کد خبر 141781
۲۴ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۶

نامه یک دانش آموز به شهید

نامه یک دانش آموز به شهید

بنام یکتای بی همتا

برادران آسمانی­ام! سلام!

سلامی که چون نسیم از روح خسته­ام بر­می­خیزد و امید آن دارم بر روح ملکوتی و پاک و آرام شما بنشیند.

آن بالای بالا، در برزخ بهشتی­تان گاهی نگاهی هرچند ترحم انگیز به ما زمینیان خاکی بیاندازید و ببینید چگونه در گل و لای غربت و خود فراموشی و گناه، دست و پا می­زنیم. در زمانه­ی وایبر و واتساپ و در روزگاری که برهنگی و بی عفتی کلاس و پرستیژ محسوب می­شود، زمانه­ای که انگار راه آسمان برایم گشوده نیست.....تلخ شده­ام.

این روزها تلخ می­نویسم....

تلخ فکر می­کنم....

این روزها تلخ­تر از همیشه از همه­ی آدم­ها بریده­ام،

کاش بازهم شهرمان مهمانتان بود!

یادم می آید آن روز، آسمان هم خونرگ شده بود و شهر پر از شور و هیاهو!

دسته دسته آمدید ای لاله های دست بسته!

قلب ها در سینه ها می تپید، خدایا! انگار آدم های شهرم همه از جنس بلور شده بودند! دیدگانشان بارانی و برلب هایشان گل ذکر روییده بود. تابوت های سه رنگ تان، دل هامان را، چشم هامان را و قدم هایمان را انگار آسمانی کرده بود.

می گفتند: غواص بوده اید... خاک سرد را بر بدنهای پاکتان ریخته بودند و شما حتی مجال زدودن غبار از دیده نداشته اید! آخر دستان حیدری تان را بسته بودند و زنده زنده در گورهای دسته جمعی، خروار خروار خاک غریبی و مرگ بر بدنهای خسته تان ریخته بودند!

می گفتند: خیلی هاتان گمنام بوده اید و این چنین نام آور شهر و دیار ما شدید.

با دستان استخوانی بسته­تان آمدید اما چه گره­های بزرگی از روح من و شهرم آن روز گشودید.

خوشا به سعادتان که در زندگی کوتاه اما به بلندای تاریختان سربلند و یار ولایت ماندید.

خوشا به حالتان که در آزمون سخت زندگی، بالاترین نمره را کسب کردید و موفق به کسب مدرک پر افتخار شهادت شدید.

راستی که شهادت جامه­ی فاخری است که جز به اهل آن ندهند که من هنوز اهل و لایق این جامه­ی آسمانی نشده­ام.

برادران خونین بال من! دعایم کنید!دعایم کنید چون شما ره صد ساله را یک شبه طی کنم . دعایم کنید که یار و یاور ولایت بمانم و از مسیر پاک شما منحرف نشوم.

دعایم کنید ازچادر و حجاب زهرایی­ام، هیچگاه جدا نشوم. دعایم کنید که برای رهبر فرزانه­ام که هیچگاه بی عمار نماند. دعایم کنید چون شما لایق آسمان شوم منی که همیشه زمزمه­ام این است : «من هم از این تابوت می­خواهم.... از همین هاکه بوی خون میدهد بوی شهادت! مردن را که همه بلدن....دلم شهادت می­خواهد»

دلم گرفته شهیدان! مرا مرا ببرید مرا ز غربت این خاک تا خدا ببرید

مرا که خسته­ترینم کسی نمی­خواهد کرم نموده مرا مگر شما ببرید

زهرا ایرانپور از استان اصفهان ، شهرستان مبارکه، پایه یازدهم

برچسب‌ها