به گزارش حیات، توحید محمدپور درشکی از کارآفرینان و مخترعان خطه آذربایجان غربی است که این بار طرف گفت و گوی ما قرار گرفته است.
جناب محمدپور تا آنجا که من مطلع شدم قبل از این که به این اختراع دست بزنید فعالیتهای زیادی در عرصه علمی و فنی داشته اید چنان که موافق باشید این گفت و گو را با نگاه به همین اتفاقات مهم در زندگی علمی و تخصصی شما شروع کنیم؟
تحصیلات بنده لیسانس مکاترونیک است. در جریان هستید که در رشته ما، جدا از تحصیلات دانشگاهی باید دورههای عملی و کارگاهی زیادی را باید سپری کنید. من نیز حدود ۲۵۰۰ ساعت دوره های فنی و تخصصی را سپری کردهام، بعد در المپیاد مکاترونیک شرکت کردم.
طرحی که به ساخت و اختراع دستگاه سی ان سی منجر شد را از چه زمانی شروع کردید؟
فکر اولیه چنین کاری در ترم های پایانی دانشگاهی در ذهنم جرقه زد و همان روزها تصمیم به ساخت دستگاه های سی ان سی گرفتم. به طور مشخص از سال آخر دانشگاه، کار عملیاتی این پروژه شروع شد. عمده کارهای آن را در کارگاه دانشگاه انجام دادیم و به لطف الهی گام های اولیه را با موفقیت برداشتیم تا جایی که، بعد مدت کوتاهی مستقل شدیم و یک کارگاه خارج از حیطه دانشگاه دایر کردیم.
چه روش ها و شیوه هایی را برای کسب موفقیت در فعالیت علمی دنبال کرده اید؟
از روشهای مختلف برای رسیدن به موفقیت بهره جستیم. شاید بیش از همه در این زمینه، دو عامل شور و انگیزه و عطش کشف و اختراع که در دانشجویان هست، به یاری ما آمد باور کنید در آن روزها اصلاً خستگی نمی شناختیم.
با همه سختیهایی که در شروع کار وجود داشت، اما شیرین ترین خاطره زندگی ما بود. خوشبختانه عرصه فعالیت ما به گونه ای است که در صورت داشتن یک اختراع و رضایت اهل فن یا اهل بازار از محصول شما، همان بهترین تبلیغ برای تولید شما خواهد بود و بدون منت کار شما را به دیگران شما را معرفی خواهند کرد.
عکس این معادله هم صادق است یعنی اگر کسی محصول فکری و پروژه شما را نپسندد حتی اگر سرمایه گذاری مالی هم بکنید، در گسترش و صادرات آن توفیق چندانی کسب نخواهید کرد.
در این مسیر فعالیت علمی و حرفهای که دنبال کرده اید آیا از حمایت یا تشویق کسانی برخوردار بودید؟
بزرگترین حامی من اعضای خانواده ام بوده .بخصوص پدرم. می دانید کارهای علمی یا فنی در مرحله شروع آن با دلهره و مشکلات زیادی روبرو است. در این مرحله بود که حمایتهای بی دریغ پدر باعث مقاومت من در این مسیر شد. این جزو خاطرات شیرین من است که پدر در همه روزهایی که موانع و مشکلات ما را دلزده میکرد یا دچار زیان و ضرر شدیم دست از حمایت بر نمیداشت. من هرگز فراموش نمیکنم که حرفهایی که او در گوش من زمزمه میکرد که به من افتخار می کند.
با این توصیف می توانم حدس بزنم که پدر و خانواده روزی که شما اختراعتان را رونمایی کردید، چه احساسی داشتند؟
همینطور است شیرین ترین لحظه برای آنها و من زمانی بود که دستگاه را تست کردیم و موفق شدیم.
از این که به عنوان یک عضو خانواده معظم ایثارگران این موفقیت ها را کسب کرده است چه احساسی دارید؟
کسانی که عضو این خانواده هستند همیشه در تلاش بوده اند که از اعتبار و نام شهیدان بزرگوار دفاع کنند و مایه آبرو و افتخار آنها در داخل وخارج باشند؟
همیشه آرزو کردهام آنها که توانمندی و استعداد فرزندان ایثارگر را ناچیز و نادیده گرفتهاند بیایند از نزدیک شاهد باشند که بسیاری از جوانان تحصیلکرده و پرتلاش در جامعه ایثارگران چگونه قلههای موفقیت را طی کرده اند. به سهم خودم برای سربلندی نام برادر شهیدم و شادی روح او تمام سعی خود را کرده ام.
در مقایسه با هدفگذاری که در ابتدای کارگاه داشتید، در حال حاضر چه اندازه به آنها دست یافته اید؟
مثل بسیاری از افراد محقق و مبتکر ما هم در اجرای کامل برنامه مان با مشکلاتی مواجه شده ایم. در حال حاضر بیش از هر چیز، بحث گران شدن مواد اولیه به کار تولیدی ما لطمه زده است. امیدواریم در سال های آینده ضررمان را جبران کنیم.
در توصیه به نسل نوجوان و جوان برای کسب موفقیت در این عرصه چه نکاتی را قابل ذکر می دانید؟
جوانان ما اگر بتوانند به دنبال علاقه شان بروند، حتی با وجود کمترین سرمایه میتوانند به موفقیتهایی دست یابند. البته معتقدم که دولت و مراکز مختلف باید از ابتکارها و طرحهای نسل جوان در این عرصه حمایت کنند.
هنوز هم اعتبار و کمک مالی از این نوع حرکتها، چشمگیر نیست. زمانی که درخواست وام کردیم ۵۰ میلیون تومان تعلق گرفت ولی همان روزها برای راه اندازی یک گاوداری ۱۰۰ میلیون تومان وام تعلق می گرفت. جوانان با استعدادی داریم که در صورت حمایت هدفمند دولت و بخشهای مختلف اقتصادی قادرند ابتکارهای تازه ثبت کنند.
سخن آخر را درباره شهیدتان بیان کنید؟
آخرین حرفهایم دوست دارم به کسی اختصاص بدهم که همه وجودم مدیون اوست. بدون اغراق میگویم من با نام و خاطرات برادرم، زنده ام بویژه که والدینم نام او را برای من انتخاب کردند. من او را هرگز ندیدم، ولی همیشه او را زنده و حاضر در همه زندگی ام حس می کنم./حیات طیبه