به گزارش حیات به نقل از دفاع پرس از آذربایجان شرقی، «بهلول ابراهیمیراد» در سال 1339 در خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند به علت فقر مالی ترک تحصیل کرد. تا شروع خدمت سربازی مشغول کمک به خانواده بود وی علاقه زیادی به بازی فوتبال داشت قلبی رئوف و مهربان و روحی سرشار از عشق به خدا داشت از زمانی که خود را شناخت شروع به فعالیّت کرد با رفتن به مسجد و آشنا شدن با دوستان خوب و مذهبی توانست اطلاعات زیادی را کسب کند، در اکثر راهپیماییها و تظاهرات علیه شاه شرکت میکرد خدمت مقدس سربازی را در اوایل جنگ در مناطق عملیاتی ایلام و غرب سپری کرد بعد از اتمام خدمت سربازی در سال 1361 به استخدام پالایشگاه تبریز در آمد و در واحد حراست مشغول به کار شد.
او جنگیدن در میدانهای نبرد و صحنههای عشق و ایثار را بر هرکاری ترجیح داده، با کاروان عشق و ایثار راهی جبهههای حق علیه باطل شد بعد از سه ماه حضور در جبهه به دیدار پدر و مادر بازگشت چند روزی گذشت طاقت دوری از سالکان فیسبیلالله را نداشت دوباره پای در عرصه جبهههای نبرد گذاشت و مردانه تا پای جان در راه اسلام و انقلاب ایستاد و تن خاکیاش را تا آرام گرفتن در کنار یار آرام نگذاشت تا اینکه در 25 بهمن ماه سال 64 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو، بر اثر اصابت ترکش خمپاره جان به جان آفرین تسلیم کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
قسمتی از وصیتنامه شهید:
من راهی را که انتخاب کردم و پا به جبهه حق علیه باطل نهادم با عقلی سالم و با شناخت آگاهانه برگزیدم و برای خود وظیفه شرعی دانستم که از اسلام دفاع کنم. چون که ما مسلمان و از امت حضرت محمد (ص) هستیم باید حسینوار وارد میدان شد و حسینوار جنگید و حسینوار شهید شد که اگر غفلت کنیم پیش شهداء مسئول خواهیم بود.
برادران بزرگوارم از شما میخواهم که با همدیگر رئوف و مهربان باشید و وحدت را در میان خود حفظ کنید و از هر گونه غیبت و تهمت دوری کنید که غیبت بزرگترین گناه است و کاری را که میکنید همیشه خدا در نظرتان باشد.
او جنگیدن در میدانهای نبرد و صحنههای عشق و ایثار را بر هرکاری ترجیح داده، با کاروان عشق و ایثار راهی جبهههای حق علیه باطل شد بعد از سه ماه حضور در جبهه به دیدار پدر و مادر بازگشت چند روزی گذشت طاقت دوری از سالکان فیسبیلالله را نداشت دوباره پای در عرصه جبهههای نبرد گذاشت و مردانه تا پای جان در راه اسلام و انقلاب ایستاد و تن خاکیاش را تا آرام گرفتن در کنار یار آرام نگذاشت تا اینکه در 25 بهمن ماه سال 64 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو، بر اثر اصابت ترکش خمپاره جان به جان آفرین تسلیم کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
قسمتی از وصیتنامه شهید:
من راهی را که انتخاب کردم و پا به جبهه حق علیه باطل نهادم با عقلی سالم و با شناخت آگاهانه برگزیدم و برای خود وظیفه شرعی دانستم که از اسلام دفاع کنم. چون که ما مسلمان و از امت حضرت محمد (ص) هستیم باید حسینوار وارد میدان شد و حسینوار جنگید و حسینوار شهید شد که اگر غفلت کنیم پیش شهداء مسئول خواهیم بود.
برادران بزرگوارم از شما میخواهم که با همدیگر رئوف و مهربان باشید و وحدت را در میان خود حفظ کنید و از هر گونه غیبت و تهمت دوری کنید که غیبت بزرگترین گناه است و کاری را که میکنید همیشه خدا در نظرتان باشد.