این اثر نوانتشار به قلم زهرا اسپید به زیور طبع آراسته شده و از سوی انتشارات سوره مهر در 208 صفحه چاپ و منتشر شده است. در مقدمه کتاب میخوانیم: «هر خاطره برگی است از دفتر تاریخ این سرزمین. سرزمینی که مهد مهرورزیها و انسانیتهاست. سرزمینی که جوانان غیورش، جان و مال خود را برای حفظ ارزشهای اسلام عزیز در طبق اخلاص گذاشتند و امروز یادگار آن روزگار، خاطرات هشت سال ایثار و عشق است. در این میان حضور غیرتمندانه جوانانی که از روستاهای دورافتاده شرق و غرب هرمزگان از دل محرومیتها بیرون زدند و دل به میدان عشق سپردند، شاهدی بر این گفته است. کسانی که وجودشان دیوار محکمی شده در برابر متجاوزان. بدون تردید این خاطره ماندگار فراموشناشدنی است. کتاب «با چشمهایم جنگیدم» خاطره یکی از همان جوانانی است که در جایی بین زمین و آسمان با چشمهایش جنگید.»
همچنبن در بخشی از کتاب آمده است: « آب اروند به سمت دریا می رفت. قایق های ما آتش گرفته و بچه ها سوخته بودند. باد می وزید و شاخه های شکسته و سوخته نخل ها را به شدت تکان می داد. نیروهای ما در حال عقب نشینی بودند و عراقی ها شیر شده، در نخلستان آن طرف اروند، از بلندگوهایشان ترانه پخش می کردند. صدای هلهله صدام، ماشاا... صدام، حلوا حلوا صدامشان بلند بود. شهدا را می دیدیم که آب اجسادشان را آورده و در سیم های خاردار لب اروند گیر کرده بودند.»