شما اسطوره زندگیم، کاش بودی و حضور گرمت در کنار مادر خانه ای روشن می ساخت، کاش بودی و دستان پر از پینه ات را در دست می گرفتم و گرمای وجودت را از اعماق وجودم حس می کردم.
یکدانه تکیه گاه زندگیم، هردختری دوست دارد پدرش را در کنارش داشته باشد اما هیچگاه لب به اعتراض نگشودم، زیرا می دانم که برای هدفی والا از کنارمان رفتی. میدانم که رفتی دفاع کنی از ناموست، از من و خانواده ام. رفتی تا به جوانان (مردان) این زمانه بگویی که برای این رفتی که ما در آرامش زندگی کنیم. کاش مردم قدر قطره قطره خون هایت را می دانستند. کاش به احترام خون ریخته شده ات مردم کمی رعایت می کردند؛ کاش حداقل معنی دفاع و جهاد را می دانستند. امیدوارم روزی برسد که هم سن و سالانم بفهمند من دختر مردی از جنس نور هستم، دختر مردی از خود گذشته که برای این روزهای آنان جنگیده است.
زهرا یگانه
دهم انسانی
مدرسه شاهد صدیقه طاهره(س)