به گزارش حیات، در میان چهره های دفاع مقدس روزهای دی ماه، خاطره سید مجتبی علمدار از محبوبترین فرماندهان دفاع مقدس را زنده می کند رزمنده ای که بعد از جنگ نیز مدتهای طولانی با رنج و مجروحیت دست و پنجه نرم کرد و عاقبت به یاران شهیدش ملحق شد
آنکه به ساواک گفت؛ دشمن خمینی کافر است
آیت ا... غفاری از یکی از شهرهای معروف خطه آذربایجان، آذرشهر برخاسته بود. او در حضور استادان بزرگی چون آیتا... مرعشینجفی، امام خمینی و علامه طباطبایی، دانش دینی را آموخت. سال 1335 به تهران آمد و در «مسجد الهادی» فعالیتهای اجتماعی و مذهبی خود را آغاز کرد. از جمله اولین اقدامات اجتماعی او در تهران می توان به تعطیلی «باغ شارق» که به مرکز فسق و فجور اشرار تبدیل شده بود اشاره کرد. فصل جدید مبارزات سیاسی آیت ا... حسین غفاری از نیمه دوم سال 1341 هجری شمسی آغاز شد.
در جریان نهضت عمومی علما در این سال، آیتا... غفاری نیز در مسجد الهادی ـ که امامت آن را برعهده داشت ـ سخنرانی هایی را علیه تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی ایراد کرد. پس از آن که محمدرضا پهلوی با طرح «انقلاب سفید» اصلاحات آمریکایی خود را آغاز و بر مخالفت با مبانی مذهبی پافشاریکرد، علما و مراجع به رهبری امام خمینی(ره) عید نوروز سال 1342 را تحریم کردند و در این میان آیت ا... غفاری نیز اعلامیهای را در حمایت از این تحریم صادر کرد.
پس از سخنرانی تاریخی امام خمینی(ره) در عصر عاشورای سیزدهم خرداد 1342 حکومت شاه در واکنش به این سخنرانی، حضرت امام و علمای دیگری را دستگیر کرد که آیت ا... حسین غفاری از جمله آنها بود.
مبارزات سیاسی این عالم مجاهد علیه رژیم منحوس پهلوی سالها ادامه یافت تا این که سرانجام در تیرماه سال 1353 هجری شمسی ساواک بار دیگر او را دستگیر کرد.
به گواهی اسناد تاریخی، مأموران خون ریز ساواک با وحشیانه ترین شکنجه ها - که سوراخ کردن استخوانها با مته های برقی یکی از فجیع ترین شکنجه ها بود - می خواستند آن شهید را از راه و مسیری که انتخاب کرده باز دارند ولی این عالم شجاع کاغذ اعترافات نوشت که : «دشمن خمینی کافرست و من فکر می کنم تنها کسی که می تواند ایران را نجات دهد آیت ا... امام خمینی است.»
این مجاهد نستوه سرانجام در هفتم دی ماه 1353 بر اثر شکنجه های شدید جسمی و روحی در تاریکخانه های ساواک به شهادت رسید.
قوانین نزدیکی به خدا
او فرماندهی بود که بیش از هر چیز به دنبال خودسازی رزمندگان در کوران جهاد بود بر همین اساس یکی از یادگاری های او قوانین 10 گانه ای است که برای نزدیکی به خداوند مقرر کرده بودند.
سید مجتبی علمدار در سحرگاه 11دی ماه 1345 در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت (ع) در شهرستان ساری دیده به جهان گشود. دوران تحصیلش را در ساری طی نمود و برای اولین بار در حالی که تنها 17 سال داشت به عضویت بسیج درآمد و در اواخر سال 1362 به کردستان رفت. سید برای اولین بار در عملیات کربلای یک شرکت کرد و مدتی پس از آن وارد گردان مسلم بن عقیل در لشکر25 کربلا شد و تا پایان جنگ در آنجا ماند. او در عملیات کربلای 4و5 حضور داشت، در کربلای 8 مجروح شد و مدتی بعد به جبهه بازگشت و در عملیات کربلای10 در جبهه شمالی محور سلیمانیه- ماووت شرکت کرد.
سید مجتبی علمدار در سال 1366 مسئوولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل - از گردانهای خط شکن لشکر25کربلا- را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10نقش آفرینی موثری داشت.
شهید علمدار در سه راهی خرمال،سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادتهای فراوانی را ازخود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بشدت مجروح شد. او که مردانه در مقابل دشمن می جنگید. چندین باردیگر هم مجروح شد.
سید مجتبی بعد از اتمام جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد و در دی ماه سال ۱۳۷۰ ازدواج کرد که ثمره آن دختری به نام زهرا بود.
سید علاوه بر مسئولیت در واحد تربیت بدنی لشکر بعنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد. او مداح اهل بیت (ع) بود، همیشه مراسم را با نام حضرت مهدی (عج) شروع می کرد و در حالیکه به امام حسین (ع) ارادت خاصی داشت. مظلومیت آن خاندان را صدا می زد.
بیت الزهرای مسجد جامع، امام زاده یحیی، مصلی امام خمینی (ره)، هیأت عاشقان کربلا و منازل شهدا همیشه با نفس گرم حاج سید مجتبی معطر می شد و بچه ها نیزبا صوت داوودیش مداحی را می آموختند.
او که بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده خاطربود و در همه مداحی ها آرزوی وصال آن راه یافتگان شهید را داشت.
حاج سید مجتبی علمدار در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحت شیمیایی روانه بیمارستان شد و پس از چند روز هنگام اذان مغرب روز یازدهم دی ماه نماز عشق را با اذان ملکوتیان قامت بست و به یاران شهیدش پیوست./حیات طیبه