کد خبر 141960
۷ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۷

2 سردار بزرگ خطه آذربایجان و اصفهان

2 سردار بزرگ خطه آذربایجان و اصفهان

لشگرها و یگان های رزمی هر کدام از شهرهای بزرگ ایران در 8 سال دوران جنگ تحمیلی، عملیات های حماسی خاصی را در تاریخ ثبت کرده اند و در رأس هر کدام از این لشگرها نام یکی از قهرمانان دفاع مقدس به عنوان فرمانده به چشم می خورد.

به گزارش حیات، در میان این فرماندهان اما بی شک، شهیدان باکری و حسین خرازی از جایگاه ویژه دارند. آنها قدرتمندترین بازوان نظامی ایران در برابر ارتش بعث یعنی لشگرهای عاشورا و امام حسین(ع) را فرماندهی کردند و از چنان نفوذ و محبوبیتی در میان رزمندگان برخوردار بودند که بعد از شهادتشان نام چهره های ملی به خود گرفتند.

این روزها در سالگرد رفتن این سرداران نامدار قرار داریم؛ سردار شهید حمید باکری و سردار شهید حسین خرازی.

فرزند اسطوره ای آذربایجان

برادران شهید باکری دوست داشتنی ترین فرزندان خطه آذربایجان هستند که همه طیف های جامعه آنها را تکریم می کنند. آنها همه ویژگیهای یک نخبه محبوب را داشتند. جزو زبدگان دانش و دانشگاه بودند، به صداقت و خوشفکربودن شهره بودند و از ابتدا جوانی و اعتبار خود را پای انقلاب و میهن اسلامی نهادند. برادران باکری قبل از آنکه زنگ اشغال سرزمین ایران از سوی ارتش بعث به صدا در آید کشورهای مختلف از آلمان تا سوریه و ترکیه را برای آموزش نظامی و تهیه سلاح انقلابیون زیر پا گذاشته بودند و بعد از حمله نظامی صدام نیز راه جهاد و دفاع از آب و خاک ایران را در پیش گرفتند

زندگی ساده و بی پیرایه خاندان باکری زبانزد بچه های عاشورا بوده است. حمید و همسرش خانم امیرانی در خانه ای ساده زیسته اند و تا آخر این مشی ساده زیستن را ادامه داده اند. خانم امیرانی می گوید: از ابتدا زندگی مشترک را در خانه ای ساده و کوچک، شروع کردیم و در آغاز زندگی ، از هیچ کس هدیه ای نگرفتیم؛ چون فکر می کردیم اگر هدیه بگیریم، بعضی چیزهای تحمیلی وارد زندگی مان می شوند،. این ساده زیستی باعث می شد آنها دین و وابستگی نسبت به افراد و جریانهای سیاسی پیدا نکنند. همه اسباب زندگی ما شامل یکی دو تا موکت، یک کمد، یک ضبط و چند جلد کتاب، یک اجاق گاز دو شعله بود

همسر شهید باکری در توصیف ویژگیهای شخصیت حمید بر صبوری و عزم و اراده او بسیار تاکید می کند و می گوید: حمید به معنای واقعی سنگ صبور ما بود. روحیه توسل و توکل او به گونه ای بود که با آن دست خالی و دل قرص، مسیر پرسنگلاخ زندگی را به راحتی طی می کرد و همین روحیه و اراده اش منشأ الهام ما می شد. جالب است با وجود آن اراده، وقتی بر سر مشکلات بحث می کردیم می گفت: من آدم ضعیفی هستم، فاطمه! تو از آدم ضعیف چه انتظاری داری.

شهیدان باکری از اولین همراهان انقلاب و امام (ره) قبل از پیروزی نهضت بودند. حمید به اتفاق برادرانش به نقل و انتقال سلاح از سوریه و ترکیه به ایران مبادرت می کرده است. در فضای دانشگاهی آن روز، حمید و همسرش در جبهه «دانشجویان مذهبی» بودند. او روزهایی را یادآوری می کند که محیط دانشگاه در تسخیر جریان های چپگرا و مسلح بوده است. حمید به توزیع و ترویج اعلامیه ها و تفکرات امام (ره) مبادرت می کرد و در عین حال او من نیز حمید را همراهی می کردم. حتی همسرش نقل می کند که بار اول که خبر رسید، امام (ره) وصیتنامه نوشته است حمید بسیار گریست و دائم می گفت: «امام باید فقط فکر کند. ما دست های امامیم و هر فکری کرد، ما باید عمل کنیم.» می گفت: «امام فکرهای بزرگی دارد و باید دست های خوبی داشته باشد تا بتواند فکرش را عملی کند.»

جالب اینجا است که شهادت برادران باکری تیز رازگونه است. آنها در دو عملیات جنوب و در دو سال پیاپی به دیدار معبود رفتند. حمید در عملیات خیبر و مهدی در عملیات بدر و هر دو در ماه اسفند.

شخصیت شگفت فرمانده نامدار لشگر امام حسین (ره)

شهید خرازی نیز همانند دیگر مسافران ماه اسفند مثل شهید همت، شهیدان باکری و کریمی در جایگاه اسطوره دفاع مقدس نشسته است. توصیف های سیدمرتضی آوینی در وصف این سردار بزرگ سپاه امام حسین(ع)، شنیدنی است آنجا می گوید: وقتی از این کانال که سنگرهای دشمن را به یکدیگر پیوند می‌داده‌اند، بگذری، به «فرمانده» خواهی رسید؛ به علمدار. او را از آستین خالی دست راستش خواهی شناخت. چه می‌گویم، چهره ریزنقش و خنده‌های دلنشینش نشانه بهتری است ... اگر کسی او را نمی‌شناخت، هرگز باور نمی‌کرد که با فرمانده لشکر مقدس امام حسین(ع) رو به رو است ... جوانی خوشرو، مهربان و صمیمی با اندامی نسبتاً لاغر و سخت متواضع. آنان که درباره او سخن گفته‌اند، بر دو خصلت بیش از خصائل وی تأکید کرده‌اند: شجاعت و تدبیر.

سردار رسول یاحیّ از همرزمان شهید نیز در این باره می گوید: حسین از ابتدا با قرآن و مسجد بسیار مأنوس بود. صوت صدای فوق العاده ای داشت. در مسجد سیّد که یکی از مساجد بزرگ اصفهان بود به خاطر صوت زیبای صدایش مکبّری می کرد. یکی از قاریان قرآن مسجد بود. در کل از همان ابتدا بچه ی معتقد و با ایمانی بود. از نظر ظاهری و پوششی نیز از ابتدا با وقار و موجه حاضر می شد.

ایشان در بخش دیگری از خصوصیات شهید خرازی می گوید: حسین دورانی از مدیریت موفق در یکی از لشگرهای نامدار دفاع مقدس را سپری کرد. لشگر امام حسین (ره) با نام خود شهید حسین خرازی شناخته می شد و خود او در مقام فرمانده تقریبا در همه عملیات ها نقش داشت .یکی از ویژگیهای بارز شهید خرازی این بود که به معنای واقعی صاحبنظر در صحنه های سخت جنگ بود. به همین دلیل محل رجوع بود. نه تنها مدیران لشگر خودش بلکه فرماندهان دیگر در تصمیم گیری ها با وی به مشورت می نشستند و نظر حسین نیز بسیار برایشان مهم بود. در بزنگاه های جنگ و عملیات های پیچیده تقریبا همه چشم به دهان حسین می دوختیم تا ببینیم نظر او چیست.

شهید خرازی در بیشتر عملیات ها به عنوان خط شکن حضور فعالی داشت. اشراف بالایی به امور نظامی داشت چون در جنگ عمان به عنوان عضو چریکی تجربه اندوخته بود. در کردستان نیز جانشین فرمانده گردان ضربت بود. گردان ضربت از گردان های تعیین کننده در غائله های آن روز بود که در عملیات های بسیار سخت و پیچیده نقش آفرینی می کرد. شهید خرازی بعد از تجربه حضور در غائله های غرب کشور با شروع جنگ تحمیلی به اهواز رفت و در منطقه داخوین در خط مقدم مستقر شد. خردادماه بود که اولین عملیات منظم را انجام دادند که آن عملیات با جریان عزل بنی صدر همزمان شد .

در میان عملیات هایی که تحت فرماندهی شهید خرازی اجرا شد، عملیات طریق القدس، فتح المبین، والفجر ۸، والفجر 10،کربلای ۵ جزو عملیات های مهم و فراموش نشدنی به حساب می آیند.

در کنار این لیست بلند، یکی از عملیات های مهم که حسین در آن نقش به سزا داشت، تصرف سکوهای نفتی البکر و العمیه بود که نیروهای تحت فرماندهی شهید خرازی تمام تجهیزات این سکوها را نابود کردند اما به خاطر دستوراتی که از طرف مسئولین بالا رسید، منطقه را ترک کردند./حیات طیبه

برچسب‌ها