ایام جنگ، بسیاری از کشورهای اسلامی از طرف عراقی می خواستند تا به حرمت ضیافت الهی آتش جنگ را برای چند صباحی خاموش سازد اما در عمل، عکس این اتفاق می افتاد. اگر تاریخ تحولات جنگ در ماه های رمضان را نگاه کنید، درخواهید یافت که دست برقضا، دشمن بعثی با علم به این که رزمندگان ایرانی روزه داری پیشه کرده اند بر شدت آتش توپخانه و پاتکهای خود در این ماه میافزود و ماه رمضان را به عنوان فرصتی طلایی می دید تا موازنه قدرت و آرایش جنگی بویژه در جنوب کشور را به سود خود رقم بزند.
نقشه های سیاه صدام در این ماه برای فرماندهان جنگ آشکار شده بود، بنابراین با ورود ماه رمضان نوعی آماده باش برای مواجهه با پاتک ها و آتشبارهای دشمن بر جبهه جنوب حاکم می شد. جوانان روزه دار سرشار از نیروی معنویت و ایمان می کوشیدند تا رؤیاهای حریف بعثی برای غلبه بر صحنه، در این ایام عزیز ببار ننشیند.
به همین دلیل روزهای مقاومت آنها در ایام رمضان خاطرات ناگفته بسیار دارد. اغلب بچه ها برای کاستن از بار تشنگی در آفتاب سوزان جنوب، چفیههایشان را با آب خیس کرده و روی سر و صورتشان میگذاشتند تا شاید اندکی از حرارت بدنشان کم شود.
خوشبختانه خاطرات جهاد جوانان ایرانی در روزهای دشوار ماه رمضان به صورت مجموعه ای از کتابهای خواندنی و ارزشمند منتشر شده است. هر کدام از این آثار زاویه ای از تجربه جهاد جوانان روزه دار آن دوران طلایی تاریخ را روشن می کند. در این فرصت وصف حال رمضان جبهه را از زبان برخی جانبازان و یادگاران جنگ مرور کردیم.
ناصر شریفی از فرماندهان 8 سال دفاع مقدس و از همرزمان سردار شهید مهدی زین الدین فرمانده لشگر 17 علی ابن ابی طالب(ع) قم، میگوید: یکی از ماههای رمضان ایام جنگ را که به خاطر میآورم، مربوط به زمان نزدیک به عملیات کربلای 5 بود؛ با این که ماه رمضان آن سال در فصل گرم تابستان بود و از طرفی منطقه شلمچه در استان خوزستان، گرمای بسیار شدیدتری نسبت به سایر نقاط ایران داشت.
با این که فرماندهان و روحانیون تاکید می کردند که لازم نیست روزه بگیرید اما اکثر رزمندگان، روزه میگرفتند و واقعا فقط به فکر نزدیکی به خدا بودند. بچههایی هم که در خط پدافندی شلمچه بودند نیز روزه میگرفتند. فرماندهان نیز وقتی میدیدند که تأکیدات آنان مبنی بر روزه نگرفتن برخی رزمندگان کارساز نیست، به برخی از آنان که احساس میکردند فشار زیادی را به خاطر روزه گرفتن تحمل میکنند، مرخصی اجباری میدادند و میگفتند باید بروید روزههایتان را در شهر خود بگیرید و بعد از آن برگردید.
سید ابراهیم یزدی درباره رمضان و حال و هوای رزمندگان روزه دار آن روزها میگوید: سال 1360، ماه رمضان در اوایل مرداد ماه و گرمای بالای 50 درجه خوزستان بسیار طاقت فرسا بود.
رزمندگانی که از اقصی نقاط کشور به جبهه میآمدند حکم مسافر را داشتند و کمتر میتوانستند یک جا ثابت باشند بعضی از آنها در یک منطقه میماندند و از مسئول و یا فرمانده مربوطه مجوز میگرفتند و قصد ده روز نموده و روزه دار میشدند. روزهای طولانی بالای 16 ساعت در گرمای شدید و سوزان، نبرد با دشمن حتی در منطقه پدافندی شدت یافتن تشنگی و ضعف و بی حالی از جمله مواردی بود که وجود داشت اما به لطف خدا در ایمان و ارادهی رزمندگان خللی ایجاد نمیشد.
او تأکید می کند:گرمای شدید باد و طوفان شنهای روان و از همه مهمتر نبرد با دشمن آنهم برای کسانی که روزه دار بودند بسیار سخت بود. انسان تا در شرایط موجود قرار نگیرد درک مطلب برایش سنگین است. در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالیکه روزه دار بودند و لبهایشان خشکیده بود. اما به عشق اباعبدا... الحسین(ع ) و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند.
حبیب ا... ابوالفضلی خاطره عجیب از رزمنده روزهدار 13 ساله نقل می کند و می گوید: در ماه رمضان سال 63 از طرف لشگر 25 کربلا به پایگاه شهید مدنی اعزام شدیم (پایگاه لشگر 8 نجف اشرف) چون قرار بود به مقر عملیات منتقل شویم. حکم مسافر را داشتیم و روزه بر ما واجب نبود اما کسانی که در ماه مبارک در پایگاه اهواز میماندند میبایست روزه میگرفتند از جمله مسئولین ستاد و امام جماعت و مکبر که نوجوان 13 سالهای بود.
هوای اهواز بسیار گرم بود و حتی یک ساعت بدون نوشیدن آب قابل تحمل نبود. اواخر ماه مبارک که به اهواز برگشته بودم احساس کردم نصف گوشت بدن این نوجوان آب شده است. واقعاً ایمان از چهره نحیف این نوجوان (مکبر نماز خانه) متجلی بود.
از میان خاطرات بی شمار رمضان 8 سال دوران دفاع مقدس، صحنه هایی مثل؛ سحری خوردن کنار خمپاره و آرپیجی و اسلحه، لیالی عجیب قدر و قنوت در دل شب توصیف ناشدنی است. همینطور غروب شوق انگیز که با صدای ربّنا فضای جبهه را عطرآگین می کرد ربّنایی که تمام وجود رزمندگان مملو از حقانیت آن بود. بچهها با اشتیاق فراوان برای نماز مغرب و عشا وضو میگرفتند، ماشین توزیع غذا به همه چادرها سر میزد و افطاری را توزیع میکرد. سادگی و صمیمیت در سفره افطار ما موج میزد و بچه ها خوشحال از اینکه خدا توفیق روزه گرفتن در میدان جبهه و جهاد را به آنها هدیه داده بود سر سفره مینشستند و بعد از خواندن دعا با نان و خرما افطار می کردند.
دعای توسل و زیارت عاشورا هم در آن روزها حال و هوای دیگری داشت. معنویتی که «السلام علیــک یــا اباعبدا...»، «زیارت عاشورا» یا «وجیه عندا... اشفع لنا عندا...» در توسل به سفره افطار و سحر آنها هدیه میکرد، غیرقابل توصیف است و همین، بنیه معنوی و عدم غفلت از لحظات معنوی رزمندگان را از دیگران ممتاز کرده بود. در خاطره یکی از رزمندگان آمده است: در لشکر 28 سنندج بودم و قرار بود بعد از یک هفته به خانه برگردم اما جاذبه این ماه مرا در جبهه ماندگار کرد. ماه رمضان بهترین و زیباترین خاطرات را برای ما در سنگرها به ارمغان میآورد.
برکت دعا در کنار سنگرها، نماز روی زمین خاکی، قیام روبروی آسمان بدون هیچ حجابی که تو را از دیدن وسعتها بی نصیب کند، گریه بچههای عاشق در رکوع و این که همه چیز برای یک مهمانی خدا آماده بود.
بعد از سه دهه هنوز تکبیر وفاداری مخلص ترین فرزندان این مرز و بوم از دیار جنوب به گوش میرسد.
یکی از آثار خواندنی از خاطرات رمضان جبهه به اردوی خلبانان و مردان آسمانی نیروی هوایی برمی گردد: رضا رمضانی از کهنهسربازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در عملیات «کمان 99» حضور داشته و از سال 59 تا 63 در پایگاه چهارم شکاری دزفول، از سال 63 تا 64 در تبریز و بعد از آن در اصفهان و تهران به انجام مسئولیتهای خود در کسوت خلبان جنگنده پرداخته است درباره خاطراتش از ماه رمضان و چگونگی روزهداری خلبانان در دوران هشت سال دفاع مقدس میگوید:
سال دوم جنگ، ماه مبارک رمضان با مردادماه مصادف شده بود. خلبانان اگرچه برای پرواز باید از شرایط ویژه جسمانی برخوردار باشند اما شاهد بودم که آن دسته از خلبانان که روزه میگرفتند طوری برنامهریزی میکردند که در زمان صبح عملیاتهای هوایی را انجام بدهند. گاهی آنها باید زمان زیادی را پرواز میکردند برای همین همواره خود در داخل جیب لباسهایشان، مقداری بادام، مغز گرد و یک قمقمه کوچک آب میبردند تا در شرایطی که روزهداری بر آنها غلبه کرد،روزه خود را بشکنند و علاوه بر انجام درست مأموریتهای خود، اُفت قند خون و فشارشان موجب این نشود که اموال بیتالمال که بسیار هم به آنها نیاز داشتیم آسیب ببیند چون ممکن بود به خاطر افت فشار و قند خون شدید خلبانان هواپیما سقوط بکند.