به گزارش حیات، این روزها مردم سوریه بعد از 9 سال جنگ طاقت فرسا، نسیم صلح را استشمام می کنند. خاطره رشادت جمعی از فرزندان مقاومت ایران و لبنان که خونشان را پای نهال صلح در این سرزمین ریختند، زنده می شود. در صف اول این کاروان جهادی سردار «محمدعلی ا... دادی» قرار دارد، کسی که دست راست فرمانده صحنه- سردار قاسم سلیمانی- نام گرفته بود.
کارنامه این مجاهدِ زاده ی کویر را اگر ورق بزنید، همه سالهای زندگی او سرشار از خاطره مبارزه است، از جنگ با ارتش بعثی تا نبرد با اشرار در شرق و جهاد با تکفیری ها در سوریه.
در سالگرد شهادت این الگوی جوانان جهادی فرصتی یافتیم تا در گفت وگو با سرکار خانم معصومه کاردوست همسرگرامی ایشان، با نکات و زوایای تازه ای از تفکر و زندگی او آشنا شویم.
خوب است قبل از این که کارنامه فعالیت های جهادی شهید ا... دادی در دفاع مقدس و جنگ با تکفیریها را مرور کنیم، از زبان شما با شخصیت اجتماعی آن شهید بیشتر آشنا شویم؟
من در هر محفلی صحبت شده، گفته ام که از نظر اخلاقی حقیقتاً ایشان برای ما یک مربی و راهنما بود. من در زندگی بعضی وقت ها تحمل و صبرم تمام می شد ولی طاقت و تحمل او پایان نداشت با آنکه شما می دانید چه حجمی از مشغله های نظامی داشت اما به گونه ای نبود که ما از این وضعیت شغلی او کلافه شویم چون همان ساعاتی که آزاد بود را صرف منزل می کرد.
من بعد از شهادتش پاره ای از خصوصیات شهید در زمینه برخورد با نیروها یا وظایفی که به او سپرده می شد را از بچه های لشگر حضرت رسول(ص) یا سپاه قدس شنیده ام چون آنها از سالهای اول جنگ تا شهادتش با محمدعلی حشر و نشر داشتند.
آنها می گفتند شهید ا... دادی اهل رفاقت بود، این رفاقت با اغلب بچه های رزمنده کرمان به بیش از 30 سال رسیده بود اما همین دوستانش نیز اذعان می کردند که او علیرغم همه صمیمیت، وقتی پای مأموریت و کاری در میان بود، بسیار جدی و سختگیر می شد.
برای خود من یکی از نکته های جالب در خاطرات این عزیزان این بود که محمدعلی، اغلب کارهای سخت و با ریسک بالا را عهده می گرفتند مثلاً در جریان هستید که یکی از کارهای دشوار بعد از اتمام جنگ مأموریت مبارزه با باندهای قاچاق و شرارت در شرق و جنوب شرق کشور بود. شهید ا... دادی مسئولیت این امر را به عنوان جانشین تیپ صاحب الزمان(عج) عهده دار شدند.
اطلاع دارید که عملیات های شناسایی محل استقرار اشرار در منطقه چه میزان پرخطر است، تا آنجا که من خبر دارم در اکثر این عملیات های شناسایی یا تعقیب، خودش همراه بچه ها می شد. آمارهایی که بعداً از عملکرد تیپ و یگان تحت مسئولیت او دیدم نشان از همین داشت. در این گزارشها به تعداد عملیات ها و فعالیتهایی که شهید حضور داشت برخورد کردم که برای هر فرد ایرانی، غرورآمیز است. آمار نشان می داد که ایشان چه اندازه در صحنه های اجرای عملیات حضور داشته و به قول بچه ها شخصاً هدایت آتش ادوات برای زمینگیر کردن کاروان های اشرار را دردست می گرفته است.
ایشان مسئولیت های حساسی را چنان که اشاره کردید در دوران جنگ و بعد از جنگ عهده دار شدند. به لحاظ علمی و تخصصی چه مقاطعی را گذرانده بودند؟
در تحصیلات علمی و دانشگاهی، محمدعلی در رشته مدیریت، فوق لیسانس گرفته بود. به لحاظ نظامی هم تا آنجا که من اطلاع دارم دوره های تخصصی بسیاری را گذراند بعد از جنگ که قدری فرصت تجربه اندوزی و تحصیل داشت در مراکز خاص علوم و فنون نظامی تا مرحله ای که معادل همان کارشناسی ارشد در دانشگاهها است، پیش رفت.
یک سوالی که در بررسی زندگی اغلب سرداران شهید برای ما مطرح است اینکه آنها با این حجم مشغله نظامی، اساساً فرصتی هم برای زندگی باقی می گذاشتند؟
این درست است که افرادی که چه در دوره جنگ یا عملیات های بعد از جنگ در مناطق مرزی و مأموریت های خارج از کشور حضور داشتند، چندان فرصتی برایشان باقی نمی ماند که در کنار خانواده باشند. نمی توانم انکار کنم گاهی این دوری پدر، تحملش برای بچه ها سخت است یا آنکه برای رتق و فتق امور زندگی شما نیاز به حضور او دارید اما امثال من آگاهانه انتخاب می کند تا با یک رزمنده و یا جهادگر زندگی کند و به خاطر آرمانی که آنها دارند مشکلات را به جان می خرد.
خاطره ای که الان به ذهنم آمد برایتان نقل کنم. محمدعلی بویژه در سالهای پایانی فعالیت نظامی اش، کمتر به منزل می آمد. یک روز اتفاقی وارد منزل شد. قبل از من دخترم متوجه حضورش شده بود و ذوق زده پیش من آمد گفت مامان عید شده؟
گفتم نه دخترم چه کسی گفته عید است. بعد خبر داد آخه بابا امروز به خانه آمده .مقصودم از این خاطره گویی این بود که دوری افراد رزمنده و جهادگر یک رویه در زندگی خانواده آنها است که گاهی بسیار طولانی می شود.
خانم کاردوست از همرزمان شهید بگویید ایشان تا آنجا که من اطلاع دارم با بسیاری از چهره های محبوب دفاع مقدس حشر و نشر داشتند؟
بله من هم تا آنجا که الان به خاطر می آورم بار اول همان ایام شروع جنگ با سردار شهید زندی نیا همراه شد و در جبهه جنوب در کنار شهید حسین علم الهدی بودند. وقتی هم در دهلاویه حضور یافتند در جمع نیروهای شهید چمران به مبارزات چریکی پرداختند. این دوره ای است که در واقع عملیات طریق القدس انجام می شود سوسنگرد و بستان آزاد می گردد.
اما اطلاع دارید که بیشترین ارتباط ایشان در دفاع مقدس و پس از آن با سردار سلیمانی بوده است. محمدعلی بعد از آنکه از عملیات طریق القدس برگشتند در قالب لشکر 41 ثارا... که فرماندهی اش را سردار قاسم سلیمانی برعهده داشتند، فعالیت کردند .
با سردار سلیمانی ایشان چه عملیات ها و مأموریت هایی را هدایت کردند؟
به نظرم یکی از مهم ترین عملیاتهایشان، بدر بود که شهید ا... دادی فرمانده یگان تطبیق آتش می شود. در عملیات کربلای 1 هم به عنوان فرمانده گردان ادوات سبک شرکت می کند.
یکی از اتفاقات شنیدنی این است که در عملیات معروف کربلای 4 تیم شهید ا... دادی موفق می شوند وارد جزیره ام الرصاص شوند اما با توقف عملیات دستور عقب نشینی صادر می شود. بعد دوست و همرزم دیرین او شهید زندی نیا وقتی دو هفته بعد در عملیات کربلای5 به شهادت میرسد، سردار سلیمانی فرماندهی تیپ را به شهید ا... دادی می سپارد و تا پایان جنگ با این مسئولیت ایفای نقش می کند البته مدتی هم فرمانده تیپ رمضان لشکر 27 محمدرسول ا...(ص) و مسئولیت سپاه الغدیر را بر عهده گرفتند تا اینکه با شروع جنگ با تکفیریها به دعوت سردار سلیمانی وارد نیروی قدس شد و راهی جبهه های لبنان و سوریه شد.
شما از مأموریت هایشان در میدان جنگ سوریه اطلاع خاصی داشتید؟
نه چون می دانستم این قسمت از کارهایشان حساس است واقعاً هیچ وقت سعی نکردم بدانم چه کار می کنند و در چه نقاطی عملیات دارند.
آنچه ما از همرزمانش در جنگ سوریه شنیدیم این بود که مدتها تحت نظر منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بودند و دست آخر هم توسط همین شبکه ترور شدند؟
تا وقتی من در تماس بودم حقیقتاً متوجه بحث تعقیب یا تهدید ایشان از سوی اسرائیل نبودم اما بعد از شهادت شان با اسنادی که دیدم، فهمیدم که تحت نظر بودند.
در کدام منطقه شهید شدند و شما چگونه از جریان شهادت شان با خبر شدید؟
محمدعلی گویا همراه بچه های حزب ا... لبنان در مأموریت بررسی و بازدید از منطقه «قنیطره» سوریه بودند که مورد حمله بالگرد نظامی رژیم صهیونیستی قرار می گیرند و در این حادثه تعدادی از اعضای حزب ا... هم به شهادت می رسند. من دو روز از حادثه با تماس همرزمانش از واقعه مطلع شدم./حیات طیبه