جناب آقای گراوندی اگر موافق باشید، بحث را از نقطه ای شروع کنیم که شما وارد این رشته و صنعت شدید. به یاد دارید چگونه به جمع صنعتگران چوب پیوستید؟
بله من در دوران نوجوانی شاگرد یک کارگاه صنعتی چوب و کابینت سازی بودم علاقه ام به این صنعت در همان سالها شکل گرفت. اکنون حدود ۱۴ سال است که کارگاه صنعتی کابینت سازی را بنا کرده ام.
شخص دیگری هم در این کار شریک شما بود یا به تنهایی وارد کار شدید؟
نه، جالب است که در روزهای اول، خودم با یک شاگرد نوپا کار می کردیم.
روال برنامه ریزی ما به این صورت بود که در مدت زمان نه چندان طولانی، سرمایه اولیه برای ایجاد کارگاه را جمع آوری کردیم، بعد از آن دستگاه های اولیه را تهیه کردیم.
در مرحله بعد با گرفتن سفارشات بیشتر، توانستم کار را توسعه بدهم و دستگاه های به روز خریداری کردم. محصولات مان را تنوع بخشیدیم آن هم با استفاده از مواد اولیه و چوب های درجه یک.
گام بعدی ما، گسترش خود کارگاه بود. بعد از گذشت ۵ سال توانستیم مرکز و کارگاهی بزرگتر فراهم کنیم و با این توسعه فضا و محیط کار، نیروهای جدیدی را جذب کردیم. تعداد کارکنان کارگاه به 13 نفر افزایش یافت که اکثر آنها در کارگاه مشغول به کار هستند و ۳ نفرشان هم مسئولیت بازاریابی را برعهده دارند.
ماندن و حفظ موقعیت در بازار برای کسانی که کار تولیدی و کارگاهی می کنند در دوران کنونی کار سختی است. شما چه شیوه هایی را برای تثبیت فعالیتهایتان دنبال کرده اید؟
ایده من از ابتدا دو چیز بوده، جلب رضایت مشتری و دوم، تولید با حداکثر ظرفیت. به طور مثال در روزهای پایانی سال به دلیل گرفتن سفارشات زیاد، فعالیت بچه های ما حالت شبانه روزی پیدا می کرد. شاید در طول هفته ۱۲ ساعت، فرصت استراحت پیدا می کردیم.
در بحث رضایت مشتری، می دانید، قاعده بازار این است که اگر مشتری از محصول شما راضی باشد خود او بزرگترین مُبَلِغ کار شما خواهد بود .به همین نسبت اگر رضایت نداشته باشد، باید منتظر فرار و ریزش مشتریان باشید.
ما بخش عمده مشتریان را از این طریق بدست آوردیم. مشتری مداری باعث شده برخی اوقات یکی از مصرف کنندگان محصول ما، سه نفر به شمار خریداران اضافه کرده است.
بسیاری از کارگاه ها در شهرستان ها با مشارکت و همکاری اعضای خانواده و فامیل می چرخد. شما هم از این دست حمایتها برخوردار هستید؟
اعضای خانواده خصوصاً همسرم، بزرگترین حامی من بوده اند اما نقش او این بوده که سختی ها و ضرر و زیان های این شغل ما را تحمل کرده است بدون آنکه زبان به اعتراض باز کند. در یک فصلی بازار کار، گرم بوده است ولی بارها اتفاق افتاده که شاید در طول دو ماه، هیچ سفارشی نداشته ایم، اما صبوری خانواده، تحمل این شرایط را برای من آسان کرده است.
چه اندازه رفاه و پیشرفت نیروهای داخل کارگاه برای شما مهم بوده است؟
بدون اغراق بگویم شیرین ترین لحظات برای من زمانی بوده که کارکنان از من رضایت داشته اند تا جایی که می توانم از حق و حقوق شان دفاع می کنم .بارها اتفاق افتاده که بازار کار ما کساد شده اما به خود اجازه ندادم، حقوق کارکنان کارگاه به تعویق بیافتد.
از این که به عنوان یک عضو خانواده معظم ایثارگران این موفقیت ها را کسب کرده اید، چه احساسی دارید؟
کسانی که عضو این خانواده هستند همیشه در تلاش بوده اند تا شأن و جایگاه این نام را حفظ کنند.
من برای نام پدرم و برای ادامه راه ایشان هرکاری که لازم باشد انجام می دهم. شهدا برای حفظ خاک و ناموس این کشور از همه دارایی خود گذشتند. خطر یتیم ماندن بچه هایشان را به جان خریدند تا دست دشمن به سرزمین ما نرسد .سخن من خطاب به کسانی که تصور می کنند دست خانواده شهدا در رانت است و در رفاه زندگی می کنند، چه می دانند یتیم ماندن چقدر سخت است .ای کاش این عده با دید باز و منصفانه به مسائل نگاه کنند.
برای شما در وضعیت فعلی آیا صرفاً پیشرفت امور کارگاه تان مهم است یا آنکه دغدغه وضعیت حال و آینده جامعه را هم دارید.
مگر ممکن است ما خود را تافته جدابافته از اوضاع جامعه بدانیم. بزرگترین آرزوی من بهبودی شرایط اقتصادی جامعه است. اگر چرخ اقتصادی جامعه درست بچرخد آنوقت آرزوهای من هم برای تبدیل این کارگاه به کارخانه جامه عمل می پوشد. طی این سالها تلاش های زیادی در این مسیر انجام دادیم اما دود مشکلات رکود اقتصادی به چشم ما هم رفته است.
ما هم به عنوان یک تولیدگر در این بخش از استان، ضررهای زیادی متحمل شدیم. به طور مثال برای تهیه مواد اولیه کارگاه که چوب است، مجبور شدیم حتی یکی از دستگاه ها را بفروشیم اما سعی کردیم انتظارات و سفارشات مردم زمین نماند برای کسانی که در بخش خصوصی کار تولیدی و کارگاهی می کنند وضعیت با شرکتهای دولتی متفاوت است، تمام سود و ضررش به پای خودمان هست. مشکل بسیاری از افراد صنف ما چک های سنگین و حساب های خالی است.
فکر می کنید جدی ترین موانع پیش روی تولیدگران و صنعتگران ما چیست و چه حرکتی برای رفع یا کاهش این مشکلات باید انجام بگیرد؟
من ضعف مدیریت در توزیع منابع و اعتبارات و نیز ضعف نظارت بر نحوه اجرای تصمیم های اقتصادی را مشکل اصلی می بینم. این ضربه های سنگین که بر اقتصاد کشور در ماههای اخیر وارد شده، ریشه اش به همین مشکلات برمی گردد. با این حال معتقدم فعالان عرصه اقتصادی نباید چشم به دست دولتی ها داشته باشند و تا آنجا که ممکن است از تزریق یأس به مجموعه خودمان پرهیز کنند.
تشویق نسل جوان به حضور در فعالیت های تولیدی با جاذبه ای که کار واسطه گری و دلالی دارد کمی مشکل است. شما با فرزندان و نسل جوان که روبرو می شوید چه توصیه ای در زمینه فعالیت اقتصادی به آنها می کنید؟
کشاندن نسل جدید به عرصه فعالیت های خلاقانه و تولیدی نیازمند آموزش است این سخن بزرگان اقتصادی درست است که فرهنگ کار ما باید اصلاح شود باید اول از همه به فرزندان مان آموزش دهیم که نابرده رنج گنج میسر نمی شود. آنها را باید با نمونه ها و الگوهای مختلف در ایران و جهان که به موفقیت در عرصه کارآفرینی دست یافته اند آشنا کنیم تا باور کنند هیچ کسی بدون تلاش به جایی نرسیده چه در عرصه علمی و چه شغلی.
می خواهم در پایان این گفت و گو به بحثی برگردم که درباره جایگاه و منزلت شهدا و ایثارگران داشتیم برای آنکه آرمانهای بلند آنها ببار بنشیند چه قدم هایی باید برداشته شود؟
به نظرم نحوه تبلیغات بسیار مهم است. ما هنوز متأسفانه در شیوه تبلیغ شهیدان و معرفی حرکت های بزرگ آنها دچار اشکالاتی هستیم. در این باره هر سه گروه مرجع، خانواده ها، مدرسه و دانشگاه و نیز رسانه ها و صدا و سیما نقش زیادی دارند. اعتقاد دارم اگر سیره زندگی و واقعیت های مربوط به فداکاری شهدا را با زبان صادقانه به مردم معرفی کنیم آنها علاقه و احترامشان نسبت به رزمندگان 8 سال جنگ برانگیخته می شود. بدون هر گونه بزرگنمایی بگوییم که شهدای ما انسانهایی بودند مثل ما، اما با ایمان و با اراده و تصمیم خویش به میدان جنگ رفتند و ماشین دشمن متجاوز را زمینگیر کردند.