از سوی دیگر، این روزها یادآور حمله تروریست های جاهل به یکی از شخصیت های محبوب خطه آذربایجان، محمد قاضی طباطبایی است که نام او به عنوان اولین شهید محراب در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت شده است.
وزیر آزاده ای که بعد از 11 سال خبر شهادتش رسید.
زندگی و شهادت محمد جواد تندگویان وزیر محبوب و فروتن کابینه شهید رجایی سرشار از شگفتی است. وزیری که روی سنگ مزارش تاریخ شهادتش درج نشده است. 11 سال بعد از اسارت پیکر مومیایی شده اش از عراق به ایران منتقل شده و در قطعه 72 بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. همقطارانش می گویند؛ ظاهر و باطنش یکی بود. برای پیشبرد امور جبهه و پشت جبهه سر از پا نمی شناخت.ساده زیستی اش ریشه در تربیت خانودگی اش داشت برای همکارانش الگوی اخلاق و خدمت صادقانه بود.
شهید «محمدجواد تندگویان» فقط مدت کوتاهی مسئولیت وزارت نفت را به عهده داشت، پدرش از هواداران «آیتالله کاشانی» (روحانی مبارز) مشهور بود. در کنار پدر و پدربزرگش در جلسههایی که بعد از هیأت به گونهای خصوصی برگزار میشد، شرکت داشت و با مبارزه مکتبی آشنا شد و تا آخرین لحظههای حیات پرافتخارش معنویت و مسجد را ترک نکرد.
مهندس تندگویان، با وجود اینکه امتیاز لازم را، برای اعزام به خارج، به عنوان سهمیه بانک ملی به دست آورده بود، اما به دلیل تعلقات مذهبی اش کنار گذاشته می شود وی در سال ۱۳۵۴ به تحصیل در دانشکده نفت آبادان مشغول شد و فعالیتهای اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشکده دنبال کرد. با همین سوابق پس از انقلاب، از سوی شهید «رجایی» به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شد. ۴۰ روز بعد، شهید تندگویان که به قصد تشویق و تقدیر کارکنان شجاع تأسیسات نفتی از یک راه فرعی عازم آبادان بود، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفت و به اسارت درآمد.
برخی اسیران، شهادت دادهاند که محمدجواد تندگویان تا مدتها زنده بود و حتی از شکست حصر آبادان (مهر ۱۳۶۰) و آزادسازی خرمشهر (خرداد ۱۳۶۱) آگاهی یافت، اما از چگونگی وضعیت اسارت و نحوه شهادت او در اردوگاههای عراق اطلاعات دقیقی به دست نیامد. سرانجام پس از پایان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و تبادل اسیران و شهیدان میان دو طرف، پیکر محمدجواد تندگویان که بر اثر شکنجه به شهادت رسیده بود، به کشور بازگردانده و در آذر سال ۱۳۷۰ به خاک سپرده شد.
روح سلحشوری ایرانی در اندیشه یک نوجوان
محمد حسین فهمیده، فرزند محمد تقی در سال ۱۳۴۶ در خانوادهای مذهبی در محله پامنار شهر قم چشم به جهان گشود. وی دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین، شهید شد، با صفا و صمیمیت و در زیر سایه محبت و توجه پدر و مادری مهربان، سپری کرد.
محمد حسین در سال 1352، به مدرسه رفت و کلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. سال پنجم ابتدایی و اول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه در این شهر گذراند.
در همین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، به خیل بچه های حاضر در صحنه تظاهرات پیوست. آن گونه که خانواده اش توصیف کرده اند محمد حسین از ابتدا وی شیفته و عاشق امام (ره) بوده است بارها این جمله از زبان او شنیده شده که گفته است که من فدایی امام هستم و هر چه او بگوید انجام خواهم داد. در خاطرات خانواده این شهید نوجوان آمده است: هنگام ورود امام (ره) به ایران به دلیل مصدوم بودن، موفق به زیارت امام نشد، اما پس از بهبودی در اولین فرصت به شهر مقدس قم رفت و موفق به دیدار شد.
این دانش آموز رزمنده بسیجی، با همین ایمان و بینش عمیق در جنگ با دشمن پیش قدم شد و با حرکت حماسی خود در برابر دشمن بعثی تصویری جدید از روح سلحشوری ایرانی ها به جهان نشان داد و سرمشق شجاعت، فداکاری و مقاومت شد
امام راحل از این نوجوان 13 ساله به عنوان رهبر یاد کردند و بدین گونه نام و یاد او، منشأ حرکت بسیاری از نوجوانان و جوانان در کوران جنگ تحمیلی شد.
یکی از قهرمامان مبارز در آذربایجان
شهید قاضی طباطبایی نامش در میان روحانیون و چهره های تاریخی خطه آذربایجان ثبت شده است. وی از مبارزین پیش از انقلاب و از طرفداران سرسخت امام خمینی (ره) بود که رژیم پهلوی چند بار وی را به شهرهای مختلف تبعید کرد. به همین دلیل بعد از انقلاب، امام وی را به عنوان نماینده خود در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کرد.
اولین بار در جریان طرح لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی او به اتفاق علمای تبریز، اعلامیههایی را در اعتراض علیه رژیم صادر کرد.
از دیگر وقایع به یاد ماندنی که شهید قاضی از آن در جهت پیش برد اهداف انقلاب بهره برد، واقعه مدرسه طالبیه تبریز بود. ماجرا از این قرار بود که که اعلامیه امام در مدرسه طالبیه روی دیوار نصب شد که مأموران شهربانی وقتی خواستند اعلامیه را پاره کنند، با مقاومت طلاب مدرسه مواجه شدند و این درگیری به بازار کشیده شد و با شورش مردمی که از مسجد مقبره بیرون آمده بودند، محاصره نیروهای شهربانی شکسته شد. در پی این حادثه بود که آیت الله قاضی اعلامیهای صادر کرده و فردای آن روز آن اعلامیه را با خط سرخ در تمام شهر منتشر کردند به دلیل همین فعالیتهای انقلابی و افشاگری در مورد ماهیت رژیم پهلوی، قاضی طباطبایی در سال ۱۳۴۷ به شهرستان بافت کرمان و سپس به زنجان تبعید شد.
ارتباط و هدایت دانشجویان در راستای مبارزه با رژیم یکی دیگر از فعالیت های درخشان این چهره روحانی آذربایجان بود که نقطه اوج آن را در قیام مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ دیدیم قیامی که در واکنش به درج مقاله ای در روزنامه اطلاعات اتفاق افتاد موج این حرکت در تبریز با رهبری آیت الله قاضی انعکاس یافت و خود را در قدرت خود را سرانجام در قیام ۲۹ بهمن تبریز نشان داد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، طی حکمی از سوی امام در سال ۱۳۵۸ به عنوان امام جمعه و نماینده امام در تبریز منصوب شد. وی سعی کرد در راستای ایجاد امنیت و ثبات در تبریز عمل کند به عنوان مثال در اواخر خرداد ۵۸ تعدادی از همافران دست به تحصن زدند و خواستههایی را مطرح کرده بودند که با تلاشهای وی، دست از تحصن برداشتند
قاضی طباطبایی در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ش مصادف با عید قربان، بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل، توسط یکی از اعضاء گروهک فرقان در خیابان مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.