کد خبر 139286
۳۱ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۰

تیمسار هوشنگ صمدی در گفت و گو با حیات تشریح کرد:

علت تجاوز صدام به ایران(1)

علت تجاوز صدام به ایران(1)


تیمسار هوشنگ صمدی فرمانده تکاوران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفت و گو با پایگاه خبری حیات اظهار داشت: بر خلاف عده ای که گمان می کنند، ارتش در برابر حمله صدام به ایران غافلگیر شد، اما من با ادله ثابت می کنم، نه تنها ارتش غافلگیر نشد، بلکه به نحو شایسته ای در برابر ارتش عراق ایستادگی کرد.

ارتش پیش بینی حمله را می کرد

یکی از صحبت های اصلی من که در سخنرانی های خود هم بارها بیان کرده ام، این است که شما شنیدید که می گویند، بعثی ها ارتش ایران را غافلگیر کردند، من با ادله قوی به شما ثابت می کنم ارتش ضمن اینکه غافلگیر نشد، به شایستگی ایستادگی کرد و شما اگر به سال های قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نگاه کنید متوجه خواهید شد که ارتش ما پنجمین ارتش دنیا بود، البته ما در سال 48 برخورد کوچکی با عراق داشتیم که خیلی جدی نشد و در نتیجه قرارداد 1975 الجزایر را رقم زد.

ادعای مالکیت اروند توسط عراق

عراق در سال 48 اعلام کرده بود که اروند رود یا به قول خود آن ها شط العرب متعلق به عراق هست و هیچ ارتباطی به ایران ندارد و این به آن معنا بود که هر کشتی که از خلیج فارس می خواهد وارد اروند رود بشود باید پرچم عراق را نصب کند، عوارض را باید به عراق پرداخت کند و با راهنمای عراق بیاید و در اسکله پهلو بگیرد که البته این خلاف قانون مرز آبی است، چرا که در مواردی که بین دو کشور مرز آبی وجود دارد، عمیق ترین بخش آن رود خانه، نقطه مرزی محسوب می شود و اگر آن رودخانه به وسیله کشتی یا قایق قابل تردد باشد، هر دو کشور در آن سهیم هستند.

بهانه صدام برای تجاوز به خاک ایران

صدام معتقد بود که عراق در قرارداد الجزایر ضرر کرده است و می گفت، ما در آن مقطع در موضع ضعف بودیم و ایرانی ها به ما فشار آوردند و به همین دلیل، ادعای قبلی خود را مبنی بر اینکه اروند رود متعلق به عراق است، دوباره مطرح کرد و حتی پا را فرا تر گذاشته و بخشی از زمین های نفت خیز منطقه را هم می خواست به عراق ضمیمه کند، در آن سو نیز انقلاب اسلامی ما پیروز شده بود و ارتش مورد اتهام برخی از سیاسیون قرار گرفته بود و معاندین مثل: گروهک ها و به ویژه چپ ها در تضعیف ارتش نقش مهمی داشتند، چرا که می دانستند تا زمانی که ارتش باشد، نمی توانند به خواسته های خود برسند، به همین دلیل اول از همه گفتند که ارتش باید منحل بشود و زمانی که حضرت امام (ره) دستور فرمودند، ارتش باید بماند، بسیاری از این ها ساکت شدند با این حال برخی در راستای تضعیف ارتش فعالیت هایی می کردند، دشمن هم آن سوی مرز ها متوجه این اتفاق ها بود و به همین دلیل از شرایط ایجاد شده برای حمله استفاده کرد.

دستور امام مبنی بر ابقای ارتش

وقتی فرمان امام صادر شد که ارتش باید بماند، متن کاملی را بیست و شش فروردین ماه سال 1358 در پنج بند صادر کردند و روز 29 فروردین ماه را به نام روز ارتش در تاریخ انقلاب اسلامی ایران تعیین کردند و امام دستور فرمودند تا ارتش در همه جای ایران و با همه تجهیزات در مقابل مردم رژه برود و از مردم نیز خواستند تا به پیشواز ارتش بیایند ، ضمنا در یکی از پنج بند دستور دادند که ارتش باید نظم و ترتیب داشته باشد و بالادست مراعات پایین دست را بکند و پایین دست از بالا دست تبعیت کند که این فرمان 5 بندی روح تازه ای به ارتش تزریق کرد. چرا که در آن دوران شرایط به شکلی بود که کسی در ارتش از فردای خود خبر نداشت و خیلی ها سر کار خود حاضر نمی شدند و کسی دیگر با لباس نظامی به سر کار خود نمی رفت و امام (ره) بسیاری از این مشکلات را حل کردند، اما دولت وقت به این هم راضی نشد و گفت، ارتش خدمت سربازی را از دو سال به یک سال کاهش دهد و در نتیجه من که مدت کوتاهی فرمانده پادگان سیرجان بودم که مرکز آموزش سربازی نیروی دریایی بود و روز اول که رفتم، دیدم، سرباز ها در محوطه پلاکارت به دست در حال راهپیمایی هستند و می گویند «رهبر ما امامِ، خدمت ما تمامِ»، بنابراین سرباز های قدیمی ترخیص شدند و سربازگیری جدید هم نداشتیم و حتی در نگهداری و محافظت از پایگاه هم در مضیقه بودیم، من حتی بعد از اینکه به بوشهر بازگشتم، شب ها خودم با ماشین شخصی دور پادگان گشت می زدم، چرا که سربازی نداشتم.

کارشکنی گروه های سیاسی

بخشنامه ای آمد که هر کسی می خواهد از ارتش استعفا دهد، قبول کنید و ما نمی توانستیم این بخشنامه را بپذیریم، چرا که اگر نیرو ها استعفا می دادند، عملا ارتشی باقی نمی ماند، برای مثال: ما در بوشهر سیصد نفر افسر جدید داشتیم که در اروپا و آمریکا دوره های خاص نظامی دیده بودند و ناوبان دو یا ستوان دو شده و برگشته بودند و تخصص های لازم مورد نیاز نیروی دریایی را دیده بودند و این تعداد فقط از پایگاه ما استعفا دادند و رفتند، البته ما تا مدت ها این بخش نامه را ابلاغ نکرده بودیم، اما بچه ها از مراکز دیگر شنیده بودند و به ما اعتراض می کردند که چرا ابلاغ نمی کنید و در همین اثنا، بخش نامه دیگری آمد که هر کسی می تواند در محل بومی زندگی خود خدمت کند، یعنی افسر نیروی دریایی ارتش می توانست به محل زندگی خود در اردبیل برود و خود را به شهربانی آن جا معرفی کند و همان جا مشغول به کار شود که این اتفاق در همه جای ارتش افتاد، حالا شما این وضعیت را در لشکر نود و دو زرهی اهواز بررسی کنید که از تانک چیفتن که آخرین تکنولوژی تانک محسوب می شد، استفاده می کرد و این تانک قابلیت تیراندازی در حرکت را داشت و هدایت آتش توپ هم از طریق کامپیوتر انجام می شد که فرمانده آن استوار یک یا استوار دو بود که به معنای بیست تا بیست و پنج سال تجربه و تخصص است، حالا تصور کنید که فرمانده این تانک که مشهدی بود، خود را به یگان هایی در مشهد معرفی می کند و این در شرایطی است که آنجا تانک چیفتن نداشته و مشکل اصلی این است که این فرد در آن محیط شغل سازمانی هم ندارد و حقوقش را کامل نمی تواند بگیرد و درجه خود را نمی تواند به موقع دریافت کند و هیچ فرمانده ای جایگزین او برای هدایت تانک چیفتن نشده است، در واقع این ها یکی از عواملی بود که به ارتش صدمه زد و از سوی دیگر تعداد زیادی از امرا و فرماندهان ارتش هم به دلایل مختلف از ارتش کنار گذاشته شده و سیزده هزار افسران ارشد ارتش مثل: سرهنگ، سرهنگ دو و سرگرد را نیز تصفیه کرده بودند که همه این ها ارتش را پیش از شروع جنگ تحمیلی تضعیف کرد.

برچسب‌ها