حیات: ابراهیم همین که بچه را دید، فوراً آن را از گهواره بیرون آورد و شروع کرد به بوسیدن. رو به خواهرش کرد و گفت: آبجی! اسم این کوچولو را چی گذاشتی؟! خواهرش گفت: حسین. ابراهیم بلند شد، رفت یک ماژیک قرمز پیدا کرد و برگشت. پشت پیراهن سفید نوزاد با آن ماژیک قرمز نوشت: «یا حسین شهید! ما را بطلب.»
همه شروع کردیم به خندیدن. به ابراهیم گفتم: ابراهیم! این چه جمله ای بود که نوشتی؟! ابراهیم با حالت خاصی گفت: از آنجایی که دوست دارم به کربلای حسین (ع) بروم و آرزو دارم که به دیدارش نائل شوم، برای همین این جمله را پشت پیراهن این طفل پاک که گناهی نکرده؛ نوشتم تا شاید خدا دعایش را زودتر اجابت کند و به آبروی این نوزاد، امام حسین (ع) مرا بطلبد.
خاطره اى به یاد شهید ابراهیم امیرصادقی
راوى: رزمنده نادر قلی زاده