صبح اولین روز استقرار در آسایشگاه با
آمار از داخل آسایشگاه با ضربات کابل شروع شد و همین کار در محوطه تکرار شد. آمار
کلمه نام آشنای هر اسیر بویژه در اردوگاه تکریت یازده است که مترادف شده بود با
تحقیر و کابل. شبانه روز ده بار آمارگیری داشتند. اول صبح داخل آسایشگاهها توسط
مسئول هر آسایشگاه. بعد از حدود نیم ساعت تکرار آمارگیری توسط درجه دار عراقی.
همین کار دوباره توسط مسئول بند عراقی در محوطه بیرون انجام می شد. بعد از آمار
سوم دو ساعت وقت داشتیم تا سه اسایشگاه از شش توالت استفاده کنیم که خودش حکایتی
داره. وقت هواخوری ما دو ساعت بود که یه روز از ۸ تا ۱۰ و روز بعدش از ۱۰ تا ۱۲
بود. بعد از اتمام هواخوری یه بار داخل هواخوری و بار دیگه آمار گیری در داخل
آسایشگاه انجام میشد. نوبت صبح با پنج مرحله آمار پایان می یافت و عصر هم همین
وضعیت تکرار میشد.بعدظهر هم یه ساعت و نیم هواخوری داشتیم. نوبت های دهگانه آمار
فرصت طلایی برای بعثیا بود که به هر بهانه ای به جون بچه ها بیفتند و بزنند. حداقل
در سه نوبت از آمارها یعنی مرحله سوم و چهارم و پنجم همراه با کتک کاری بود.در
تمامی آمارهای ده گانه برای تحقیر کردنمون باید سر رو روی زانو قرار می دادیم و حق
نداشتیم توی صورت نگهبانا نگاه کنیم. سر بلند کردن گناه و جرم نابخشودنی محسوب میشد
و اگه کسی به هر دلیلی و لو برای یه ثانیه سرشو بلند میکرد،مورد هجوم قرار می گرفت
و تاسر حد مرگ باید کابل و لگد و سیلی می خورد. تا شش ماه هر روز این کتک های
عمومی ادامه داشت و بندرت اتفاق میفتاد که روزی بدون شکنجه رو به شب برسونیم.
ادامه دارد