ویژگی این گروه در
مرحله اول عملیات بیت المقدس به صورت برق آسا خاکریز دشمن را در هم می کوبند اما
در ادامه عملیات چنان که اسناد تاریخ نشان می دهد با دستور مشکوک بنی صدر نیروهای
پشتیبان عقب نشینی می کنند و گروه پیشقراول شهید علم الهدی در محاصره می افتد و به
نحو دلخراشی توسط ارتش بعثی قتل عام می شوند.
شهید جمال دهشور از
جمله اعضای موثر در این تیم صف شکن بوده است و خاطرات بسیار از همنشینی او فرمانده
اسطوره ای عملیات هویزه نقل شده است در سالروز شهادتش سرکار خانم شهین دهشور
پاسخگوی سوالات ما در باره سیره و سلوک این شهید و نیز حوادث رازآلود آن سالها
شدند.
خانم دهشور قبل از
این که به فعالیت های شهید در صحنه انقلاب و جنگ تحمیلی بپردازیم می خواهم از آنچه
از رفتار و اخلاقیات شهید در زندگی به خاطر دارید برای ما بگویید؟
مهم ترین عادت جمال
کتابخوانی اش بود بسیار مطالعه می کرد. آن روزها که شور فعالیت سیاسی بالا بود همه
نوع کتابهای سیاسی را تهیه می کرد، با آنکه رشته اش فنی بود. احتمالاً اطلاع دارید
که ایشان قبل از انقلاب با موفقیتی که در آزمون کسب کرد در رشته شیمی آلی دانشگاه تهران
قبول شد. اما به دلیل کنجکاوی و علاقه ای که به مسائل سیاسی داشت، در آستانه
انقلاب عمدتاً وقتش را صرف خواندن آثار سیاسی می کرد
در عین حال که دائم
در رفت و آمد به مجالس سیاسی بود اما حقیقتاً از ما هم غفلت نمی کرد به قولی در
خدمت خانواده هم بود. با همان روحیه و جدیت که در کارها داشت وظایفی هم که از طرف
پدر و مادر به او محول می شد به نحو شایسته انجام می داد دوستانش هم که بعد از
شهادتش نزد ما آمدند. هر کدام خاطراتی از خصلت خیرخواهی و مهربانی جمال نقل می
کردند.
در دوران انقلاب که
اشاره کردید با پذیرش ایشان در دانشگاه همزمان هست، جمال عزیز چه فعالیت هایی به
لحاظ سیاسی داشتند؟
فعالیت آنها که
البته من بعداً جزئیاتش را فهمیدم، بیشتر سازماندهی گروه و تشکیلاتی بود که
تظاهرات علیه رژیم را پیش می بردند. در همین مرحله ایشان با شهید محمدحسین علم الهدی
فعالیت مشترکی را آغاز می کنند که علاوه بر راه انداختن راهپیمایی های ضد رژیم، اعلامیه
ها و بیانات امام را هم در نقاط مختلف توزیع می کردند.
قبل از پیروزی انقلاب
برادرم در مدرسه کارهایی انجام می داد که معاونان متوجه موضوع می شوند و به مادرم اطلاع
می دهند.
اولین بار که فعالیت
سیاسی آنها در مدرسه لو می رود، مادرم احضار می شود اما بلافاصله تمامی فعالیت های
سیاسی جمال را پنهان می کند. هنگام تشکیل نظام جمهوری اسلامی هم، جمال همراه شهید
علم الهدی در جریان لانه جاسوسی آمریکا فعال می شود.
از روزهایی که وارد
صحنه جنگ تحمیلی می شود و لباس رزم می پوشد، بگویید؟
برای امثال جمال که
تعلق خاصی به خطه خوزستان داشتند، اشغال این بخش از اراضی ایران خیلی گران آمد.
بعد از آنکه اهواز و نقاط مختلف خوزستان زیر آتش سنگین حملات بعثی ها قرار گرفت،
او ابتدا برای آرامش دادن به ما تقلا می کرد اما در همان زمان برای رفتن به
صحنه جنگ آماده می شد. به
همین ترتیب بود که جمال بعد از سخنرانی معروف امام (ره) و دعوت جوانان به
جهاد علیه رژیم صدام، از تهران به اهواز آمد و با ثبت نام در مسجد به خط مقدم رفت
.
ایام جنگ چگونه دوری
اش را طاقت می آوردید؟
بدون آنکه بخواهم
تبلیغات کنم، مادرم با رضایت خاطر، جمال را راهی صحنه جنگ کرد. یادم هست زمانی که از
مادر برای رفتن به جنگ اجازه خواست ایشان گفت: راضی ام به رضای خدا .اما این دو شرط دارم
برای رفتنت: اول اینکه فقط خدا را در نظر بگیرد و انگیزه ات از این کار بزرگ، رضای خدا باشد و نه چیز دیگر؛ دوم اینکه چنان رفتار کن که من در آن دنیا بتوانم سرم
را در محضر حضرت فاطمه (س) بلند کنم.
شهادتشان به چه نحوی
بود؟
جمال به همراه حاج حسین
علم الهدی برای آزاد سازی شهر هویزه راهی عملیات شده بودند. درگیری ها شدت می گیرد.
نیروهای پشتیبان با دستور آن زمان بنی صدر عقب نشینی می نشینند و در همین زمان
جمال و دیگر نیروی حاج حسین که ۵۰ نفر بوده اند به محاصره در می
آیند.
گویا جمال از ناحیه ساق
پا تیر می خورد اما علیرغم اصرار حاج حسین همراه دیگر بچه ها می مانند و دست آخر
با شلیک تانک خاکریز آنها غرق در خون می شود .در نهایت از آن جمع 50 نفر 3 تن زنده می مانند که آنها
هم اسیر می شوند.
آن گروه 50 نفره
چنان که اشاره کردید به عنوان حماسه سازان اصلی آزادی هویزه شناخته می شوند. می
دانم از همسنگران جمال عزیز خاطرات زیادی شنیده اید در اینجا می خواهم گریزی به
یکی از این خاطرات بزنیم ؟
یکی از آن 3 نفری که
اشاره کردم در جریان محاصره به اسارت درآمده بود. بعد از آزادیش به دیدارش رفتیم.
سر صحبت را باز کردم
و گفتم سال ها از حادثه عملیات هویزه می گذرد اما من می خواهم واقعیت های آن روز
که در محاصره افتادید را بگویید.
ایشان با صدایی بغض
آلود گفت صحنه قتل عام بچه ها آن روز واقعاً قابل توصیف نیست، عراقی ها نهایت
شقاوت را نشان دادند و هرکسی را نیم جان می دیدند، تیر خلاص می زدند
و گور دسته جمعی درست مرده
بودند. روایت او درست بود چون برادرم سال ۵۹ شهادت رسید اما پیکرش
را بعد از ۳ سال
به ما تحویل دادند.
پدرم برای تشخیص هویت
رفته بود می گفت لباسی که خودم دوخته بودم را بر تن داشت. پدرم وقتی خواسته بود بر
پیکرش بوسه بزند متوجه شده بود جمجمه اش تیر خورده و جمال را با تیر خلاص به شهادت
رسانده بودند.
خانم دهشور شاید
بسیاری از افراد نسل امروز هنوز نمی دانند چه جانفشانی ها برای آزادی این آب و خاک
از اشغال دشمنان صورت گرفته است برای این که چنین درکی از تاریخ آن دوره صورت
بگیرد چه نظری دارید؟
به نظرم اگر واقعیت
های دوران دفاع مقدس با دقت و هنرمندی برای نسل جوان معرفی شود آنها به ابعاد
حماسی آن پی خواهند برد. بنابراین نوع تبلیغات ما خیلی مهم است من از اغراق و بزرگ
نمایی در توصیف حالات و رفتار شهیدانمان پرهیز می کنم.
اما مسئله دیگر که به نظرم مهم است عمل و زندگی خودمان است. اگر افرادی در جامعه امروز نسبت به گذشته تاریخی ما و مسائل انقلاب و دفاع مقدس بدبینی و شک پیدا کرده اند به عملکرد ما مربوط می شود، پس باید ببینیم کجای کار ما اشکال داشته است./حیات طیبه