کد خبر 139385
۷ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۰

مشاهدات جانباز نامدار خوزستان از واقعه تروریستی اهواز

مشاهدات جانباز نامدار خوزستان از واقعه تروریستی اهواز

صبحگاه سالروز دفاع مقدس در خطه خوزستان، با یک حادثه تکان دهنده آغاز شد. تیمی از یک گروهک شناخته شده که سالهاست رؤیای تجزیه و جدایی طلبی در سر دارد به جمعیت حاضر در مراسم رژه هجوم آورد. شواهد نشان داد که آنها در پارک مجاور جمعیت کمین کرده بودند و در پوشش لباس مبدل بسیجی نقشه سیاه خود را به اجرا گذاشتند. نتیجه این حمله هلاکت 3 تروریست و بازداشت نفر چهارم بود. اما از آنجا که مهاجمان مردم عادی را به همراه نیروهای نظامی به رگبار بسته بودند، 25 نفر از هموطنان، شهید و نزدیک 70 مجروح شدند. حمله وحشیانه بعد از 45 دقیقه و با مقاومت جوانان برومند خوزستان به پایان رسید. از صحنه های ماندگار و بی نظیر در روز وقوع حادثه، حرکت سربازانی بود که برای نجات کودکان و زنان از تیررس حمله، جانفشانی کردند به گونه ای که تصویر شورانگیز آنها، رسانه ها و افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار داد.

جناب انصاریان درباره لحظه وقوع حادثه بگویید. چگونه این حمله شوم صورت گرفت؟

من و چند نفر از دوستان مان که جانباز بودیم در صف اول با ویلچرهای مان جلو تر از دیگران حرکت می کردیم. بعد از اینکه از مقابل جایگاه رد شدیم باید دور می زدیم و به جایگاه اول خودمان باز می گشتیم .

در میان دوستان مان فقط من جانباز نخاع گردنی بودم و فقط ویلچر من برقی بود. دوستانم به راحتی با یک تک چرخ از پیاده رو گذشتند اما من مجبور شدم کمی جلوتر بروم و از یک مسیر هموار به طرف بچه ها بروم .

پشت جایگاه رسیده بودیم که متوجه ۴ جوان شدم که به طرف مراسم می آمدند. اسلحه به دست داشتند و لباس فرم بسیجی را به تن کرده بودند. پس از چند لحظه صدای تیر اندازی شروع شد. لحظه اول تصور کردیم این تیراندازی ها جزئی از برنامه رژه است. اما اندکی که به افراد مهاجم دقت کردیم، متوجه شدیم آنها جایگاه را هدف قرار داده اند. در این لحظه به دوستانم گفتم این حمله تروریستی است. یکی از جانبازان همراه ما با صدای بلند و با زبان عربی به تروریست ها گفت به این طرف شلیک نکنید. اینجا فقط زن و بچه جمع شده اند. با صدای دوست مان یکی از ۴ نفر توجه اش به ما جلب شد و ما را به رگبار بست. در همان لحظه های اول حمله، ۳ نفر از دوستانم درجا شهید شدند. در این هنگام سربازان رژه، به یاری ما شتافتند. من به هر زحمتی که بود، خود را به سمت پارک کنار جایگاه کشاندم و بچه های لباس شخصی که حفاظت مراسم را برعهده داشتند در این لحظه با تروریستها درگیر شدند.

راجع به جزئیات درگیری ها توضیح دهید، چه مقدار طول کشید و تروریستها چگونه مردم حاضر در صحنه را قتل عام کردند؟

درگیری حدود ۴۵ دقیقه طول کشید. من همان لحظه های اول خود را آماده شهادت کردم، چون هیچ ابزار دفاعی نداشتم. گلوله ها از کنار گوشم می گذشتند و صدای برخوردشان را به درخت های پارک می شنیدم بچه حفاظت مراسم روی زمین دراز کشیده بودند و بی وقفه شلیک می کردند. آنها انصافاً بسیار شجاعانه مقاومت کردند و جنگ بی امان شان با تروریستها غرورانگیز بود.

اما حجم تلفات شهروندان غیر نظامی بسیار بالا بود. صحنه های پیکرهای خونین زن و بچه و جوانانی که روی زمین افتاده بودند، شهدا و مجروحان حادثه بسیار دردناک بود.

همسرم که در این فضای ترسناک حاضر بود از کشته شدن یک بچه ۳ ساله جلوی چشمانش به شدت متأثر شده بود .در صحنه دیگر یک کودک ۵ ساله گلوله به پایش اصابت کرده بود و همسرم با چفیه یکی از سربازان پای کودک مجروح را بسته بود تا دچار خونریزی بیشتر نشود. دخترم نیز که در مراسم حاضر بود هنوز در شوک حادثه است و بعد از گذشت چند روز از حادثه هنوز هم اشک می ریزد.

جناب انصاریان شما که تجربه میادین جنگ و درگیری را دارید، فکر می کنید تروریست ها از چه شگرد هایی برای اجرا نقشه خود استفاده کرده بودند؟

تروریست ها با یک نقشه حساب شده و کامل جلو آمده بودند. آنها از تمام برنامه های شروع هفته دفاع مقدس و جزئیات مراسم رژه اطلاع داشتند. آنها در پوشش بچه های حفاظت مراسم حاضر شدند. یونیفرم شان طوری بود که هیچ کس شک نمی کرد. لباس آنها همرنگ بسیجی هایی بود که در میان خانواده ها بودند و وظیفه ی کنترل نظم را برعهده داشتند. لذا زمانی به سمت جمعیت هجوم آوردند هیچ کس به آنها شک نکرد. آنچه ما دیدیم تیم 4 نفری مهاجمان بود و ای بسا درون پارک افراد دیگری نیز آنها را پشتیبانی می کردند.

نکته مهم، ماهیت حمله آنها بود که در نهایت بی رحمی و شقاوت، شهروندان عادی را به گلوله و آتش بستند. برای آنها تفاوت نمی کرد چه کسی قربانی حمله شان می شود: زن، بچه، پیر و جوان، همه را از پای در آوردند.

جناب انصاریان یکی از ادعاهای عجیب که در روز وقوع حادثه در رسانه های ضد ایرانی مطرح شد این بود که اکثر قربانیان نظامی بودند، در خصوص این ادعا چه نظری دارید؟

چنان که اشاره کردم من همراه جانبازان عزیز مان که اکنون به شهدا پیوسته اند حمله آنها را از نزدیک دیدیم. آنها مثل تک تیرانداز اهداف خود را به گزینشی انتخاب نمی کردند بلکه با حالت رگباری کل جمعیت را هدف گرفتند. همسرم نیز که در گوشه دیگر جایگاه درگیر حادثه بود می گفت سه ردیف اولی که خانواده ها نشسته بودند همه روی زمین افتادند. خوشبختانه اسناد و تصاویری هم که منتشر شد به روشنی می گوید که چه اولین قربانیان این حمله وحشیانه مردم عادی بودند.

از توصیف شما بر می آید که حمله آنها شباهت زیادی به عملیات های مرگبار داعش و تکفیری ها داشته است؟

درست است، نکته مهم در این باره کمربند انفجاری مهاجمان بود. درگیری که تمام شد با چند نفر بچه های مسلح خودمان بالای سر تروریست ها رفتیم. به بچه ها گفتم موقع جابجایی مراقب نارنجک یا وسایل انفجاری شان باشید. وقتی لباس تروریست ها را کنار زدند دیدیم بله همه شان کمربند انتحاری داشتند و قصد شان این بوده که نزدیک جایگاه خود را منفجر کنند.

اتفاقات زیبایی در صحنه هولناک حادثه تروریستی رخ داد مثل فداکاری سربازان برای نجات کودکان و زنان درباره از این بخش وقایع بگویید؟

بله واقعاً آن روز همه ما شاهد یکی از صحنه های بزرگ و خاطره انگیز ازجان گذشتگی جوانان بودیم. در حالی که در چنین شرایط وخیمی شما از سربازان انتظار ندارید که در صحنه بمانند اما دیدیم که آنها با تمام وجود در حالی که اسلحه شان خالی بود، ماندند و راه تروریستها را سد کردند و زن و بچه های بی پناه را به جاهای امن بردند. من با چشم خود رفتارهایی از سربازان مان دیدم که در صحنه های تاریخ دفاع مقدس سراغ داشتم.

این سوال برای بسیاری از افکار عمومی مطرح شده که چرا آنها از میان این همه، مراسم دفاع مقدس که روز شنبه در نقاط مختلف ایران برگزار شد، چرا اهواز را برای حمله تروریستی انتخاب کردند. برای مخالفان نظام و ایران اسلامی این شهر و منطقه چه اهمیتی دارد؟

موقعیت کلیدی خوزستان و شهر ما برای همه شناخته شده است، ضمناً به دلیل این که خوزستان خاستگاه اصلی جنگ و خط مقدم مقاومت در برابر اشغالگران بعثی بود در سالروز جنگ اهمیت خاصی پیدا می کند. برای رزمندگان و ایثارگرانی که هشت سال تمام برای حفظ این آب و خاک جنگیدند و خون دادند. هفته دفاع مقدس حال و هوای متفاوتی دارد، بنابراین مراسم 31 شهریور در اینجا یک برنامه عادی نیست و هر سال با تجدید خاطرات بزرگ آن سالها و با حضور گسترده مردم شهید پرور برپا می شود. یک موضوع دیگر نیز باعث شده بود حساسیت مراسم امسال دوچندان شود، شایعه شده بود که رئیس جمهور در مراسم اهواز حاضر خواهند شد.

از گروه تجزیه طلب که مدعی شده حمله تروریستی شنبه را انجام داده یعنی الاحوازیه چه شناختی دارید؟

در جریان جزئیات برنامه و فعالیت آنها نیستم اما به طور کلی خبر دارم که هواداران معدود این گروهک، در اهواز، در یک منطقه که پاتوق این دست جریان های خلافکار شده است، سکونت دارند. آنها گرایش شدید به وهابیت دارند. متأسفانه مثل بسیاری از جریان های جدایی طلب آنها نیز از میان جوانان ساده و بیکار یارگیری کرده اند و همواره شعار و وعده رفاه اقتصادی و سیاسی می دهند. روز وقوع فاجعه، من چهره­ی شان را از نزدیک دیدم. نهایت سن شان ۲۰ تا ۲۲ بود. این واقعیت نشان می دهد که آنها با شستشوی مغزی و در حالی که شناخت و تحلیلی از اوضاع جامعه ندارند جذب شده اند.

در حال حاضر تروریست ها و ایجاد کنندگان آشوب در استان جنوبی ایران از سوی چه دولت هایی حمایت می شوند؟

من با صراحت و یقین می گویم از طرف کشور سعودی حمایت می شوند. سعودی ها همان تفکری را دنبال می کنند که رژیم بعث عراق در دهه ۶۰ پیگیری کرد و سرانجام نیز رویایشان بر باد رفت. زیرا جوانان ایرانی با چنگ و دندان از خاک سرزمین شان دفاع کردند. الان نیز آنها سخت در اشتباه هستند و به درس های تاریخ گوش نمی دهند. خیال باطل شان این است که مردم با چند گلوله و ترقه از انقلاب و آرمان دینی و میهنی شان دست خواهند کشید.

به عنوان شهروند بومی خوزستان آیا در سال های اخیر نشانه و علائمی از فعالیت شبکه تکفیری ها سراغ دارید؟

خاطرم هست که آنها از چند سال پیش در پی سرمایه گذاری و جذب جوانان بودند. آن روزها در یکی از مناطق اهواز، مسجدی با سرمایه گذاری طیف سعودیها و وهابیون ساخته شد اما بچه های انقلاب اجازه حضور و تجمع در این مکان های مشکوک را به همین گروه الاحوازیه ندادند.

مردم خوزستان درباره این قبیل گروه هایی که دست به شورش مسلحانه می زنند، چه نظری دارند؟

مردم اهواز مقابل این قبیل جریان ها هوشیار هستند تا به امروز هم اجازه عرض اندام و حضور در صحنه را به آنها نداده اند. خطه خوزستان آزمون خود را در برابر بزرگترین و مجهزترین دشمنان این کشور و ملت داده است و نیاز نیست یک گروهک آنها را دوباره بیازماید.

برای جلوگیری از این قبیل حملات و تهدیدات امنیتی در منطقه ای مثل خوزستان چه باید کرد؟

می خواهم در این گفت و گو بر هوشیاری مسئولان و مردم در قبال جذب و سربازگیری این دست گروههای تکفیری و تروریستی از جوانان بیکار تأکید کنم. برای مواجهه با این قبیل جریان ها به نظرم توجه و رسیدگی به شهرهای مرزی یک ضرورت است. چنان که واقف هستید مرزهای ما اعم از مرزهای آبی یا خاکی یا استان های شرق یا جنوب و غرب کشور بسیار خطرخیز هستند. بنابراین دستگاهها و مدیران در سطوح مختلف می بایست جوانان بومی و ساکن در مناطق مرزی را به طور جدی تحت حمایت قرار دهد. اگر مشکلات ناشی از بیکاری یا رکود در این مناطق کنترل یا رفع شود آن وقت خواهیم دید که مردم از خود و منطقه محافظت می کنند.

درس های این اتفاق برای مسئولان تصمیم گیر یا اهل رسانه چه بود. فکر می کنید چه کارهایی برای جلوگیری از تکرار این حوادث خونین و تلخ باید انجام داد؟

به نظرم بعد از این حادثه برای حفظ و تثبیت امنیت، باید حرکت جدی تری انجام شود. به هر حال واقعیت تلخ این است که این تروریستها از غفلت ما استفاده می کنند. نکته قابل تأمل این است که این حادثه، به ظاهر کار ۴ جوانک بود اما تروریست ها عقبه های دیگری دارند.

برچسب‌ها