کد خبر 141296
۳۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۹

نامه فرزند شهید به پدرش

نامه فرزند شهید به پدرش

یا رب چگونه آغاز کنم؟ با نام تو آغاز می­کنم و تصمیم گرفتم برای بابای خوبم یک انشا بنویسم نمیدانم بعد از خواندن این نامه به من چه خواهی گفت ولی بابای خوبم از الان صدای آفرین گفتن­هایت را می­شنوم، بابای عزیزم من امیر حسین تازه گرمای دستانت را در 6 سالگی در آغوشت حس کردم که از پیش ما پر کشیدی مثل همین باباهایی که برای زیارت خانه­ی خدا پیش خدا رفتند و الان پیش بچه ­هاشون نیستند و مانند اون بچه­هایی که پدرانشان برای دفاع حرم حضرت زینب رفتند و در سوریه به شهادت رسیدند. پدرم وقتی رفتی دلم گرفت با تو دلم چه آرامش غریبی داشت بگو برای دیدن تو باید از کدام کوچه گذشت پدر جان همان روز که دستان گرم و مهربانت را بر سرم کشدی و با بوسه­هایت تمام وجودم طراوت بخشیدی نمیدانستم که آخرین دیدار من و توست آن روز بچه بودم و بودنت را احساس نکردم اما با دور شدن از تو گویی تمام دنیا در نظرم تیره و تار گشت بابای من تو رفتی تا دلهای غفلت زده روشن شود پدر شهیدم با ذره ذره وجودمان راهت را ادامه خواهیم داد.

انشام دوباره بیست بابای گلم موضوع: کسی که نیست بابای گلم

دیشب زن همسایه بمن گفت یتیم معنای یتیم چیست بابای گلم

من منتظرم عزیزم حتما برگردد از این سفر دراز لطفا برگرد

دعوت شده­ای به مدرسه باباجان یک لحظه فقط بیا و فورأ برگرد بابای گلم

برای شادی روح تمام پدرهایی که الان دیگه پیش ما نیستن یک شاخه گل به زیبایی حمد وسوره بفرستیم.

امیر حسین جاویدپور از استان خراسان جنوبی پایه هفتم راهنمایی، فرزند شهید

 

برچسب‌ها