نمى خواهم عکسش را ببینم!
حیات: چند روز پیش بچه دار شده بود. دم سنگر که دیدمش، لبه ی پاکت نامه از جیب کنار شلوارش زده بود بیرون. گفتم: اهان، آقا مهدی خبری رسیده چشم هایش برق زد.
حیات: چند روز پیش بچه دار شده بود. دم سنگر که دیدمش، لبه ی پاکت نامه از جیب کنار شلوارش زده بود بیرون. گفتم: اهان، آقا مهدی خبری رسیده چشم هایش برق زد.