثی ایستادند.

از همسر شهید شهبازی می پرسیم در میان رفتارهای اجتماعی شهید چه نکاتی توجه بیش از همه برای ایشان واعضای فامیل اثر بخش بود؟ پاسخ می دهد، این  که آقا محمود در سخن گفتن و جواب دادن بسیار اهل تأمل بودند و وقتی نظر او را کسی در زمینه مسائل مختلف جویا می شد بسیار با حوصله و حساب شده راهنمایی می کرد. با آنکه بسیار اهل مطالعه بود و در زمینه های مختلف اطلاعات زیاد داشت اما از پرحرفی و زیاده گویی به دور بود برای هر جمله ای که می خواستند بگویند فکر می کردند و بسیار گزیده سخن می گفتند . ایشان جدا از تخصص خویش به شدت به شعر و شاعری علاقه داشتند. همیشه بداهه گویی هایی انجام می دادند و کام ما و دوستانشان شیرین می شد.

درباره مراتب علمی و تخصص های شهید می پرسم و همسر گرامی اش می گوید: لابد مطلع هستید که ایشان جزو افراد برگزیده در تحصیل و دانشگاه بودند با همه سختی های آن دوره رتبه یک کنکور سراسری را کسب  کرده بود. هوش و توانایی ذهنی اش چیزی نیست که من بگویم در سایه همین استعدادش مسئولیت یکی از حساس ترین بخش های سپاه و جنگ را عهده دار شده بود یعنی مخابرات. تا جایی که من شنیده ام و اطلاع دارم در مقام فرماندهی مخابرات سپاه پاسداران شبکه گسترده ای از نیروها و خطوط ارتباطی جنگ را هدایت می کردند.

برچسب‌ها