کد خبر 141432
۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۸

شرح مبارزات جوانان در روزهای حماسی بهمن ماه از زبان خواهر شهید نورانیان

شهید دانشجوی سپیده دم انقلاب

انقلاب ها، مردمیترین اتفاقات در طول تاریخ بودهاند. در تجربه انقلاب اسلامی ایران این مشخصه به صورت بارزتری به چشم میخورد. ردپای همه قشرها و طبقات جامعه را در این انقلاب میتوان دید. از طبقه کارمند و کارگر تا بازاریان و نخبگان جامعه. اما بدون شک بار اصلی انقلاب بر دوش جوانان بخصوص دانشجویان بود؛ آنها بودند که مراکز علمی و دانشگاهها را به سنگر و کانون مقاومت تبدیل کردند.

به گزارش حیات، از همین رو این بار زندگی مبارزاتی یکی از شهیدان دانشجوی انقلاب را تورق کردیم، شهید عزت ا... نورانیان، کسی که مثل اغلب جوانان پرشور آن دوره، در میدان رویارویی مردم با تانکها و زره پوشها، گلوله بی رحمانه نظامیان حکومت، سینه او را میشکافد و جان گرانقدر خویش را بر سر آرمان انقلاب مینهد. خواهر ارجمند او در این گفت وگو روایت شنیدنی از زمانه مبارزه و دوران شورانگیز برادر شهیدش میگوید.

خانم نورانیان در آستانه پیروزی انقلاب بزرگ ایران اسلامی قرار داریم که به دلیل ورود به چهل سالگی آن اهمیت خاص دارد. قبل از این که به مبارزات شهید عزیزمان بپردازیم میخواهم قدری از خصوصیات رفتاری و راه و رسم زندگی او برای مخاطبان بگویید.
به نظرم همه شهدای ما به لحاظ شخصیتی فراتر از توصیف ما هستند افرادی که در زندگی خود الگو بودند. عزت ا... هم در میان همسایگان و فامیل به عنوان جوانی با اخلاق شناخته شده بود. من خودم شخصاً بیش از هر چیز تحت تاثیر آرامش و صبوری او بودم و حقیقتاً به این خصلت او خیلی غبطه میخوردم. با اتفاقات و مسائل مختلف زندگی بسیار با حوصله و طمأنینه برخورد میکرد.

به نظرم ریشه این اعتماد به نفس جوانان انقلابی به درک آنها از محیط جامعه برمی گشت و اینکه یکی از اصلی ترین هدف این جوانان آنها در دوران شاه این بود که یک سبک زندگی اعتقادی را پایه گذاری کنند. آنها سعی میکردند در مناسبات اجتماعی احکام و دستورات مذهبی را رعایت کنند و دیگران را نیز به حفظ و مراعات مسائل دینی تشویق کنند. من این مسئله را شاهد بوده ام، هم در دوران زندگی جوانان انقلابی و هم در رزمندگان دفاع مقدس.

عزت ا... مثل همین جوانان سعی میکرد در جمع خانوادگی ما روحیه صبر در برابر مشکلات یا تحمل برخی از ناملایمات زندگی تقویت شود. خیلی دوست داشت مردم بخصوص خانواده و اطرافیان ما الگوی یک زندگی اسلامی باشند.

همه ما را به رعایت ارزشهای اخلاقی توصیه می کرد. علاوه بر مسائل باطنی به ظاهر دینی افراد نیز توجه نشان میداد. مثلاَ در آن دوران عزت ا... مثل بسیاری از جوانان انقلابی نسبت به پوشش زنان حساسیت داشت. او با روشهایی که دستگاه تبلیغاتی حکومت آن زمان سعی داشت با کمک آنها، حجاب را از زنان کشور ما بگیرید، به شدت مخالفت میکرد.
در خاطرات شهید من به نکات جالبی درباره کمک های داوطلبانه به مردم فقیر برخوردم. به طور مشخص بفرمایید که این نوع رفتارهای خیرخواهانه چه بود؟

فعالیتهای داوطلبانه آنها بیشتر به حمایت از مردم فقیر و به قولی جنوب شهری ها، مربوط می شد. در آن دوره ثروتمند شدن قسمتی از جامعه باعث شده بود که فاصله طبقاتی زیاد شود و این تفاوت را شما در زندگی مردم شمال و جنوب شهر میدیدند. در حالیکه شما به منطقه شمالی تهران قدم میگذاشتید، تجمل و رفاه بیش از حد را میدیدید. از ویلاها و ساختمانهای مجللی که ساخته شده بود تا الگوی مصرفشان در زندگی. اما در مناطق جنوب شهر و جاهایی مثل جوادیه، نازی آباد، خانی آباد و ... شاهد زندگی سخت و فقر مردم بودید. به همین دلیل جوانان جنوب شهر در آن دوره در صف اول مبارزه و پایگاه اصلی مبارزان بودند. با دیدن این محرومیت خانوادههای ساکنان پایین شهر، جوانان مذهبی در آن دوره به تشکیل گروههای داوطلب اقدام می کردند و برای تأمین نیازهای آنها از نفت و گاز تا کمک به تحصیل و آموزش و درمانشان تلاش میکردند.

شهید از چه زمانی وارد فعالیت سیاسی در آن دوره شد؟

مدرسه و تحصیل عزت ا... با شروع اعتصابات و راهپیمایی ها همزمان بود. او مثل بسیاری از نوجوانان و جوانان به شدت تحت تأثیر این فضای سیاسی قرار میگرفت. عزت و دوستانش با آنکه کم سن و سال بودند اما در تمام راهپیمایی ها شرکت میکردند.

اگر بخواهم به طور مشخص بگویم عزت ا... از سالهای پایانی مدرسه بیشتر درگیر مسائل سیاسی شد. آنها تحت تأثیر سخنرانیها و اعلامیه های امام خمینی (ره) علیه نظام پهلوی بودند. آنها دستهها و به عبارت دیگر شبکههای ارتباطی خاص برای دسترسی به تفکرات امام (ره) ایجاد کردهبودند، در تهران، قم و دیگر شهرهای مهم.

تا آنجا که من شنیدهام در رأس هر گروهی یکی از افراد معتمد و نزدیک به امام (ره) قرار داشتند. آن زمان این تشکیلات و گروهها به صورت مخفی عمل میکرده و دستگاه امنیتی حکومت به شدت در تعقیب شبکه ارتباطی امام و روحانیان مبارز بوده است. تصور کنید که آن زمان به این صورت رسانه و امکانات ارتباطی امروز نبوده است به همین دلیل بیشتر فعالیتها از طریق ارتباط مستقیم و با پیک انجام میشد. برای مثال اعلامیهها یا نوار سخنرانیهای امام فقط از طریق افراد، ست به دست میشده است.

به نقش شخصیتها و افراد مورد اعتماد امام (ره) در جذب و استفاده از نیروهای جوان اشاره کردید، برادر عزیزتان بیش از همه تحت تأثیر چه شخصیتهایی قرار داشتند؟
چنان که اشاره کردم اخوی معمولاً از طریق افراد دیگری که نقش سرگروه را داشتند به مراجع و روحانیت وصل میشدند. این گروهها در منطقه ما توسط برخی از روحانیون و جوانان شجاع تشکیل شده بود. عزت ا... هم پای ثابت جلساتی بود که مبارزان در مساجد یا برخی از منازل تشکیل میدادند. در این جلسات بود که روش های مبارزه را مرحله به مرحله آموزش می دادند و پیش میبردند. غیر از آنکه این جوانان از اندیشه امام بهرهمند میشدند، نوعی عشق و ارادت قلبی هم به چشم میخورد مثل رزمندگان جبهه که عشق به امام راحل، موتور محرکه حرکت انقلابی آنها بود.

امام خمینی (ره) از ابتدا با جرأتی که در مقاومت برابر سیاستهای نظام پهلوی از خود نشان داد، جوانان و نوجوانان زیادی را به آینده مبارزه امیدوار کرد به همین دلیل در اغلب مساجد نوارهای سخنرانی و جلسات امام رد و بدل میشده است. بنابراین عشق به خمینی (ره) و ایمان آنها به راهی که وارد شده بودند، مشخصه اصلی انقلابیون آن دوره بود.
نقطه اوج فعالیت عزت ا... عزیز در دوره دانشجویی آنها دیدهمیشود. در این دوره اکثر دانشجویان مذهبی آن دوره توسط ساواک و عوامل شاه شناسایی میشدند وقتی آزار و اذیت حکومت علیه دانشگاه و دانشجویان شدت پیدا میکند، نگرانی خانواده از بابت بازداشت و تعقیب عزت ا... هم به اوج میرسد.

چنان که در تاریخ خوانده اید هر اندازه مقاومت امام برابر دستگاه ستمشاهی بیشتر می شد جوانها نیز ترس شان از حکومت بیشتر می ریخت. بارها این قضیه را از فامیلها شنیدهام که آنها از روی دلسوزی میخواستند عزت ا... به درس و دانشگاه بپردازد و کمتر در صحنههای فعالیت سیاسی ظاهر شود اما او مثل بسیاری از جوانان حاضر نبود در آن دوره به محافظه کاری روی بیاورد.
یادم هست در میان فامیل بیش از همه، مادرم نگران وضعیت عزت ا... بود. بزرگترهای فامیل وقتی نگرانی مادر را میدیدند عزت ا... را نصیحت میکردند که از خطر درگیری با عوامل حکومت فاصله بگیرد اما او با همان شور و عقیده دست مادرم را می بوسید و با انرزی بیشتر به فعالیتهای سیاسی اش ادامه میداد.

یک نکته جالب برای من این بود که آن عزیز در این دوره، شغل رسمی دولتی هم داشته است که علی القاعده باید برای حفظ شغلش هم شده، محافظهکارتر میشد؟

درست است اخوی بعد از اخذ مدرک دیپلم، به دلیل علاقهای که داشت در رشته فنی در شهرداری مشغول به کار شد. این اشتغال عزت با دوره دانشجوییاش همزمان بود. در همین ایام ارتباطش با قم و نزدیکان امام هم بیشتر شده بود و دائم به انتقال نظرات و سخنرانیهای ایش به مراکز و اماکن دانشجویی اقدام می کرد.
جالب است در این دوره یکی از آرزوهای ایشان، بازگشت امام (ره) از دوران تبعید بو‌‌د که عمرش کفاف نکرد، لکن نذری کرده بود که ما آن را عملی کردیم.
روز شهادت آن عزیز را به خاطر میآورید؟

بله دقیقاَ آن روز، حضرت امام (ره) فرمان تاریخی خود را صادر کردند. دستور امام (ره) این بود که همه در خیابان ها بمانند و کسی به خانه اش نرود. این فرمان در واقع اعلام ختم حکومت بود. آن شب عزت ا... و دوستانش بیپروا، بسوی تانک ها و نفربرهای ارتش پهلوی حرکت کرده و با بمبهای دستی و کوکتل مولوتف، صف نظامیان شاه را هدف قرار دادند. هنگامی که آنها برای آزادی کلانتری منطقه 6 میدان گرگان جمع شده بودند، مأموران امنیتی به آنها حمله می کنند و عزت ا... از ناحیه قلب هدف تیر دژخیمان قرار میگیرد. ابتدا مردم او را به بیمارستان بوعلی سینا میرسانند اما تلاش آنها راه به جایی نمی‌‌برد و گلوله کار خودش را می کند و درست در سپیدهدم پیروزی انقلاب یعنی روز 22 بهمن 1357 به شهادت میرسد./حیات طیبه

برچسب‌ها