حیات: در بیمارستان الرشید زخم بدنم عفونی شد، نه فقط من، بلکه بیشتر مجروحان مبتلا به عفونت شدند، تعدادی از بچه ها هم که از ناحیه شکم تیر یا ترکش خورده بودند، وضعیت خوبی نداشتند، بخیه شکم هایشان باز شده بود و عراقی ها اصلاً توجه به شرایط بد آنها نمی کردند، ناله های بچه ها دلخراش بود، هر کس توسل به ائمه ای می کرد و از او استمداد می طلبید.
راوى: آزاده سرافراز صادق الیاسی