کد خبر 139712
۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۸

گفت و گو با محمد رحیمی برادر شهید و کارآفرین اقتصادی:

کارآفرینی سکوی ما برای رسیدن به ایران اسلامی پیشرفته است

کارآفرینی سکوی ما برای رسیدن به ایران اسلامی پیشرفته است

در روزی که رسانه های ایران با خبر و تصویر لبخند قهرمانی جانبازان رقابت های ورزشی رنگین شده است، نشانی یک عضو از خانواده معظم ایثارگران کارآفرین دست ما می رسد. کسی که دوران بعد از تحصیل در دانشگاه به ایجاد یک کارگاه صنعتی در شهر شاهرود مبادرت کرده است. محمد رحیمی برادر شهید نام آشنای خطه استان سمنان، رمضان علی رحیمی، اکنون در جایگاه مدیریت کارگاه صنعت چوب نشسته است. رحیمی در این حرفه اش همان آرمان ها را در سر دارد که برادر شهیدش دنبال می کرد یعنی آرزوی ایران آباد و سرشار از صلح و آرامش. گفت و گوی ما با این کارآفرین شما را با زوایای جدیدی از تجربه ایثارگران در صحنه های اقتصادی آشنا می کند.

جناب رحیمی تحصیلات و تخصص تان چیست و از چه زمانی به فکر فعالیت در عرصه اقتصاد افتادید؟

بنده دارای مدرک کارشناسی در رشته مدیریت هستم. تحصیلاتم را در دانشگاه دولتی به اتمام رساندم. پس از اتمام دوره تحصیلی در دانشگاه علوم پزشکی مشغول به کار شدم اما برحسب نیازی که در صحنه اقتصادی احساس می کردم و نیز آمادگی و توانایی که در خود می دیدم، رشته فعالیتی را در حوزه صنعت چوب دنبال کردم هم اکنون نیز مدیریت کارگاه تولیدی و خدماتی صنایع چوب در این استان را عهده دار هستم.

کارگاه و مجموعه صنعتی شما الان چه محصولاتی را تولید می کند و چه خدماتی را ارائه می کند؟

در حال حاضر صنعت چوب از زمره رشته هایی است که بسیار گسترش و تنوع پیدا کرده است. همه ما در منزل و محل کار خود با این لوازم سر و کار داریم. استفاده از تکنولوژی و ابزارهای مدرن نیز باعث شده است که این صنعت هر سال دچار تحول چشمگیر در عرضه محصولات جدید شود.

خوشبختانه در ایران اقبال و توجه زیادی به این رشته نشان داده می شود. لابد اطلاع دارید که ایرانی ها در این عرصه از گذشته مدعی بودند و صنعتگران ما در سالیان متمادی آثار هنرمندانه و درخشانی را به یادگار گذاشته اند که بخشی از آنها اکنون جزو میراث فرهنگی و هنری جهانی شده ما هستند. ما هم با همین نگاه سعی می کنیم در توسعه و پیشرفت این صنعت گام برداریم.

محصولات صنعتی ما شامل بسیاری از رشته ها می شود از ام دی اف تا سی ان سی. چوبِ حاصل از کارگاه های ما در ساخت لوازم اداری، لوازم منزل از جمله مبلمان و انواع میز و صندلی ها بکار می رود.

از تجربه تان در این مسیر یعنی ایجاد کارگاه و راه اندازی یک صنعت بومی بگویید؟

فکر می کنم اگر امروز موفقیتی عاید من و همکارانم شده است در سایه دو چیز بوده است: اول تلاش و پشتکار فراوان در رسیدن به هدف و دوم برنامه ریزی. شما با هر صنعتگری گفت وگو کنید به این نکته پی می برید که این حرفه سخت نیازمند تلاش و انرژی زیاد است ضمن این که نباید مشکلات و موانع موجود در مسیر فعالیت شما را دلسرد کند. از طرفی کار در حوزه صنعت اکنون جنبه کاملاً علمی و تخصصی پیدا کرده است به طور مثال در گذشته کارهایی مثل نجاری حالت سنتی داشت که یک استاد و دو سه شاگرد در محیطی نه چندان بزرگ آن را انجام می دادند اما امروز اگر بخواهید در این عرصه وارد شوید باید دانش و مهارت بالایی را کسب کنید و برای رقابت در بازار می بایست از کارگران ماهر و نیروهای صاحب فن در زمینه های مختلف بهره بگیرید.

آیا شما افرادی را به عنوان راهنما، پشتیبان یا مشوق در این مسیر داشته اید؟

بدون اغراق بگویم من همه این موفقیت ها را مدیون پشتیبانی پدر و مادرم هستم آنها چه در دوران تحصیل و چه زمانی که وارد این حرفه شدم از هیچ حمایتی دریغ نکردند. همسرم نیز بزرگترین یاری کننده و مشوق من بوده است. او در همه پیچ و خم هایی که حرفه ما داشته است با صبوری و امید بالا، مانع از این می شد که سختی ها و کمبودهای کار موجب دلسردی من شود لذا سهم بسزایی در پیشرفت فعالیت اقتصادی و حرفه ایم داشته است.

به عنوان یکی از اعضای خانواده بزرگ ایثارگران که در صحنه اقتصادی مطرح هستید این تعلق ارزشی و معنوی در میدان فعالیت چه اثر ملموسی بر نگاه شما داشته است؟

نکته ای که اشاره می کنید درست است هر عضوی از خانواده شهدا در مسئولیت های اجتماعی قرار می گیرد و یا دست به فعالیت در صحنه اقتصادی می زند همیشه مراقب آن است که کارنامه ای مثبت و درخور شأن خانواده شهدا از خود برجای گذارد. همه ما با الهام از درس های شهیدان و ایثارگران عزیز سعی کردیم فعالیت مان کم نقص باشد چیزی که بر دوش همه ما سنگینی می کند همان وصیت شهدا است که خطاب به فرزندان یا برادران و خواهرانشان گفته اند و نوشته اند که سعی کنید برای نسل آینده و جامعه اسلامی یک الگو باشید واقعاً همیشه این وصیت ها بر ذهن ما در حین گرفتن مسئولیت های اجتماعی یا اقتصادی سنگینی می کند. به سهم خویش کوشیدیم که در کاری که اینجا شروع کرده ایم شرمنده آن انسانهای والا نباشیم و به نوعی افرادی لایق یا نوعی الگو برای مردم ارائه کنیم.

آیا شما هم با این مسائل روبرو می شوید که می گویند چون عضو خانواده شهدا هستید لابد از حمایت ویژه در کار اقتصادی تان برخوردارید؟

بله متءسفانه این نگاه های غیرمنصفانه و دور از واقعیت وجود دارد البته بسیاری از اطرافیان از این موفقیت امثال من به عنوان عضو خانواده ایثارگران خرسند هستند اما بعضی دیگر هم نمی دانم از سر حسادت است یا چیز دیگر، ادعا می کنند که ما از یک امتیاز خاص برخوردار بوده ایم. باید برای این افراد هم آرزوی انصاف کنیم و این که در قضاوت هایشان واقعیت ها را کتمان نکنند.

جناب رحیمی اگر یک جوان تحصیلکرده و مستعد برای فعالیت اقتصادی به شما رجوع کند اولین توصیه های شما چه خواهد بود؟

بدون تعارف بگویم که من اول توصیه به درستکاری می کنم و این که اگر به دنبال راه میانبر برای رسیدن به ثروت و سود است بهتر است راه دیگری را پیش بگیرد. من در تجربه فعالیتم به انگیزه و تعیین هدف اعتقاد ویژه دارم این که انسان در نهایت باید مشخص کند که از کسب سود و درآمد چه هدفی را دنبال می کند.

معیار دیگری که در همین کارگاه هم به آن توجه داریم روحیه کاری افراد است و این که یک فرد چه اندازه حاضر است در شرایط سخت عهده دار کار شود پرکاری، سخت کوشی و دلبستگی به کار رمز موفقیت در حرفه ما است.

با این توصیف فکر می کنید چرا همچنان چرخ فعالیت های تولیدی در جامعه ما می لنگد و موانع جدی کجاست؟

با تأسف باید بگویم از نگاه من متأسفانه بزرگ ترین مشکل، ضعف مدیریت هاست. وقتی سخن از مدیریت می زنیم یعنی افرادی که در جایگاههای حساس وظیفه هدایت منابع و جذب و بکارگیری استعداد جوانان را عهده دار هستند، ضعف مدیریت البته چنانکه واقف هستید ابعاد گسترده تری دارد اما همین که نسل جوان تحصیلکرده امروز می گویند هنوز آثار ملموس برنامه ریزی و توجه به سرمایه نیروی انسانی را لمس نمی کنند یک نشانه بارز است.

در آخرین این گفت و گو می خواهیم از حس و حال شما نسبت به شهید عزیزتان بدانیم. از آن روزهای همنشینی با برادر و این روزهای دلتنگی بگویید.

دلبستگی و وابستگی عجیبی بین ما بود و باورکنید هنوز بعد از سالها در بسیاری از جاها خلاء اش را حس می کنم خیلی از وقت ها که دنبال فرد امین و مطمئن برای مشورت می گردم، تصویر او جلوی چشمم نقش می بندد یا روزهایی که از یک موفقیت شادی و خوشحالی به ما روی می آورد آرزو می کنم که او در جمع ما بود این حس را البته همه اعضای خانواده و دوستداران شهید دارند.

من نمی خواهم توصیه بکنم اما دلم می خواهد که قدر و قیمت آن جوانان از سوی افرادی که مسئول هستند و نیز آحاد مردم خوب فهمیده شود واقعاً وصیتنامه های آن پر از آرزوهای خوب و دلنشین برای کشور، مردم و نظام اسلامی است و به چیزی جز آبادانی کشور، اقتدار نظام و صلح و آرامش مردم فکر نمی کردند.

برچسب‌ها