به گزارش حیات، سالروز ولادت با سعادت حضرت زینب (س) بزرگ پرستار حماسه حسینی در تقویم کشور روز پرستار نام گرفته است تا فرصت مغتنمی برای قدردانی از فرشتگانی سپیدپوش و روسفید باشد که لحظات زندگی خود را با صبر، حوصله و تحمل سختیهای بسیار برای خدمت سپری میکنند. جانبازان هشت سال دفاع مقدس از جمله عزیزانی هستند که با توجه به شرایط ویژه بیش از دیگران نیازمند توانبخشی جسمی و روحی هستند و وجود پرستارانی فداکار و دلسوز برای آنها ضرورتی انکارناپذیر است، جانبازانی که در پی اعتلای کلمه حق و حفظ استقلال و حریت به جانفشانی پرداخته و در این راه اعضای بدن و سلامتی خود را در راه خداوند تقدیم کردهاند، سزاوار مراقبت شایسته هستند، امام خمینی (ره) در خصوص پرستاری از این عزیزان میفرمایند: «پرستاری از کسانی که در راه اسلام اعضای خودشان را، صحت خودشان را، سلامت خودشان را از دست دادهاند یک خدمت بسیار بزرگ و ارزشمندی است در بارگاه خدای تبارک و تعالی.»
بنیاد شهید و امور ایثارگران در مسیر تحقق منویات امام خمینی (ره) و تأکیدات رهبر معظم انقلاب در زمینه تأمین و تکریم مادی و معنوی خانواده شهدا و ایثارگران، مراکز درمانی و بیمارستانهای مختلفی را با مزایای ویژه به این عزیزان اختصاص داده است، یکی از این مراکز درمانی، بیمارستان فوق تخصصی ساسان با مدیریت دکتر علیرضا توکلی مهرجردی است و بنیاد شهید و امور ایثارگران با جذب پزشکان متعهد، متخصص و کادر درمانی مجرب و تجهیز این مرکز به مدرنترین امکانات پزشکی شرایطی را فراهم کرده تا رضایتمندی ایثارگران را در سطح گستردهای فراهم کند.
در آستانه بزرگداشت میلاد حضرت زینب(س) و روز پرستار، با فاطمه غلامی مدیر پرستاری و تعدادی از پرستاران شریف و فداکار بیمارستان ساسان به گفتوگو نشستیم، گفتوگویی صمیمی که با بیان خاطراتی از جانبازان بستری در این بیمارستان همراه شد.
فاطمه غلامی متولد سال1350، با سابقه 20 سال خدمت پرستاری، 4 سال است که در بیمارستان ساسان به عنوان مدیر پرستاری مشغول فعالیت است، وی یادآور شد که 95 درصد مراجعین این بیمارستان از خانواده معظم شهدا و ایثارگران شامل جانبازان قطع عضو، شیمیایی، اعصاب و روان و ... هستند و تمامی بخشهای کلینیکی و پاراکلینیکی برای این عزیزان خدمترسانی میکند، بیمارستان ساسان بر اساس استاندارد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیروی انسانی متناسب و کارآمد جذب نموده است.
حجت الاسلام والمسلمین شهیدی نماینده ولی فقیه، معاون رییس جمهوری و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران، اخیراً دستگاه جدید MRI را در این بیمارستان افتتاح کرد و در مجموع تمامی دستگاهها از جمله دستگاه آنژیوگرافی در این بیمارستان به روز شده است.
پزشکان خارجی به صورت فصلی برای درمان جانبازان به ایران میآیند که از طریق بنیاد شهید و امور ایثارگران اطلاع رسانی میشود و در طول مدت حضور پزشک خارجی، بیمارستان ساسان میزبان جانبازان و خانوادههای آنها از سراسر کشور و اتاق عمل نیز در خدمت آنها است.
«نازی والا متولد 1350، کارشناس پرستاری، سرپرستار بخش 9 داخلی جراحی با سابقه 18 سال خدمت»، «مریم لشگری متولد 1361، کارشناس پرستاری، پرستار بخش 7 داخلی جراحی با سابقه ده سال خدمت»، «زهرا قنبری متولد 1355، کارشناس پرستاری، پرستار ICU با 18 سال خدمت»، «زهرا طلایی متولد 1355، کارشناس پرستاری، سوپروایزر بالینی بیمار با 16 سال سابقه خدمت» و «کهزادی متولد 1354، کارشناس پرستاری، سرپرستار بخش دیالیز و سابقه 7 سال خدمت» فرشتگان سفید پوش هم جوار جانبازان بیمارستان ساسان، در گفتوگویی صمیمانه تلخ و شیرین شغل خود را بازگو کردند و از معجزاتی گفتند که ماحصل خدمت به خانواده شهدا و ایثارگران بود، تمامی آنها تأکید داشتند که اگر به گذشته بازگردند باز هم بیمارستان ساسان را برای خدمت به جانبازان انتخاب میکردند، زمانی که نام برخی جانبازان شهید را به زبان میآوردند اشک در چشمانشان حلقه میزد، گویی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده بودند، زندگی و مراقبت از افرادی که یک ملت مدیون ایثار و فداکاریهای آنها هستند و مشاهده لحظات احتضار آنها از خاطرات تلخی است که بازگو کردن مجدد آن دل پرستاران ما را به درد آورد ولی تمامی نعمات زندگی خود را مرهون خدمت به آنها میدانستند.
خانم والا در این مورد میگوید: هر زمان جانبازی واکنش خاصی نشان میدهد ما سکوت کرده و منتظر واکنش بعدی او میمانیم ولی زمانی هم که معذرتخواهی میکنند ناراحت میشویم، قطعاً پرستاران میدانند که جانبازان تحت فشار هستند و در دلشان چیزی نیست، به یاد دارم که در گذشته که جانبازان در قسمتی از بخش اطفال بستری بودند، در شیفت شب از نوزادی به زحمت خونگیری میکردم، یکی از جانبازان با داد به در اتاق آمد و شکایت میکرد، آن لحظه آنقدر فشار عصبی به من وارد شد که شیشه خون از دستم افتاد، جانباز اینقدر ناراحت شد که تا صبح عذرخواهی کرد و من شرمنده او شدم.
خانم قنبری هم از زمانی گفت که دوستانش به او توصیه میکردند که کار در بیمارستان ساسان را به دلیل وجود جانبازان به ویژه بیماران اعصاب و روان قبول نکند ولی وی به دلیل علاقه به رشته پرستاری و آگاهی از روحیه خود، یک سال و یک ماه پیش به این بیمارستان آمد و هیچ وقت در شرایطی قرار نگرفت که بگوید خسته شدم، با توجه به اینکه بیماران ICU عمدتاً در شرایط بدی هستند، ولی هیچ وقت احساس خستگی نکرده است، این پرستار بازگو کرد که سه هفته پیش مشغول رگ گیری از جانباز اعصاب و روانی بوده که او شروع به اعتراض میکند ولی صبر و تحمل او جانباز را غافلگیر میکند.
خانم طلایی خدمت به جانبازان را ماحصل آرزویش در سن 14 سالگی عنوان کرد و گفت: روزی مدرسه برای عیادت و تکریم جانبازان ما را به آسایشگاهی برد، جانبازی را دیدم که ناتوانی جسمی شدیدی داشت و صورتش تقدس خاصی داشت، آن لحظه با گریه کنار خیابان نشستم و به معلمم گفتم امیدوارم روزی بتوانم به این افراد کمک کنم، زمانی که سال 1381 برای مصاحبه به بیمارستان ساسان آمدم و سرپرستار برایم شرایط اینجا را توضیح داد به او گفتم آرزوی من برآورده شده است ولی تصور ما از این افراد با فیلمهای جنگی تفاوت زیادی دارد، جانباز شهیدی را به یاد میآورم که قطع نخاع بود و در بخش دیالیز همیشه به شکم میخوابید، گاهی عصبانی میشد و پس از به دست آوردن آرامش عذرخواهی میکرد، من به دوستانم گفتم بروید خانه و فقط سه ساعت به روی شکم بخوابید، در آن صورت شاید بتوانیم آنها را درک کنیم، جانباز شهید پاشایی در کنار تمام مشکلاتش، دیالیز نیز به آن اضافه شده بود، اصلاً غیرقابل تصور است، بنابراین اگر از ما تشکر کنند خستگیمان در میرود ولی اگر هم نکردند ما این خدمت را وظیفه میدانیم، تمامی این اقدامات و رابطه عاطفی شکل گرفته سبب شده جانبازان برای حضور در این بیمارستان منتظر تخت خالی بمانند.
در این قسمت گفتوگو، مسئله خدمت پرستاران به جانبازان و تأثیر آنها در زندگی شخصیشان مطرح شد، غلامی در واکنش به این مسئله تأکید کرد که خدا را شاهد میگیرم پول این بیمارستان در زندگی ما بسیار بابرکت است، بسیاری از پرسنل که به دلایلی از ما جدا شده مجدداً درخواست بازگشت به بیمارستان داده است، دعای جانبازان بسیار گیرا است، به یاد دارم تصادفی با فرزندم داشتم، شدت تصادف به گونهای بود که هیچ کس احتمال نمیداد کسی از ماشین زنده بیرون بیاید ولی پسرم تنها خون از بینیاش آمد و من هم سرم ورم کرد قطعاً این معجزه دعای خانواده شهدا و ایثارگران است زمانی که مادر شهیدی به من میگوید نمیدانم چه دعایی بکنم و یا جانبازی که به دلیل انجام کار درمانی برای همسرش، من را در کربلا به یاد داشت و جانبازی از یکی از شهرستانها هر سال عید کارت تبریک ارسال میکند که در منزل آن را نگه میدارم.
خانم لشگری خندهای میکند و میگوید جانبازان خیلی با مرام هستند، هر زمان مسئولی به بیمارستان میآید با هر ناراحتی که داشته باشند هوای ما را دارند و از ما تعریف میکنند، من چندین بار به اتاق عمل رفتم، جانبازی که به شکم میخوابید با برانکارد به اتاق من آمد و احوالپرسی کرد، تمامی این محبتها باعث شده که عرق خاصی به آنها داشته باشم.
خانم کهزادی، جانبازی را به یاد همکارانش میآورد و با لبخند تعریف میکند که روز اولی که در دیالیز مشغول شدم به من گفتند شما میخواهی مسئول اینجا باشی. من شکایت دارم از کمک بهیارتون، من کفشم را میخواستم ولی هنوز برایم نیاوردهاند ولی بعد مدتی متوجه شدم ایشان اصلاً پا ندارد و این شوخیهای جانبازان برای ما چقدر ارزشمند است و در بخش دیالیز با جانبازان عضوی از یک خانواده هستیم. زمانی به علت فشار خون سمت راست بدنم فلج شد و بیماری کاملاً پیشرونده بود، روز سوم فقط به سقف خیره شده و منتظر پایان زندگیم بودم، آزمایشات چیزی نشان نمیداد تا اینکه جانباز به من زنگ زد و احوالپرسی کرد من هم برایش توضیح دادم، بعد خوابیدم و وقتی که بیدار شدم دست و پاهایم تکان میخورد، باورم نمیشد و سلامتیام را از دعای این جانباز و جانبازان دیگر به دست آوردم.
سوپروایزر طلایی تاکید کردوظیفه ما در قبال جانبازان فراتر از بیمار عادی است، مادرم همیشه به من یادآور میشود که در مقابل جانبازان عصبانی نباش و همیشه خوشحال است که من به عنوان پرستار به بیمارانی خدمت کنم که برای آنها باقیات و صالحات است.
خانم والا نیز نتیجه دعای خیر جانبازان را فرزندان صالح و رسیدن آنها به درجات عالی تحصیلی میداند و تأکید میکند که فرزندان ما در زندگی موفق هستند، یک روز برای من مشکل قلبی پیش آمد که دکتر قلب در همان مکان حضور داشت و به CCU منتقل شدم قطعاً اگر در جای دیگری بودم معلوم نبود چه پیش میآمد و همه را از اثرات خدمت به جانبازان میدانم.
از پرستاران در خصوص لحظات احتضار جانبازان و شرایط روحی آنها در آن زمان سؤال کردیم، اشک در چشمان آنها حلقه زد و اکثریت از شهید جانباز پاشایی یاد کردند و تأکید داشتند که آنها از زمان شهادت خود باخبرند، پرستار کهزادی که در روزهای پایانی زندگی این جانباز در بخش دیالیز در کنارش بود میگفت این شهید روزهای آخر به او میگفته من فرشتهها را میبینم، سرپرستار طلایی در ادامه گفت که در لحظات آخر اجازه میدهیم خانوادهها کنار جانبازان باشند، ما هنوز با فرزندان آقای پاشایی در ارتباط هستیم و این برای ما بسیار با ارزش است که روز پرستار را به ما تبریک میگویند.
خانم قنبری از جانبازی گفت که چند روز منتظر دیدن فرزندانش بود و پس از مشاهده آنها به درجه شهادت رسید و خانم غلامی هم شرایط روحی جانبازی را توصیف کرد که در ظهر عاشورا به شهادت رسید.
زمانی که از پرستاران سؤال کردم که در صورت حقوق بالا و شرایط بهتر آیا به بیمارستان دیگر نمیروید؟ همه پاسخ منفی دادند و اذعان داشتند که در کنار علاقه به خدمت به جانبازان، رییس بیمارستان آقای دکتر توکلی مناعت طبع بسیار بالایی داشته و به همکاران لطف زیادی دارند حتی در تاریخ تولد همکاران برای آنها جشن میگیرند که برایشان بسیار باارزش است.
خانم غلامی بیان کرد که رییس بیمارستان امکانات ویژهای را برای جانبازان در بیمارستان در نظر گرفته و بازسازیهای زیادی نیز انجام دادهاند، حجت الاسلام والمسلمین شهیدی نیز بسیار به این بیمارستان و پرسنل آن لطف دارند و تقاضا داریم که پس از بازنشستگی نیز پرستاران تأمین مالی بهتری شوند، از سوی دیگر حقوق و مزایای آنها با توجه به شرایط کاری و شیفتهای سنگین، نسبتاً پایین است که امیدواریم بهتر شود.
سرپرستار طلایی مزایای اختصاصی پرستاران را به نسبت گذشته بسیار بهتر دانست ولی گفت همکاران تصور میکنند که امکانات باید بسیار بهتر باشد و بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان سازمان پشتیبان بیمارستان ساسان باید حمایتهای مخصوصی از این بیمارستان داشته باشد ولی قطعاً در نهایت انتظارات همه پرستاران این است که کارها و اقدامات درمانی مربوط به بیمارانشان تسریع شود و تمامی خواستهها معطوف به درمان جانبازان است.
پس از گفت و گو با پرستاران فداکار بیمارستان ساسان، به همراه آنها به دیدار چند جانباز بستری رفتیم، احمد پورعبدالله جانباز 70 درصد با تحمل 35 سال نارسایی کلیه به دلیل عوارض اسارت، دو بار پیوند ناموفق کلیه داشته که باید دیالیز شود، او 4 سال است که به صورت مرتب دیالیز میشود و از دکتر عباسپور معاون بهداشت و درمان بنیاد تشکر کرده و میگوید: پرستاران این بیمارستان بسیار دلسوز و با وجدان کاری بالا هستند و برای همه آنها آرزوی موفقیت دارم.
خانم پرستار کهزادی تأکید میکند که با آقای محمد قمصری جانباز 65 درصد صحبت کنیم، این جانباز ترکش در پا و سر داشت و در طول گفتوگو مرتباً میگفت من از همه اینها راضی هستم، خدا از آنها راضی باشد و هر چیزی میخواهند به آنها بدهد.
رضا جهان تیغ جانباز 50 درصد، در طول مصاحبه تأکید زیادی به نام بردن از اسم پدر و مادرش داشت و در کنار همسرش عکسهای یادگاری میگرفت و میگفت اگر او نبود من در این دنیا نبودم، بنا به گفته پرستار نعمتی ستون فقرات این جانباز دچار شکستگی و مهرههایش دچار فاصله شده، این جانباز تعریف کرد که از زمانی که به این بیمارستان آمده شرایطش خیلی بهتر شده و از خانم نعمتی و تمام بهیارها و خدمههای بیمارستان تشکر کرد، در پایان صحبتهایش تأکید کرد که خواهش میکنم اول به خانواده شهدا و بعد به جانبازان رسیدگی کنید و از معاونت بهداشت و درمان تقاضا کرد که برای تهیه داروهای مخصوص بیماران آلزایمری، جانبازان را یاری کند.
حسین اسکندری جانباز 25 درصد نیز پرستاران این بیمارستان را مهربان و مانند فرشته توصیف کرد و گفت: از بیمارستان بیرون بیایم میخواهم پیش آقای شهیدی بروم و از ایشان بخواهم به آنها به صورت ویژه توجه کنند.
عکس یادگاری با جانبازان و پرستاران پایان بخش گفت و گوی ما با پرستاران و سرپرستاران بیمارستان ساسان بود، با آرزوی موفقیت و بهروزی برای این خادمان آسمانی کم توقع./ایثار
خدمتگزاران روسپید ایثارگران
گفتوشنود صمیمی و خواندنی با پرستاران بیمارستان فوق تخصصی ساسان