جناب صالحی اگر موافق باشید ابتدا از شهدای عزیزتان در واقعه تلخ حله بگویید.
ما در آن حادثه ۵ نفر از عزیزان مان را ازدست دادیم .پدر، مادر، خواهر، عمو و زن عمو.
آنها مسافران یک سفر بزرگ معنوی بودند و جانشان را در راه زیارت اباعبدا... (ع) ازدست دادند از روحیات و خصوصیات معنوی شان بگویید.
آنها به معنای واقعی شیفتگان اهل بیت (ع) بودند و چند سالی بود که زیارت اربعین شان ترک نمی شد. خواهرم دختری متقی و با ایمان بود. هر چقدر از خوبی ها و مهربانی اش بگویم کم است. فردی بود که در خانه ما دائم نماز شبش برپا بود. در چند سال اخیر به طور متوالی همراه پدر و مادرم به پابوس امام حسین(ع) می رفت. روز آخری که داشت می رفت گفت آقا جواد، همان طور که در طول این سال ها موکب داری را رها نکردی باز هم ادامه بده حتی اگر در حد رساندن قطره ای آب به زائران آقا خدمت کنی.
در مورد پدر، خاطره ای که فراموشم نمی شود، آخرین دیدار او با مادربزرگم بود. مادر بزرگم مریض احوال بود. در جریان آخرین دیدار، پدر گفت نمی توانم از مادر بزرگ دل بکنم چون می ترسم از زیارت برگشتم مادر از دنیا برود، اما تقدیر این بود که پدر زودتر از مادر بزرگ از دنیا برود .
پدرم جانباز دفاع مقدس بود. ۱۷ ترکش در بدنش داشت. حدود ۲۰ ماه در جبهه خدمت کرده بود یک رزمنده واقعاً بی ادعا بود .
پدر ۱۰ فرزند دارد. هفت خواهر و ۳ بردار هستیم. او با کارگری و بنایی و زحمت بسیار، بچه ها را به مراتب بالای تحصیلی رساند. ما سه برادر تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان رساندیم. در کنار زحمات پدر، مادرمان نیز برای تربیت و موفقیت بچه ها از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
پدر پای ثابت زیارت عتبات بود و در طول سال چند بار به پابوس امام حسین (ع) می رفت. صندوقی در محل برای کمک به افراد بی بضاعت ایجاد کرده بود که بعد از شهادت ایشان مسئولیتش بر عهده حقیر است.
به روز واقعه بپردازیم برای روشن شدن ذهن مخاطبان نشریه، قدری از کم و کیف این حمله تروریستی بگویید.
در روز واقعه حدود ۱۰۰ اتوبوس از عراق به سمت حله می آمد اما داعشی ها و تکفیری ها اتوبوس زائران ایرانی را زیر نظر داشتند و می دانستند. من با راننده سایر اتوبوس ها صحبت کردم. روایت همه آنها که برای سوخت گیری در حال حرکت به سمت پمپ بنزین محل فاجعه بودند، یکسان بود. آنها بالاتفاق می گفتند، قدرت انفجار به اندازه ای بود که وقتی رسیدیم همه چیز با خاک یکسان شده بود
بعد از حدود۳ سال که از این حادثه می گذرد برای شما مشخص شده است که چه عواملی پشت این جنایت بودند؟
ما اخبار و اطلاعات مربوط به واقعه را دائم ردیابی می کردیم. اینجا در اهواز یک شبکه عراقی را تماشا می کردم که یکباره اعلام کرد؛ مسببین انفجار پمپ بنزین شهر حله که منجر به شهادت زوار ایرانی شد، دستگیر شدند.
تروریست ها ۶ نفر بودند که هر شش نفرشان به دام افتاده بودند.
به نظر من 9۰ درصد گروهک های تکفیری و تروریستی از سوی امارات و عربستان سعودی تغذیه می شوند. آنها اغلب جوانان درمانده و جاهل را جذب می کنند و با شست و شوی مغزی وارد این بازی های مرگبار می کنند وگرنه با محاسبات عقلی سازگار نیست که یک جوان هم خودش را قربانی کند و هم باعث یک فاجعه دلخراش شود. تصور صحنه های جنایتی که این افراد می آفرینند برای شما آسان نیست وقتی اجساد و پیکر سوخته عزیزان تان را داخل یک پلاستیک تحویل تان می دهند چقدر دردناک است.
حمله به جمعیت عزاداران حسینی چند سالی است که در کشورهای اسلامی منطقه رایج شده است چرا آنها این سیاست را پیش گرفته اند؟
به هر حال آئین های عزاداری شیعیان یک نمایش قدرت است. بویژه پیاده روی اربعین در صحنه منطقه به حرکتی نمادین تبدیل شده که هر سال بر گستره آن افزوده می شود و تحمل این قدرت نمایی برای آنها سخت است بویژه اگر این آیین های مذهبی به یک الگو در رساندن پیام وفاداری مسلمانان به دین و پیشوایان شان تبدیل شود. من خودم در دو مسیر شلمچه و چزابه موکب دار هستم. دریافت عینی از عمق عشق و ایمان زائران دارم.
شمار زائران حاضر در آیین اربعین از ایران فراتر رفته است و مسافران زیادی از کشورهای مختلف، هند، ترکیه، ازبکستان، پاکستان، روسیه، افغانستان و ... به این موج مردمی می پیوندند.
می دانم در این روزها که شور اربعین در میان شیفتگان اهل بیت (ع) دمیده شده است. خاطرات شهادت عزیزان تان دوباره برای شما زنده شده است. رشته ای از این خاطرات را برای ما بازگو کنید.
روز پنج شنبه ساعت ۲ بعد از ظهر بود که با پدر تماس گرفتم تا جویای احوالشان شوم. آنها نزدیک بابل عراق بودند می خواستم با خودرو در شلمچه به استقبال شان بروم اما پدر راضی نشد.
ساعت 14:30 دقیقه بود که از تلویزیون عراق خبر انفجار در پمپ بنزین حله را اعلام کرد. بلافاصله با پدر تماس گرفتم. اما در دسترس نبود همینطور تلفن خواهر، عمو و عمه هم خاموش بود. دلشوره عجیبی گرفته بودم.
کمی گذشت به بچه ها گفتم پدر و مادر شهید شدند، آن روز همسرم گفت این حرف را نزن انشاء ا... سلامت هستند اما نمی دانم چرا بی اختیار به زبانم آمد گفتم انا لله و انا الیه راجعون.
حدوداً سه روز بعد مشخص شد که پدر، مادر و خواهرم در اتوبوس بودند و پیکر سوخته شان را تحویل ما دادند اما هویت عمه ام بعد از ۱۰ ماه و آزمایشات دی ان ای مشخص شد چون پیکرش کاملاً متلاشی شده بود .
شما که تجربه چنین اتفاق تکان دهنده ای را دارید برای پیشگیری از تکرار این نوع حملات پیشنهاد خاصی هم دارید؟
بدون شک آنها که از اربعین و آیین های باشکوه شیعیان وحشت دارند همچنان به دشمنی هایشان ادامه خواهند داد. این نوع تهدیدات نباید باعث اخلال در برپا داشتن سنت های باشکوه مذهبی ما شود اما در عین حال به افرادی که تحت تأثیر تبلیغات سوء شبکه های خبری وهابیت هستند نیز باید پیام صلح و همزیستی مان را نیز ابلاغ کنیم. وظیفه مهم تری هم بر عهده مسئولان امنیتی عراق و کشور میزبان است که با مشارکت ایران و سایر کشور می بایست خاطر زائران را از بابت امنیت این مراسم های بزرگ آسوده کنند.
اگر سخنی خطاب به اهل رسانه، مسئولان و مردم ایران دارید بیان کنید.
تنها تقاضای من از خبرنگاران و شبکه های خبری این است که نگذارند شهدای مظلوم حله که به فجیع ترین شکل آماج حمله تکفیری ها قرار گرفتند، فراموش شوند. من این نگرانی را دارم که گذشت زمان باعث شود غبار فراموشی بر ذهن ها بنشیند و به طور خاص از مسئولان امور تقاضا دارم با سرکشی و رسیدگی به خانواده های این عزیزان باعث التیام آلام آنها شوند.