کد خبر 142505
۲۹ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۳

آزاده دوران دفاع مقدس در گفت و گو با حیات:

علف های محوطه اردوگاه، سبزه سفره هفت سین اسرا بود

علف های محوطه اردوگاه، سبزه سفره هفت سین اسرا بود

حیات: یدالله روحانی منش آزاده دوران دفاع مقدس با اعلام این که امیدواری در میان اسرا هیچ وقت به پایان نمی رسید اذعان کرد: در ایام نوروز سفره هفت سین را با سوزن و سیم خاردار تکمیل می کردیم.

یدالله روحانی منش در خصوص نحوه اسارتش به خبرنگار پایگاه خبری حیات گفت: قبل از این که جنگ آغاز شود درگیری هایی در مناطق غربی کشور وجود داشت که به همراه سایر همرزمانم برای دفاع از انقلاب به کردستان اعزام شدیم. هنوز جنگ ایران و عراق به طور رسمی آغاز نشده بود که ما با نیروهای کومله و عراقی درگیری های مسلحانه بسیاری داشتیم.

این آزاده با اعلام این که یک روز قبل از جنگ ایران و عراق به اسارت نیروهای عراقی در آمد اذعان کرد: در منطقه تیله کوه کردستان بودیم درگیری هایمان با نیروهای عراقی و کومله آغاز شد. عراق هم با تمام قوا منطقه را زیر خمپاره های خود قرار داده بود. این درگیری ها تا صبح 30 شهریور ماه ادامه داشت و نهایتا بعد از نماز صبح بود که پاسگاه تیله کوه به محاصره درامد و بسیاری از همرزمانمان به شهادت رسیدند. من هم به همراه چند نفر دیگر از رزمندگان اسیر شدم.

وی ادامه داد: ده سال در اسارت نیروهای عراقی باقی ماندم و در اردوگاه های بغداد، الرمادیه و موصل حضور داشتم. طی این مدت بچه ها فشار بسیار زیادی را متحمل شدند اما امید تنها دلیل زندگی ما در آن شرایط سخت بود که هیچ گاه به پایان نمی رسید.

روحانی منش با اشاره به برگزاری مراسم نوروز در اردوگاه های عراقی گفت: چهارچوب تفکر بسیجی ها در آن زمان این بود که خود را با هر شرایطی وفق دهند، بنابراین وقتی ایام نوروز فرا می رسید ما برای تهیه سفره هفت سین سعی می کردیم از هر چیز که در اختیارمان است استفاده کنیم. به طور مثال سفره هفت سین مان تشکیل شده بود از سوزن، سیم خاردار، سبزه که از علف های اردوگاه تهیه می شد و یا سکه ای که گاه در جیب یکی از اسرا پیدا می شد.

وی ادامه داد: عراقی ها به موضوع عید نوروز زیاد ورود پیدا نمی کردند و نهایت کاری که برای عید می‌کردیم دیده بوسی و یا دور هم جمع شدن اسرا بود. گاهی هم اگر در آشپزخانه چیزی برای پخت شیرینی پیدا می کردیم سعی می کردیم از این طریق کام اسرا را در آن زمان شیرین کنیم.

رئیس ستاد دیه همدان با تاکید بر این که در آن شرایط باید زندگی می کردیم تصریح کرد: ده سال اسارت چیز کمی نیست که بخواهیم آن را نادیده بگیریم. با وجود این باید در آن شرایط زندگی می کردیم و امیدوار به آینده می بودیم. در آن دوران با تمام سختی ها و مشقت هایی که وجود داشت به شخصه می دیدم که بچه ها همگی امیدوار بودند و با تصور بازگشت به ایران سختی ها را تحمل می کردند. همه این امیدواری ها لطف پروردگار بود که بتوانیم ایستادگی کنیم تا سربلندی کشورمان را شاهد باشیم.

روحانی در خصوص ارسال نامه به خانواده خود گفت: در آن شرایط محدودیت ها به قدری بود که ارسال نامه چندان امکان پذیر نبود. در طول ده سال اسارتی که داشتم شاید هفت یا هشت نامه از خانواده خود دریافت کردم. با این که صلیب سرخ سعی می کرد نامه های ما را به دست خانواده هایمان برساند اما به خاطر شرایطی امنیتی و ترسی که عراقی ها داشتند، نامه هایمان سانسور می شد و همین مساله موجب شده بود گاهی نامه ها به دست خانواده ها نرسد.

برچسب‌ها