کد خبر 139328
۲ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۰

ناخدا هوشنگ صمدی در گفت و گو با حیات:

بنی صدر توجهی به گزارشات ارتش در مورد تحرکات مشکوک مرزی صدام نداشت

بنی صدر توجهی به گزارشات ارتش در مورد تحرکات مشکوک مرزی صدام نداشت

حیات: در بخش دوم گفت و گوی پایگاه خبری حیات، ناخدا هوشنگ صمدی، فرمانده تکاوران نیروی دریایی ارتش در مورد تحرکات مشکوک عراق قبل از اغاز رسمی جنگ سخن گفت که از نظر شما می گذرد:

قسمت دوم گفت و گوی پایگاه خبری حیات با ناخدا هوشنگ صمدی، فرمانده تکاوران نیروی دریایی ارتش در آغاز جنگ تحمیلی در باره تحرکات مشکوک عراق قبل از اغاز جنگ :

جابجایی های صورت گرفته در ارتش

31 شهریور که جنگ آغاز شد، من به عنوان فرمانده تکاوران با گردان خود از بوشهر حرکت کردم و به خرمشهر رفتم و صبح یکم مهر سال 1359 دستور ورود ما به خرمشهر صادر شد و من به عنوان فرمانده عملیات به ستاد عملیات جنوب رفتم و اطلاعاتی را دریافت کردم و مسئول ستاد آنجا گفت، به لشکر 92 زرهی اهواز بروم و از فرمانده گردان تانک، پنج تانک بگیرم، آنجا هر چه گشتم فرمانده گردان تانک را پیدا نکردم، البته باید بدانید که معمولا فرمانده گردان تانک سرهنگ دو و نزدیک به درجه سرهنگ تمامی است که معمولا دوره دانشگاه جنگ یا دافوس را طی کرده باشد و در این شرایط بود که ناگهان دیدم یک سروان واحد مخابرات از دور به سمت من می آید که متوجه شدم فرمانده گردان تانک است، حالا شما تصور کنید این فرد در یک تخصص تاکتیکی متفاوت از حیطه تخصصی خود ورود پیدا کرده است و این نشان دهنده تصفیه هایی بود که در ارتش رخ داد.

تحرکات مشکوک پیش از وقوع رسمی جنگ عراق در نقاط مرزی

من از اسفند 58 در خرمشهر واحد داشتم که یکی از واحد ها در مرز به ژاندارمری کمک می کرد، واحد دیگری با شهربانی آنجا همکاری داشت، واحدی در پتروشیمی مستقر بود و واحدی هم در نیروی دریایی خودمان داشتیم که هر روز به ما تحرکات مرزی را مخابره می کردند و ماهم به تهران ارسال می کردیم با این محتوا که قرائنی از آغاز جنگ بین ایران و عراق وجود دارد و عراق در حال آمادگی برای ورود به جنگ است و حتی در اسفند 58 عراق در شمال خلیج فارس یک مانور دریایی گذاشت و ستاد نیروی دریایی ارتش از تهران به ما که در بوشهر بودیم و خرمشهر که پایگاه منطقه سه ما بود و ناوگان هشتم ما آنجا مستقر بود، دستور دادند که این مانور را رصد کنید و ما هم به تهران گزارش دادیم که صد در صد جنگی در پیش خواهد بود، اما ارتش وقتی متوجه شد که دولت وقت (بنی صدر) توجهی به این هشدار ها ندارد، مستقیما وارد عمل شد و در اردیبهشت سال 59 به هر سه نیروی ارتش دستور اکید صادر کرد که دستور العمل های قدیمی را کنار بگذارید و دستور عملیاتی جدید خود را بر مبنای تهدید از سمت غرب کشور، بررسی و تنظیم کنید و طرح های عملیاتی ما آماده شد و به همه واحد ها ابلاغ شد.

طرح های عملیاتی روزهای اغازین تجاوز عراق به ایران

فرمانده پایگاه خرمشهر ما که ناخدا ابریشمی بود و فرماندهی ناو تیپ هشتم ما در آن منطقه را بر عهده داشت، روز 26 مرداد 1359 تمام کشتی های خود را از اسکله خرمشهر_ آبادان خارج کرد و در بخش شمالی خلیج فارس قرار داد و بر اساس طرحی که از قبل آماده شده بود، ناوچه ها و ناو های خود را مستقر کرد و با مهمات کامل، سوخت، آذوقه و پرسنل آماده جنگ شد و البته در همین ایام برخی از سیاسیون دخالت هایی را در اهواز و خرمشهر صورت دادند و شایعه کردند که نیروی دریایی محل را خالی کرده است، در حالی که نیروی دریایی در دریا باید آماده جنگ باشد نه کنار اسکله و این درشرایطی بود که فاصله مرزی ما با عراق در اروند رود در برخی از قسمت ها به ششصد متر هم می رسد.

آمادگی کامل ارتش برای دفاع از مرز ها در ماه های پیش از شروع جنگ

بله، در واقع ارتش در مرداد ماه آماده دفاع در برابر هجمه احتمالی عراق بود و 2 شهریور که دو هواپیمای سوخو در شمال خلیج فارس به ناو نقدی حمله کردند، این ناو بر حسب دستور بی درنگ هر دو هواپیما را با ضد هوایی سرنگون کرد، بنابراین باید بگویم که ارتش آمادگی جنگ را داشت، اما دیگر از توان نظامی سال های قبل برخوردار نبود.

دخالت در کار ارتش

اجازه دهید پاسخ شما را با ذکر خاطره ای از شهید قرنی بدهم، روزی شهید قرنی، وزیر وقت دفاع اعلام کرد که معاون نخست وزیر در جایی صحبت کرده و گفته در فروردین همه سرباز های ارتش ترخیص می شوند و خب طبیعی است که در چنین شرایطی دشمن متوجه می شود و ایشان در متن استعفای خودشان هم نقل کرده بودند، برخی سیاسیون بدون مشاوره با من در کار ارتش دخالت می کنند و همه این ها باعث شده بود، توان نظامی ارتش تا حد زیادی تحت الشعاع این مسایل قرار بگیرد. روزی هم که کودتای نقاب رخ داد، در اصل کودتایی شکل نگرفت و این اقدام ساختگی برای عراق بود و حالا ممکن بود، چند نفری هم در پایگاه هوایی دزفول یا در لشکر 92 زرهی اهواز فریب خورده باشند، اما اگر کودتایی در کار بود باید در مرکز شکل می گرفت، چرا که قصدش سرنگونی دولت مرکزی بود، بنابراین، حتی اگر این ها اهواز را هم می گرفتند، چگونه می خواستند خود را به تهران برسانند، با این وجود این کودتا باهدف تضعیف ارتش صورت گرفته بود و در نتیجه آن، سرهنگ فرزانه، فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز دستگیر و زندانی شد و تعدادی از از فرمانده هان تیپ و گردان و افسران ارشد دچار گرفتاری شدند، در همین اثنا، استاندار وقت خوزستان، فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر و فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز را عوض کرد و فرمانده پایگاه هوایی دزفول را هم تغییر داد.

برچسب‌ها