کد خبر 143111
۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۷

گفت و گو با جعفر کاظمی کارآفرین ایثارگر

وضعیت کسب و کار جامعه ایثارگری بعد از سیل اخیر

همه شهروندان ماجرای غرق شدن برخی روستاها و محاصره برخی شهرها در سیل اخیر را بارها دیده اند و اکنون که قدری از جوش و خروش سیل کاسته شده است، وزارت کشور و استانداران شهرهای بحران زده، برآورد نسبتاً دقیق از میزان تخریب ها و خسارات مادی و مالی آن دارند اما آنچه هنوز ابعادش به درستی روشن نیست میزان خسارت سیل بر بازار کسب و کارها است.

گرچه در رسانه های عمومی سخن از بیکار شدن جمع قابل توجهی از مردم بعد از نابودی مزارع و باغات در میان است اما به طور مشخص نمی دانیم منابع و سرمایه چه قشری از جامعه و در چه اندازه لطمه دیده است.

در روزهایی که همچنان سیل موضوع اول کشور و رسانه ها است به سراغ یکی از جانبازان کارآفرین در شهر آبدانان ایلام رفتیم. جناب جعفر کاظمی با آنکه یکی از پاهایش را در مبارزه با منافقین در سال پذیرش قطعنامه از دست داده است ولی این اتفاق نه تنها خللی در اراده او برای آبادانی منطقه محروم ایلام وارد نمی کند بلکه حتی در این روزها که بخش عمده ای از سرزمین بزرگ ایران زیر آب است اما جعفر کاظمی با همان اراده دوران جبهه و جنگ در اندیشه احیای کارگاه تولید خویش است.

جناب کاظمی ابتدا اگر موافق باشید از دوران جنگ و جانبازی تان بگویید بعد به فعالیت شغلی تان و ابتکارهای اقتصادیتان بپردازیم.

من اواخر جنگ لباس خدمت پوشیدم. فعالیت ما به گونه ای بود که بعد از چند ماه با ابراز لطف فرمانده محترم، مسئولیت ارشد گروهان به من سپرده شد. می دانید که سالهای پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 روزهای تحرک منافقین بود. آنها به صورت گسترده سازماندهی شده و به سمت مرزهای مختلف غرب، جنوب و جنوب غرب هجوم آورده بودند.

واحد نظامی آن روز مأموریت جلوگیری از رخنه این گروه را برعهده گرفته بود. تا این که در یکی از شبها هنگام گشت زنی در منطقه مرزی با یک اکیپ از منافقین رو به رو شدیم. تعقیب و گریز شروع شد و ما نیروهای این جریان را تا کنار خط مرزی دنبال کردیم.

آنها وقتی دیدند راه فراری ندارند شروع به تیراندازی کردند و در درگیری تن به تن بود که بنده یک پای خود را از دست دادم.

شما الان صاحب یکی از مراکز پرورش مرغ در آبدانان هستید و من رزومه تان را دیدم. به دلیل موفقیت تان در این پروژه بارها تشویق شدید. شروع این فعالیت تان دقیقاً از چه زمانی بود و چگونه تصمیم به فعالیت در عرصه های اقتصادی گرفتید؟

من بعد از گذراندن دوران نقاهت و درمان، بلافاصله وارد بازار کار نشدم. با علاقه شدیدی که به تحصیل داشتم وارد دانشگاه شدم و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی ادامه دادم.

می دانید اغلب بچه های مناطق محروم مثل ایلام وقتی وارد دانشگاه می شوند دغدغه شدید برای انجام یک کار جدی برای رفع محرومیت از استان و شهر خود را پیدا می کنند. من هم که با تحصیل در رشته سیاست قدری آگاهی نسبت به اوضاع و امور پیدا کرده بودم، چنین راهی را رفتم. با آنکه تحصیلات، جانبازی و وضعیت جسمانی من این اجازه را می داد که به صورت یک کارمند فعالیتم را پشت میز ادامه دهم اما این کار با روحیه من سازگار نبود لذا برای تحقق بخشی از آن آرزوها برای رونق اقتصاد و حرکت چرخ تولید در استان گام برداشتم.

از طرفی با این واقعیت روبرو شدم که اساس و بنیه در خطه ایلام کشاورزی است‌ و بعد از مطالعه و تحقیق به این جمعبندی رسیدم که پرورش مرغ می توانست در این استان جوابگوی بخشی از نیازهای مردم محل شود.

کسی هم در این انتخاب شما را همراهی کرد و آیا کمک هایی از نهادها و سازمان ها اخذ کردید؟

قبل از تصمیم گیری پیش چند نفر از کارشناسان منطقه رفتم تا مشورت انجام دهم .آنها چند طرح به من ارائه دادند که ریسک بالایی داشت. میان این طرح ها من کار پرورش مرغ را ترجیح دادم.

برای تأمین مالی و سرمایه اولیه مرکز چه کار کردید؟

برای پیشبرد پروژه یک زمین کشاورزی داشتم که همانجا محوطه سازی کردم و به قول معروف سوله های کارگاه را برپا کردم.

در زمینه تأمین مالی پروژه هم زمان ساخت کارگاه دستم خالی بود. در این زمینه اعتبار و سوابقی که برادران و خویشاوندان ما در شهر داشتند به سراغمان آمد با کمک برادرانم که پیمانکار هستند توانستم با هزینه قابل قبول مصالح را تهیه کنم. در مرحله دیگر بعد از اتمام ساخت کارگاه و دریافت مجوز کار، اقدام به گرفتن وام بانکی کردم البته مدت ها با بانک بر سر وثیقه وامها بحث و جدل داشتیم.

به عنوان یک تولید کننده در شرایط اقتصادی جدید با چه مسائلی روبرو هستید؟

همه کسانی که دست اندر در کار تولید هستند، با شرایط سختی دست و پنجه نرم می کنند. در جریان هستید که هزینه یک کارگاه یا کارخانه، الان از نظر تأمین حقوق کارکنان، آب و برق و گاز و در حرفه ما تأمین مواد خوراکی دام ها یا خرید جوجه برای پرورش بسیار بالا رفته است. اکثر مراکز تولید در سال 97 درجاتی از ضرر و زیان را تحمل کردند.

من انتقادی به تصمیم های برخی مراکز اقتصادی مثل ستاد تنظیم بازار داشتم و با صراحت هم گفتم و نوشتم که برنامه این ستاد به صنایع بومی و نوپا ضرر می زند. در این زمینه حتی راهکارهای پیشنهادی خودم را هم ارائه کردم و گفتیم کارشناس ها بیایند سالن ها را مدیریت کنند تا تصمیم گیران با لمس گرانی و بالارفتن هزینه، واقعیت را دریابند.

بنابراین معتقدم که وضعیت سخت و شکننده مراکز تولیدی هنوز به طور کامل درک نشده است. من از جمله کسانی هستم که با این موج های مشکل ساز در صادرات و واردات مرغ یا تصمیم های ستاد تنظیم بازار منفعل نمی شوم اما می خواهم به هزینه و فایده این تصمیم ها، بیشتر بیاندیشیم.

الان بسیاری از استانهای ما از جمله منطقه شما به شدت تحت تاثیر فاجعه عظیم سیل قرار گرفتند. الان وضعیت اراضی و مراکز اقتصادی آنجا بعد از سیل چگونه هستد؟

کارگاه ما در بلندی یک تپه قرار دارد و خوشبختانه آسیبی به دام های ما وارد نشد. اما بخش کشاورزی مان به کلی آسیب دید به طور مثال ما برای تامین نیازهای دام و طیور، ذرت کاشته بودیم اما با سیل اخیر تمام محصولات از بین رفت.حدود ۳ تُن از ذرت هایمان که زیر آب مانده بود فاسد شد. چند کارگاه و مرکز فعالیت تولیدی پایین تر از ما تخریب شد یا آنکه بخشی از دامپروری ها، دام هایشان را از دست دادند.

آیا برآورد دقیقی از خسارت ها و آسیب های سیل در ایلام یا آبدانان صورت گرفته است؟

واقعیتش من شخصاً بعد از مشاهده حجم ویرانی سیل در خوزستان، لرستان یا گیلان، جریان نوشتن گزارش را فعلاً متوقف کردم چون این احساس را دارم که مشکلات ما در مقابل زندگی غرق در آب آنها، چیزی نیست.

می خواهم پایان این گفت و گو را به آرمانهای نسل شهدا و ایثارگران اختصاص دهیم. در این باره چه نظری دارید. واقعاً چه کاری از عهده نهادهای فرهنگی یا رسانه ها در این باره می آید؟

به نظرم تلاشها و فعالیت های انجام شده در عرصه های فرهنگی قابل قبول است. به ظاهر، ما در زمینه های اقتصادی و مالی به شدت تحت تحریم قرار گرفته ایم اما به عقیده من در عرصه فرهنگ با کمبودها و مشکلاتی روبرو هستیم. تهاجم فرهنگی و تلاش یک قدرت برای رخنه در فضای افکار عمومی یک واقعیت است. اما بسترهای نفوذ آنها را ما در داخل فراهم می کنیم آن هم به این صورت که عده ای با استفاده از رانت و یا سوء استفاده از اعتماد برخی مدیران یا واحدهای مالی به ثروت اندوزی مبادرت می کنند. بنابراین برای تقویت اعتماد عمومی و سالم سازی فضای جامعه باید این حفره های رانت و سودجویی بسته شود./حیات طیبه

برچسب‌ها