شهید ابوالقاسم شرفیان، فرزند اسد الله در سوم شهریور ماه 1339، در روستای زاهدان از توابع شهرستان فسا به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا کلاس پنجم ابتدایی در زادگاه خود سپری نمود و سپس برای ادامه تحصیل، راهی مسجد سلیمان گردید. وی تحصیلات خود را در آن شهر ادامه داد و پس از اخذ دیپلم، به استخدام ارتش در آمد.
ابوالقاسم به منظور عمل به سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ازدواج نمود که حاصل ازدواجش 1 پسر و 2 دختر می باشد. وی فردی بسیار خوش اخلاق، مؤمن و مردم دار بود و نسبت به انقلاب و جریانات انقلاب، احساس مسئولیت می نمود و فعالیت های چشمگیری انجام می داد و همیشه در مساجد و پایگاه و مجالس مذهبی شرکت داشت.
وی در انجام واجبات و مستحبات دینی بسیار کوشا بود و بر حسب وظیفه کاری و عقیده وافر خود به ارزش های اسلامی و انسانی، عازم جبهه های حق علیه باطل گردید و خالصانه و صادقانه خدمت نمود.
شهید ابوالقاسم شرفیان سرانجام در تاریخ 1363/04/05 در منطقه کوشک به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای زاهدان به خاک سپرده شد.
متن وصیتنامهای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه میخوانید:
«بسم الله الرحمن الرحیم
و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون
و آن کس را که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید بلکه او زنده ابدی است ولیکن همه شما این حقیقت را نخواهید یافت. (سوره بقره)
در اول وصیتنامهام پیامى دارم به پدر، مادرم، خواهران و برادران:
اى پدر و مادر! بنده که به جبهه مىروم شما ناراحت نباشید که هرچه خدا بخواهد مىشود و دعا کنید که انشاءالله اسلام به پیروزى نهایى برسد و اگر در این راه براى بنده مسئلهاى پیش آید رضاى خدا در آن است و شما اى پدر! همیشه مىگویید هر چه خدا بخواهد همان مىشود و اگر خداوند شهادت را نصیب این بنده حقیر نمود، شما تحمل کنید که خداوند به شما اجر مىدهد و اى مادر! تو هم باید صبر کنى، همچنین شما برادرانم و خواهرانم؛ و اى پدر! خود مىدانى که حق برگردن من زیاد دارى و باید از صمیم قلب، مرا را حلال کنی.
پدر جان! بنده وصیت مالى ندارم جز همین ماشین که خودت مىدانى هر چه دلت خواست بکن و قیم زن و فرزندان من شما هستید و همسر و فرزندانم نزد خودتان باشند و به خوبی از بچههاى من سرپرستى کنید و چنانچه همسرم خواست ازدواج کند مزاحم او نشوید، چون جوان است و گناه دارد و شما تا آن زمان از او سرپرستى کن.
این وصیتنامه هم که مىنویسم براى این است که هر مسلمانى باید در زندگى وصیت خود را بکند و بعد از آن اگر خدا بر من منت گذاشت که در راه خودش به شهادت برسم، افتخارى است که نسبت به خود و خانوادهام شده است که در این باره خداوند مىفرماید من عاشق هر کسى بشوم او را نزد خود میبرم.
خداوندا! سایه امام را بر سر ما ملت ایران و همه مسلمانان مستدام بدار.
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدى، خمینى را نگهدار
والسلام علیکم
۱۳۶۳/۱/۶»