کد خبر 141427
۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۸

ناگفته‌های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود

ظهور و سقوط سلطنت پهلوی

ارتشبد حسین فردوست؛ دوست صمیمی‌ای که رضاخان برای پسرش برگزید و او را همراه ولیعهد به سوئیس برای تحصیل در کالج «له‌روزه» فرستاد. فردوست در میان نسل اول و دوم انقلاب آن‌قدر معروف بود که پس از چاپ کتاب خاطراتش، برای خرید آن صف بسته شود و با ۳۱ بار تجدید چاپ و در حدود دویست هزار نسخه، در فهرست کتاب‌های پُرشمارگان قرار می گیرد.

به گزارش حیات، فردوست تا آخرین روز حکومت پهلوی صمیمی‌ترین دوست شاه شناخته می‌شد؛ تا جایی که حق داشت با شاه و ملکه بر سر یک میز غذا بخورد، محرمانه‌ترین اسرار محمدرضا در مخفیانه‌ترین ارتباطات او را بداند و در رأس مهم‌ترین ارگان اطلاعاتی رژیم پهلوی، «دفتر ویژه‌ی اطلاعات»، که سازمان اطلاعاتی شخصی شاه محسوب می‌شد، بر کل سیستم سیاسی و اطلاعاتی کشور و حتی بر ساواک، نظارت داشته باشد.

این مقدمه اهمیت کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» را، که به خاطرات فردوست مشهور است، برای کسانی که سنشان اقتضای شناخت وی را ندارد، کافی است. شاید همین سبب شد که اندکی پس از چاپ کتاب، رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای گروهِ تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران، به بهره‌گیری از آن برای معرفی واقعیت‌های رژیم شاه، توصیه کنند.

کتاب از دوره‌ی کودکی محمدرضا تا روزهای آخر حکومت پهلوی را با جزئیات جذاب و روان بیان کرده و ویرایش آن نیز فاقد هرگونه جهت‌گیری سیاسی است و اغلب توضیحات و معرفی شخصیت‌هایی که از آن‌ها نام برده شده (همچون تیمورتاش، فروغی، هویدا، شریف امامی و...) براساس اسناد به‌صورت مستقل در جلد دوم ارائه شده است که نقش مکمل خاطرات را دارد. در کتاب، نقش مؤثر آمریکا و انگلیس در امور ایران را می‌توان به‌وضوح دید. به‌عنوان نمونه، وی در فرازی از کتاب درباره‌ی آخرین تلاش‌های آمریکا برای مقابله با انقلاب می‌گوید: «من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت. من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر بیست روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر آمریکا گله می‌کند و فردای آن روز، سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. ماجرای این ملاقات را بدره‌ای به اطلاع من رساند. او گفت که در این ملاقات، هایزر بدون معذرت‌خواهی از تأخیر خبر ورود خود، کار را خراب‌تر می‌کند و از محمدرضا می‌پرسد: اینکه شنیده‌ام به استراحت می‌روید، آیا صحیح است؟ و تاریخ خروج محمدرضا را می‌پرسد. محمدرضا پاسخ می‌دهد: این یک امر شخصی است و هر موقع لازم دانستم از این مرخصی استفاده می‌کنم. [...] اما پس از گذشت یک ماه از حضور هایزر در ایران، خبرگزاری‌های رویتر و آسوشیتدپرس اعلام می‌کنند که معاون فرمانده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آن‌ها گفتند که هدف از سفر ژنرال هایزر به ایران و اقامت طولانی‌اش در این کشور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده است.» ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز ۲۲ بهمن در ایران در میانه‌ی بحث برای اعلام بی‌طرفی ارتش، چنین می‌نویسد: «من باسرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره‌باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر بکنید. او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضعِ تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به‌سرعت دور شدم...» همچنین در موارد متعددی، از دخالت انگلستان و آمریکا در امور دربار همچون انتخاب نخست‌وزیر، پرده برمی‌دارد. چرایی انتخاب رضاخان برای کودتا را توضیح می‌دهد و به معرفی واسطه‌های ارتباط رضاخان با انگلیس، همچون سلیمان بهبودی، دانش‌آموخته‌ی آموزشگاه صهیونیستی آلیانس، می‌پردازد.

روایت او از نهضت امام نیز به‌عنوان یکی از اعضای ارشد نقطه‌ی مقابلِ نهضت، قابل توجه است. در موضوع مقابله با قیام پانزده خرداد، از غافل‌گیری ساواک و مردمی بودن قیام می‌گوید و ابراز تأسف می‌کند که چرا آیین‌نامه‌ی «کنترل اغتشاشات» آمریکایی‌ها، که خود او دستور داده بود به فارسی ترجمه شود، توسط فرماندهان واحدهای نظامی و انتظامی به‌ویژه اویسی، مطالعه نشده بود!/حیات طیبه

برچسب‌ها