به گزارش حیات به نقل از «ایثار»، جدیدترین شماره ماهنامه افضل با مطالبی چون «گفتمان ولایت»، «اشتغال و درمان ایثارگران اولویتهای اصلی بنیاد در سال 98»، «تقدیر از روسای اداره مددکاری استانهای بنیاد در کنگره مددکاری اجتماعی»، «ارائه گزارش فعالیتهای بنیاد شهید و امور ایثارگران به رییس جمهوری»، «مراسم تکریم و تجلیل از همسران کارمندان جانباز بنیاد برگزار شد»، «انتقال مدیریت موزههای شهدا به اداره کل اسناد و انتشارات بنیاد»، «جشن تکلیف فرزندان کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران برگزار شد»، «عماریون؛ خاطرات برخی از کارکنان جانباز بنیاد از دفاع مقدس»، «اخلاق، اخلاق حرفهای و اخلاق اداری»، «طنز»، «اصول تغذیه و سلامت در ماه مبارک رمضان» و «اصول برنامههای بنیاد در ماه مبارک رمضان» منتشر شده است.
در بخشی از مطلب «عماریون؛ خاطرات برخی از کارکنان جانباز بنیاد از دفاع مقدس» و خاطره مربوط به مسیب عرب بیگی تهرانی کارشناس امور دانشجویی اداره کل آموزش بنیاد میخوانیم: اوایل سال 1360 با تعدادی از برادران عزیز بسیجی شهرمان (تیران- اصفهان) به جبهه اعزام شدم، در پایگاه شهید مدنی اهواز تقسیم شدیم، بعد از تقسیم ما را به یکی از دشتهای خوزستان بردند. بعد از تمرینهای بسیار برای عملیات آماده شدیم. به یاد دارم برای اعزام به جبهه و شرکت در این عملیات مشکلاتی سر راهم بود که تا حدی مرا منقلب کرد، بالاخره موفق شدم، از پایگاه شهید مدنی یک ما را به یک دشت در اطراف اهواز انتقال دادند، چند روزی را آنجا منتظر ماندیم، یکشب تجهیزات به ما دادند و در همان حال توسلی به ائمه (ع) پیدا کردیم، در پایان یک کارتن مقوایی پر از پیشانیبند آوردند و هرکسی یکی از آنها را به پیشانی خود میبست، من هم یکی از آنها را بیرون آوردم که روی آن نوشته بود یا علی ابن ابیطالب (ع)، آن را سرجایش گذاشتم زیرا میخواستم یا حسین (ع) را به پیشانی ببندم دوباره دست در کارتن کردم و یکی دیگر از آنها را که در تاریکی نمیدیدم برداشتم، بازهم یا علی ابن ابیطالب (ع) بود، بالاخره رضایت دادم و متوجه شدم که حکمتی در آن وجود دارد، به پیشانی بستم و همراه برادران عازم شدم، ساعت 12 شب کنار رودخانه کارون در نزدیکی ده دارخووین رسیدیم، از روی رودخانه توسط پلهای معلق گذشتیم و در پشت آن لابهلای نخلها به حالت آماده منتظر ماندیم، ساعت 3 بعد از نیمهشب عملیات توسط دیگر گردانها و لشگرها شروع شد، آن لحظه متوجه شدم که ما برای پشتیبانی آنجا ماندهایم، به حالت خوابوبیدار تا صبح همانجا ماندیم، بعد از صرف صبحانه بهصورت سرپایی، حرکت کردیم و در مسیر دیدیم که چگونه عراقیها توسط بچهها از جاده اهواز - خرمشهر به عقب راندهشده بودند، ما پشت خاکریزی که در کنار جاده زدهشده بود موضع گرفتیم، خط نسبتاً آرام بود، نیروهای قبلی را به عقب انتقال دادند، بچههای ما بهمحض مستقر شدن پشت خاکریز، دنبال سنگر خود بودند، هوا گرمتر و گرمتر میشد، در این هنگام یکی از نیروهای گشت شناسایی که با موتور خود قصد داشت مواضع عراقیها را شناسایی کند توسط رگبار عراقیها مورد هدف قرار گرفت، شلیک مسلسل باعث شد که ما متوجه شویم عراقیها در آن نزدیکی سنگر دیدهبانی دارند، آن موتورسوار زخمی شد و تا شب در گودالی پناه گرفت، سنگر دیدهبانی و چند سنگری که بهموازات آن قرار داشت بچهها را زمینگیر کرده بود، ما حتی پشت خاکریز هم امنیت نداشتیم، هر ماشینی که برای ما امکانات میآورد نابود میشد، به یاد دارم آب تمامشده بود و بچهها ناامید شده بودند، با پیشنهاد فرمانده تصمیم گرفتیم هر طور شده از آن وضع خلاص شویم، در نزدیکی سنگر دیدهبانی عراقیها یک سنگر خالی بود که به درون آن رفتیم و با تفنگ ژ-3، حدود 10 عدد نارنجک به سمت آنها شلیک کردیم، نهایتاً از بچههای خمپارهانداز درخواست کردیم، آنها آمدند و با خمپارهانداز 60، سنگر دیدهبانی را زیر آتش گرفتند، یکی از خمپارهها سنگر عراقیها را منهدم کرد، عراقیها که وضع سنگر دیدهبانی خود را دیدند موضع ما را شناسایی کردند و با توپ مستقیم تانک سنگر ما را به گلوله بستند، یکی از این گلولهها به بدنه سنگر خورد و دیواره آن را به روی بچهها خراب کرد، بچههای امداد و چند نفر از رزمندگان، سریعاً بچهها را خارج کردند و به کسی آسیب نرسید، در کنار سنگر منهدم شده عراقیها یک بریدگی در خاکریز بهاندازه عبور یک تانک بود که احتمال میرفت دشمن از این ناحیه به ما ضربه بزند، قبل از انهدام سنگر دیدهبانی عراقیها، چند نفر از بچهها رفتند تا این بریدگی را به کنترل درآورند ولی عراقیها آنها را با تیر مستقیم تیربار وادار به عقبنشینی کردند، من و چند نفر از برادران رفتیم تا از آن بریدگی حراست کنیم و ...
نشریه افضل به صاحب امتیازی بنیاد شهید و امور ایثارگران، مدیرمسئولی و سردبیری علیرضا کریمیان و زیر نظر شورای نویسندگان منتشر میشود و دسترسی به نسخه الکترونیکی و آرشیو آن از طریق آدرس isaar.ir/afzal امکانپذیر است.
دویست و سی و سومین شماره نشریه افضل منتشر شد
حیات: دویست و سی و سومین شماره ماهنامه افضل ویژه فروردین و اردیبهشت 1398 منتشر شد.