بنام یکتای بی همتا
برادران آسمانیام! سلام!
سلامی که چون نسیم از روح خستهام برمیخیزد و امید آن دارم بر روح ملکوتی و پاک و آرام شما بنشیند.
آن بالای بالا، در برزخ بهشتیتان گاهی نگاهی هرچند ترحم انگیز به ما زمینیان خاکی بیاندازید و ببینید چگونه در گل و لای غربت و خود فراموشی و گناه، دست و پا میزنیم. در زمانهی وایبر و واتساپ و در روزگاری که برهنگی و بی عفتی کلاس و پرستیژ محسوب میشود، زمانهای که انگار راه آسمان برایم گشوده نیست.....تلخ شدهام.
این روزها تلخ مینویسم....
تلخ فکر میکنم....
این روزها تلختر از همیشه از همهی آدمها بریدهام،
کاش بازهم شهرمان مهمانتان بود!
یادم می آید آن روز، آسمان هم خونرگ شده بود و شهر پر از شور و هیاهو!
دسته دسته آمدید ای لاله های دست بسته!
قلب ها در سینه ها می تپید، خدایا! انگار آدم های شهرم همه از جنس بلور شده بودند! دیدگانشان بارانی و برلب هایشان گل ذکر روییده بود. تابوت های سه رنگ تان، دل هامان را، چشم هامان را و قدم هایمان را انگار آسمانی کرده بود.
می گفتند: غواص بوده اید... خاک سرد را بر بدنهای پاکتان ریخته بودند و شما حتی مجال زدودن غبار از دیده نداشته اید! آخر دستان حیدری تان را بسته بودند و زنده زنده در گورهای دسته جمعی، خروار خروار خاک غریبی و مرگ بر بدنهای خسته تان ریخته بودند!
می گفتند: خیلی هاتان گمنام بوده اید و این چنین نام آور شهر و دیار ما شدید.
با دستان استخوانی بستهتان آمدید اما چه گرههای بزرگی از روح من و شهرم آن روز گشودید.
خوشا به سعادتان که در زندگی کوتاه اما به بلندای تاریختان سربلند و یار ولایت ماندید.
خوشا به حالتان که در آزمون سخت زندگی، بالاترین نمره را کسب کردید و موفق به کسب مدرک پر افتخار شهادت شدید.
راستی که شهادت جامهی فاخری است که جز به اهل آن ندهند که من هنوز اهل و لایق این جامهی آسمانی نشدهام.
برادران خونین بال من! دعایم کنید!دعایم کنید چون شما ره صد ساله را یک شبه طی کنم . دعایم کنید که یار و یاور ولایت بمانم و از مسیر پاک شما منحرف نشوم.
دعایم کنید ازچادر و حجاب زهراییام، هیچگاه جدا نشوم. دعایم کنید که برای رهبر فرزانهام که هیچگاه بی عمار نماند. دعایم کنید چون شما لایق آسمان شوم منی که همیشه زمزمهام این است : «من هم از این تابوت میخواهم.... از همین هاکه بوی خون میدهد بوی شهادت! مردن را که همه بلدن....دلم شهادت میخواهد»
دلم گرفته شهیدان! مرا مرا ببرید مرا ز غربت این خاک تا خدا ببرید
مرا که خستهترینم کسی نمیخواهد کرم نموده مرا مگر شما ببرید
زهرا ایرانپور از استان اصفهان ، شهرستان مبارکه، پایه یازدهم